تبليغاتX
مجله الکترونیکی تلویزیون و سینما
مجله الکترونیکی تلویزیون و سینما

آرشیو کامل مطالب و تصاویر از فیلمها
   http://jewelintv.blogfa.com
خبرنامه و نظرسنجی
برای اطلاع از اضافه شدن مطالب جدید به مجله می توانید در خبرنامه عضو شوید .

کد خبرنامه:بــــــــزودی

کد نظرسنجی:بــــــــــزودی

آرشيو ارتباط با همکاران
گالري عكسهاي جديدهنرمندان
متن-شعر-عکس و...
نوین تصویر
خانه ی هنرمندان
هواداران لیلا اوتادی
کلوپ هواداران امین حیایی
بهرام عاشق عصیان
هزاران عکس و بیوگرافی خصوصی هنرمندان
جیغــــــــو
بازیگران ایران
هواداران مهدی سولوکی
..::نقد کوتاه::..
تحلیل سریال جواهری در قصر
فقط عکس(مطمئنا" ارزش دیدنش رو داره)
هواداران دو اتیشه پوریا پورسرخ
بانوی سینمای ایران
"گروه بزرگ هر چه می خواهی"
اینجا سرد است(نوشته های بابک طاهررفتار)
هنر هفتم
فيلم DVD قيمت کمتر از 750
تخصصی کارگردانی و بازیگری
پلنگ صورتی
سفيرسيمرغ(حميد)عكس هاليودوباليودو......
خبرگزاری سینمایی پرشین استار
وبلاگ رسمی استاد امین تارخ
موزیک تیتراژ های تلویزیونی
همه چیز درباره سینما،تلویزیون و تئاتر
"فیلم وسینما"
irancute
وبلاگ بهروز وثوقی
چیزی شبیه روزنامه
دانلود آنونس وفیلم سینمایی
عكسهاي بدون سانسور
عكسهاي ورزشي روز
قـــــــــــدیمیها
(نوید)love korea
بیست و دو
کابلو
بیوگرافی هنرمندان
افسانه شجاعان و عقابهای مبارز
فروش کارتنهای ژاپنی
●•¤*korean pics gallery*¤•●
عکس-موزيک-امپراتور دريا-تاجرپوسان جومانگ
آموزش|عکس|تم|موبایل|جاوا|
قورقور(وبسایت بین المللی نقاشی کودکان و نوجوانان)
سریال امپراطوری باد ها
بهترین ها از کره
یــــــــــــاســــی
هر آنچه كه شما از دنياي سينماي هاليوود نيازمنديد
ارشد های میلادنور
کامل ترین وبلاگ درباره ی یانگوم
سونگ ايل گوك
Stars AlBum
سايت رسمي امپراطوردريا
اینجا سرزمین من است .!.!.!i
خرید کارتون و انیمه
بی خوابی(فیلم)
سریالهای امریکایی(امیر)
پنج گیگ هاست رایگان +دانلود فیلم 2009
سایت دانشجویان ایران
سریالها و کارتونها

پرطرفدارترین موضوعات

اخبار کوتاه


لــوگوی همکاران

آمار مـــجله

  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

:
Google Pagerank Checker

جدول فروش فیلمهـــا



«««« تبليغات »»»»





٭مجله الکترونیکی تلویزیون و سینما آماده همکاری متقابل با همه وبهای تلویزیونی و سینماییست٭


پرونده ای برای دلنوازان-بخش نخست

معرفی کوتاه:

نام:دل نوازان

کارگردان:حسین سهیلی زاده

بازیگران:

شاهرخ استخری/سحرقریشی/سیاوش خیرابی/عبدالرضا اکبری/پرویزفلاحی پور/فریبا کوثری

شرح مختصر :
جهان و شكوه خواهر و برادري هستند كه ساليان سال در يك خانه دو طبقه به همراه فرزندانشان زندگي مي كنند آنها جهت امرار معاش چند وقتي است كه يك آژانس هواپيمايي افتتاح كرده اند و بهزاد قرار است با مهتاب ازدواج كند اما طي حوادثي اين اتفاق رخ نمي دهد و اين شروع ماجراهاي اين دو خانواده در سريال دلنوازان است.

"دلنوازان" نگاهي تازه به موضوع ازدواج دارد!!

●نکات مثبت(تحلیل دلنوازان)

تهيه کننده مجموعه تلويزيوني "دلنوازان" ويژگي اين مجموعه را نگاه متفاوت و تازه به مسئله ازدواج مي داند.
مهران مهام که همراه ايرج محمدي تهيه مجموعه هاي اجتماعي همچون "ترانه مادري"، "بزنگاه"، "خانه به دوش" و ... را به عهده داشته، درباره تهيه اين مجموعه با محوريت مسائل اجتماعي به خبرنگار مهر گفت: با توجه به تجربيات گذشته که در ساخت ملودرام هاي شبانه داشتيم طرح اوليه مجموعه "دلنوازان" را ارائه کرديم. قبل از شروع نگارش هم جلساتي با عليرضا کاظمي پور و سعيد جلالي نويسندگان و مديران شبکه سه داشتيم.  وي در ادامه افزود: طراحي و نگارش مجموعه "دلنوازان" 18 ماه طول کشيده و هنوز هم نگارش فيلمنامه ادامه دارد. براي تهيه اين مجموعه کار گروهي انجام شده و با کارشناسان و رواشناسان و ... صحبت شد تا کار شسته و رفته شود. هدف ما از تهيه مجموعه "دلنوازان" پرداختن به مسائل ازدواج از زاويه اي نو و متفاوت بود.
اين تهيه کننده خاطرنشان ساخت: ممکن است شما هم در اطرافيانتان ديده باشيد که خانواده ها فرزندانشان را از کودکي به نام هم مي کنند. اين مسئله درست نيست، چرا که وقتي بچه ها بزرگ مي شوند شرايط تغيير مي کند. در واقع مجموعه "دلنوازان" هشداري براي خانواده ها است و تلاش کرديم اين نوع مسائل را براي مردم باز کنيم. از سوي ديگر هر قسمت از اين مجموعه تعليق هاي زيادي براي مخاطب دارد و سعي مي کنيم اين تعليق ها تا پايان مجموعه ادامه داشته باشد. وي درباره انتخاب سهيلي زاده براي کارگرداني "دلنوازان" گفت: در گذشته مجموعه هاي "خانه آرزوها" و "دوقلوها" و تابستان پارسال هم "ترانه مادري" را با هم کار کرده  بوديم. سهيلي زاده از کارگردان هايي است که به کار خود اشراف دارد و فکر ما به هم نزديک است، به همين دليل او را براي کارگرداني "دلنوازان" انتخاب کرديم. مهام درباره انتخاب بازيگران جوان اين پروژه که چهره هاي جديدي هستند، توضيح داد: در اکثر کارهايمان بازيگران جديدي معرفي کرديم و هميشه بر اين مسئله تاکيد داريم. تعداد بازيگران جوان با توجه به توليد انبوه تلويزيون کم است. بنابراين بايد چهره هاي جديد و با استعداد را شناسايي و از آن استفاده کنيم. اين تهيه کننده در پايان ساعت پخش اين مجموعه را مناسب ارزيابي کرد و گفت: با لطف مديران شبکه سه و معاون سيما اين مجموعه ساعت 45:20 پخش مي شود که جلوتر از وقت پخش مجموعه هاي شبکه سه است. اميدوارم اين مجموعه براي مخاطبان جذابيت لازم را داشته باشد. پخش مجموعه "دلنوازان" از چهار مهرماه به تهيه کنندگي ايرج محمدي و مهام از شبکه سه شروع شده و ادامه دارد.

سریال دلنوازان دچار ازدواج زدگی است

●نگاه منفی (نگاه انتقادی وطن امروز)

حسین سهیلی‌زاده پس از تجربه ساخت سریال شبانه «ترانه مادری» و اقبال نسبتا خوب مخاطبان، سراغ سریال مناسبتی«آخرین دعوت» رفت و حالا سریال شبانه«دلنوازان» را روی آنتن شبکه 3سیما دارد؛ سریالی با موضوع تکراری ازدواج.

آنچه در این سریال واضح است اینکه سهیلی‌زاده دغدغه جوانان را تنها در ازدواج و مسائل پیرامون آن دانسته و فراموش کرده است که یک جوان در جامعه امروزی مشکلاتی فراتر از اینها دارد.

داستان از این قرار است که پسری به نام «بهزاد» برخلاف میل خانواده‌اش با دختری ازدواج می‌کند که از لحاظ خانوادگی از وضعیت مناسبی برخوردار نیست و پدرش گم و گور شده است.

«دلنوازان» از ریتم تندی برخوردار است و زندگی «یلدا» تعلیقی را که باید، تا حدودی در داستان ایجاد کرده اما اشکال در اینجاست که مخاطب از همان ابتدای داستان فهمیده است که این خانواده ریگی در کفش دارند و عموی یلدا فقط درصدد ظاهرسازی است و در اصل شیادی بیش نیست.

در این میان آنچه در زندگی «مهتاب» و «روشنک» هم وجود دارد همان دغدغه ازدواج است و گویا چیزی فراتر از آن در زندگی آنها نیست. آنچه تا اینجا گفته شد فقط بحث روایت است و روایت هم گویا در این سریال دچار ازدواج‌زدگی شده است.

در حوزه شخصیت‌پردازی، شخصیت‌ها تک‌بعدی تعریف شده‌اند و این یکی از اشکال‌های اساسی کار است؛ اینکه ما در مهتاب چیزی جز سپیدی نمی‌بینیم، غم در وجود این کاراکتر جایی ندارد و جای خود را فقط به مهربانی و فرشته‌کنشی داده است. این شخصیت آنقدر از خودگذشته است که خود را فراموش کرده و دائما درصدد این است که ناپاکی‌ها را از وجود دیگران بزداید و از ابتدای داستان تا بدینجا فقط و فقط از روشنک یک سیر اخلاقی دیده‌ایم و جز آن چیزی نبوده است.

«رامین بیات» یک پسر شیطان است؛ از آن دست پسرهایی که تنها وظیفه‌اش خنداندن است و در هنر مکتوبمان به وفور در داستان‌های مودب‌پور نمونه‌اش را خوانده‌ایم. او فقط می‌خنداند و کاری جز این هم ندارد. این شخصیت رو است و یکرنگی‌اش گاه تا مرز راه رفتن روی اعصاب تماشاچی هم پیش می‌رود.

این نوع شخصیت‌پردازی منسوخ شده است و جایی در سریال و تلویزیون ما ندارد و سهیلی‌زاده اگر خاطرش باشد، می‌تواند رجوع کند به همان «ترانه مادری» و از شخصیت دانیال حکیمی الگو بگیرد؛ کاراکتری بسیار چندلایه که تماشاچی با او همذات‌پنداری می‌کرد؛ گاه به او ناسزا می‌گفت و گاه او را تحسین می‌کرد اما اگر مثلا نمونه آن در این سریال بخواهد بشود عموی یلدا یا «اتابک» باید با قاطعیت گفت که سهیلی‌زاده در این امر شکست خورده است.

طراحی صحنه و لباس یکی از نقاط عطف سریال است که خیلی خوب و بجا صورت گرفته است؛ رنگ لباس‌ها گویای احوالات درونی است و زمینه رنگی که در خانه بهزاد یا خانه مادر بهزاد وجود دارد هم می‌تواند از وضعیت زندگی آنها بگوید. در حالت کلی سریال «دلنوازان» می‌تواند سریالی باشد که اوقات فراغت تماشاچیان ثابت خودش را پر کند و دیگر هیچ... .

نمایشی عامه پسند نه دلنوازی!!

●نکات منفی »»خوارکردن عشقهای انسانی یا خوار کردن احساسات در تلویزیون دولتی...

                           ( نگاه انتقادی صدیقه قاسمی دبیر آموزش و پرورش منطقة 3 تهران)   

رسانه ملی در شبکه ویژه جوانان اقدام به پخش سریالی نموده است که طبق معمول حرفها و حدیثهایی را به همراه داشته است. هنرپیشه های جوان این مجموعه پنجاه قسمتی به توجه به دیدگاه کارگردان، مصداقی از شخصیتهای جوانان به حساب می آیند، نویسندگان با در هم کردن سوژه های مختلف قصد دارند عمر سریال را طولانی تر نموده تا شبهای پاییزی را به نزدیکی های یلدای زمستانی برسانند.

داستان جوان عاشقی است که می کوشد با صداقت و جسارت جوانی، از قدرت و حق انتخاب خود در تعیین سرنوشتش استفاده نماید. او که قرار بود در یک انتخاب از پیش تعیین شده به یک ازدواج فامیلی و کاملا سنتی رضایت دهد، نه تنها علیه این انتخاب می شورد و مؤدبانه به سراغ عروس خانم انتخاب شده رفته و شجاعانه نظر منفی خود را به او اعلان می کند بلکه مانند مردان دیروز این روزگار از او می خواهد که به همه بگوید عروس انتخاب شده به آقای داماد در این ازدواج فامیلی رضایت نداده است.

این جوان جسور پدر خوانده ای دارد که اهل جبهه و جنگ و دفاع مقدس است، پدرش به دلیل کلاهبرداری از کشور گریخته و خواهر کوچکش نیز در کودکی گم شده است. حالا به حمایت پدر خوانده اش مدیریت یک آژانس مسافرتی را بر عهده دارد از همه مهم تر اینکه مادر او مشاور و ناظم مدرسه است.

یلدا دختری است که در یک اطلاعیه گمشده ها به سراغ خانواده بهزاد می آید شاید بخت برگشته ای شانس آورده و دختر این این خانواده شود اما افسوس که چنین نشد و تقدیر و سرنوشت او را به سمتی پیش برد که در نبود پدر نالایق و مادر بیمار که در آسایشگاه بسر می برد و رنج آلزایمر را به جان خریده تا به بقیه عمرش ادامه دهد مورد انتخاب آقای بهزاد قرار گیرد و همه واکنشها و تحریمهای خانوادگی را علیه او فراهم نماید در میان این واکنشها پدر فراری او با پاسپورت جعلی به ایران می آید و در فضای محرومیت و مجازات بهزاد، در صدد انتقام و از سویی دلسوزی نسبت به فرزند بر می آید.

درحاشیه این درام غم انگیز اعضای دفتر آژانس مسافرتی هم از این ماجرا بی نصیب نمی مانند و تعدادی جوان کاملا احساسی در مزاح و نزاع دائما در سرنوشت یلدا و بهزاد نقش آفرینی می کنند اگر همه داستان به این سرعت جلو آمده باشد خیلی کار سخت نخواهد شد اما غصه این قصه از آنجایی شروع می شود که نویسندگان داستان عشق صادقانه بهزاد را با واکنشهای خالی از منطق اطرافیان آنقدر به محاکمه می کشانند که از اساس این عشق به چالش می افتد و خود بهزاد هم درگیر حساسیتهایی می شود که گویا دیگران برایش تعیین کرده اند.

و آرام آرام بهزاد عاقل و البته جسور به یک جوان عصبانی و انتقام جو تبدیل می گردد. شغل و مدیریت آژانس از او گرفته می شود مادر مشاورش به طرد موقت او رضایت می دهد. مادر همسر از پیش انتخاب شده اش، آرزو دارد که هر چه زودترسر بهزاد به سنگ بخورد. گویا تئوری قدرت ـ ثروت قصد دارد اراده و آزادی و حقیقت جویی این جوان کمی خام را که دست پروده مادر مشاور و پدر خوانده وکیلش می باشد را له نماید آنگاه باز هم به سنت همیشگی ذلیل کردن و ترحم نمودن او را به آغوش خانواده باز گردانند شاید هم بر همین منوال عروس ناخواسته ای را هم بپذیرند.

تکرار همیشگی ازدواجهای تلویزیونی و خفیف کردن عشقهای انسانی از یک سو و ماجراجویی های ادبیات فیلمهای عامه پسند هندی از سوی دیگر به قربانی شدن عظمت و ارزشمندی عشقی می انجامدکه از یک سو در آن باید دختری گم شده پیدا شود و از سویی پدری فراری حاصل جنایت خود را در نابینایی فرزند گم شده اش بیابد. این همه درس و نصیحت لابلای یک جریان عاشقی ظهور پیدا می کند که به نظر می رسد به دنبال طرح حق انتخاب و آزادی و کرامت انسانی است اما آنقدر کارگردان محترم آن را کش می دهد و به حاشیه می رود که رنج زیبای انتخاب، در نزد مخاطب به لجبازی و گستاخی بهزاد تبدیل می گردد.

معلوم نیست نویسندگان این داستان به دنبال یک سوژه پلیسی بوده اند یا یک عشق خیابانی و کوچه بازاری و الا حاضر نمی شدند صداقت بهزاد را اینچنین بدون چارچوب منطقی در کش و قوس طولانی شدن سریال ارزان بفروشند.

مخاطبین این سریالها امروز به دنبال عقلانی کردن عشق های خود هستند تا از بحرانهای عاشقی عبور کنند و یا با منطقی متقن آنها را بپذیرند و حتی باب توجیه را تعطیل نمایند. نشناختن حقوق مخاطبان و درگیر کردن آنها در یک جریانی که از عشق یابوی هوس را به مشام می رساند و یا جسارت و بعضا خامی ظلم مضاعفی است که همچنان بر تماشاگران روا داشته می شود.

مردم امروز دوست دارند بدانند که چرا مادر بهزاد در مقام یک مادر، بهزاد را برای آنچه خود می خواست تربیت کرد؟ چرا مانند یک مأمور قانون به خاطر تمرد از ازدواج فامیلی او را به محاکمه کشانید؟ کدامیک از اینها با حقیقت مقام مادری سازگار است؟

شاید در ادامه، ترحم و دلسوزی مادر به خوشایندی نتیجه داستان بیانجامد اما این غصه تربیت است نه حقیقت آن. به جای طولانی کردن دیدارهای یلدا و بهزاد و منتظر گذاشتن مخاطبین ناامید و سرگردان، بهتر نبود تلنگری و قیاسی بر علاقه خودخواهانه و غیر مادرانه بهزاد زده می شد و مادران و پدران امروز رادر عبور هر چه زودتر پاییز زندگی مدد می رساند تا دیگر یلدایی تحقیر نشود و بی اصالت و بد نام معرفی نگردد و بهزاد نیز به جرم تقاضای حق طبیعی خود توسط پدر خوانده وکیلش مجرم و و محروم از مدیریت آزانس نشود که حاصل آن خوشحالی عمه خانم وشکسته شدن غرور بهزاد باشد.

و باز هم تکرار سنت اجتماعی نادرست تهدید و تحقیر و آنگاه ترحم. کارگردان محترم که در صدد معرفی پدر خوانده بهزاد به عنوان یکی از مردان دفاع مقدس است آنقدر در جنبه های فرهنگی و تربیتی او را ناتوان معرفی می کند که بهزاد را مجبور می سازد تا سخنان نادرست اتابک در مورد پدر خوانده اش را بپذیرد.

نبود یک گفتمان منطقی در یک خانواده و شاید یک جامعه حاصلش بهزادهایی است که یا باید استقلال مالی داشته باشند و در غیر این صورت بتدریج حقوق خود را آنقدر پایین بیاورند که در سایه بزرگترها گذرانی داشته باشند و مزه و لذت زندگی را از کانال آنان عبور داده و به حداقلها رضایت دهند.

چرا در این شبهای یأس آلود پاییزی به تبیین حق عاشقی و تأیید هرچه بیشتر کرامت آزادی و دلدادگی انسان پرداخته نمی شود؟ و تنها از عشق آن هم در نگاهی سطحی، نگاه چهره به چهره باقی می ماند؟

خلأ یک چهارچوب منطقی و یک گفت وگوی پر تنش، اما پویا و سازنده، در این سریال به حدی است که منطق بدون نفوذ مهتاب را هم کمرنگ نموده است و بیشتر از آنکه او را دختری عقلانی جلوه دهد از او یک دختر مودب و مأخوذ به حیا می سازد.

شاید پاسخ این انتقادات از سوی نویسنگان محترم معرفی اعضای آژانسی است که هریک از آنها نمادی از جوانان و مردم جامعه باشد اما نباید چنین تعمیمی از سوی نویسندگان صورت گیرد. رامین نماد یک جوان بی هویت و راحت طلب است که کارگردان اصرار بر معرفی او دارد اما چرا چارچوب نظری هیچ کدام از شخصیتها مخصوصا والدین بهزاد به چالش کشیده نمی شود؟

نماد جامعه جوان ما رامین و روشنک گستاخ نیستند بلکه انسانهایی در این جامعه زندگی می کنند که آگاهی از گذشته و چرایی حرکت به آینده را حق خود می دانند و دوست دارند آنگونه که خداوند برایشان مقرر کرده در ژرفای زندگی اندیشه کنند.

از حاشیه های خیابانهای شهر بگذریم، در متن کوچه ها و خانه ها جوانانی با منطق زیبای خود به ما می آموزند که با ما به از این باشید. نادیده انگاشتن این نسل جفایی است جبران ناپذیر. در عصر سرعت و تکنولوژی و بهره وری از زمان، این بی توجهی یک غفلت است نه یک تکنیک که متأسفانه این سریال سخت درگیر آن است.

چنین به نظر می رسد در پایان شیرین این داستان: سر به سنگ خورده بهزاد و دل شکسته و رنجدیده یلدا و مردن کسی و پیدا شدن خواهر نابینای بهزاد و ترحم عاقلانه مهتاب به آقای جراح قلب و به دست آوردن دل بزرگترها دست به دست هم می دهند تا جشنی و سروری برپا شود و به همین سادگی زندگی شیرین شود و نسلهای آینده هم می آموزند که زندگی در سایه تحمل دیگران است نه تعامل با آنان. (این پیش بینی احتمالی، معمول و متعارف سریالهای ایرانی است امیدواریم روند داستان با درایت بهتری پایان پذیرد ..)

ای کاش نویسندگان محترم این داستان کتاب "هنر عشق ورزیدن" اریک فروم را تورق می نمودند و سری هم به کتاب "پله پله تا ملاقات خدای" مرحوم زرین کوب می زدند تا هرگز افسوسهای سرنوشت یلدا و جسارتهای بهزاد در این شبهای طولانی به تمسخر و تحقیر کشانیده نمی شد، ای کاش همانقدر که جهان ملک پور از سرزمین خود دفاع کرده بود می توانست در تعامل با بانوی مطلقه ای که اکنون همسر اوست بهزاد و یلدا را بپذیرد و بر بی قراری و بحران هویت این نسل خاتمه دهد و هرگز فرزند خوانده اش را مانند پدر مجرمش به "نمایش عامه پسند" محکوم نسازد.

ای کاش ترحم ازدواج با مادر بهزاد، باعث شرمندگی عواطف این مادر نمی شد تا در پناه این شرمندگی، شب قدر بهزاد را رقم بزند و حق انتخاب اورا قربانی ازدواج دوباره اش نماید. ای کاش اندیشه ها قبل از نوشتن ها سرمایه می شد و ای کاش گفت و گوها اینقدر روان و بی پرده بود که هر مخاطبی می توانست مشکل امروز خود را در این سریال پیدا نماید و چاره ای برای تضاد دو نسل اندیشیده شود.

رسالت رسانه سرگرم کردن مردم و آموزش آنان است. براستی این سریال پر استرس به کجا می رسد؟ چقدر رنج آور است که روحیه حقیقت جویی مردم را با استرس های بی پایه تعقیب کنیم و اسم آن را پای بند کردن و جذب مخاطب بدانیم.

این سریال می توانست یک فیلم پلیسی موفق و کارا باشد و قداست هنر عشق ورزیدن را پایمال ننماید و بهزاد و یلدا را در سرای دیگری معرفی نماید. ای کاش عشق زیبای دکتر مایک با آقای سالی در سریال پزشک دهکده درسی می شد برای سریالهای تجاری ما و ای کاش ادبیات زیبای خانواده دکتر ما یک و همسرش در گوشه ای از این سریال نمایش داده می شد تا ناتوانی مادر بهزاد نمایانتر و تن به فراموشی دادن مادر یلدا آشکارتر شود و در این میان آنچه ماندنی و ستودنی بود عقلانیت عشق بهزاد بود که با درگیر کردن او به چالش کشیده نمی شد و به خود فرصت بهتر اندیشیدن می داد تا در دام اتابک گرفتار نگردد.

در این صورت یلدا نیز می توانست با امیدواری بیشتر از تهدیدات اجتماعی در امان بماند و لطافت و شادابی اش بیش از این درگیر غم و اندوه نگردد تا او نیز مانند همه آنانی که حق زندگی دارند، زندگی کند و زندگی طوفان زده اش در کنار خانواده ای به آرامش برسد.

چقدر حزن آور است که شأن جوانان این جامعه را نادیده بگیریم و فقط برای کسانی سریال بسازیم که مانند رامین به دلایل گوناگون خوسته ایم که در زمان تماشاکردن برنامه های رسانه، کمتر بیاندیشند و بیشتر تماشا کنند.

متأسفانه سرنوشت سرمایه های بزرگ ما یعنی جوانان در این سریالها به دست سرمایه داران کوچکی داده شد که بیشتر از آنچه به بهای عاشقی بیاندیشند به بهانه آن می اندیشند. اگر روزی شنیدید که گفته شد در یک نظر سنجی وسیع، تعدادی از جوانان از این روند راضی هستند بدانید که این یک جفای مضاعف بر حق آنهایی است که پدران مجرمشان، خواسته و پدرخوانده هاشان، ناخواسته، اجازه فهم درست از زندگی و عشق ورزیدن را به آنها نداده اند تا از آنچه خود برایشان می خواهند راضی باشند یعنی انسانهایی که نه به ارزشهای دینی کار دارند و نه ارزشهای انسانی و این یعنی نمایشی عامه پسند نه دلنوازی.

 

پیش بینی ها

خوندن خیلی از این پیش بینی ها آدم رو به خنده میندازه و خوندن خیلیاشون به داستان خیلی نزدیک و خیلی مواقع خود داستان و جالبتر از همه خوندن خیلیاشون آدم میگه کاش اینجوری میشد خیلی بهتر بود..

در اینجا برگزیده ترینها رو با نام ارسال کننده قرار میدیم تا شمام بدونید(در ضمن این پیش بینی ها دو هفته قبل انجام شده و خیلی از اتفاقات مشخص نبوده)

در ضمن بیشتر افرادی که در این مسابقه شرکت کردند دختر بودند که نشان از بیشتربودن مخاطب تلویزیونی و همچنین این نوع برنامه هاست

راستی منتظر پیش بینی های شمام هستیما...

هلیا: منصور و اتابك باهم برادر ناتني هستند منصور يلدا را مجبور به كلاهبرداري مي كند و در نهايت آن دو مرد به زندان مي افتند و بي گناهي يلدا ثابت مي شود و با بهزاد به زندگي ادامه خواهد داد.

زهره: به نظرمن با سختگيري هاي بهزاد نسبت به يلدا اون ميفهمه كه بهزاد واقعا دوستش داره.باكمك جهان منصور خلافكار گرفتار قانون ميشه ويلدامهرش را مي بخشه وزندگيش با بهزاد دوباره خوب ميشه چون بي گناهي يلدا با دستگير شدن منصور به بهزادثابت ميشه. خواهر دكترزندو مهتاب بين بچه هاي بهزيستي ستايش را پيداميكنن.اتابك ميفهمه درباره جهان اشتباه ميكرده.روشنك مينا را استخدام ميكنه تااز شر اذيتاش راحت بشه.بهزاد باعذرخواهي ازجهان دوباره به آژانس برميگرده.دكتر زند با خواستگاري از مهتاب حالش خوب ميشه ودوباره ازدواج مي كنه.اخرفيلم هم با بدشدن حال يلدا(باردار بودنش)تموم ميشه!!!

سعید: اتابك به چند دليل آدم خوبيه:
-
سالي كه از ايران فراريده سالهاي قبل از انقلاب بوده و حتما يه كار انقلابي كرده كه ضد انقلابيها در صدد دستگيريش بودن
-
الان در حال حاضر پليس دنبالش نيست
و اما جنجالهاي اتابك و جهان برميگرده به دوران جوونيشون كه رقيب هم بودن و هردوشون رعنا رو ميخواستند

يلدا:
دختر بدي بوده(نمونه بارز: شوهر قبليش ميگفت ميرفته پارتي) كه بعدها توبه ميكنه (اول فيلم)
وحالا دوباره منصور گمراهش كرده و الان دستشون تو يه كاسس.

و اينو هم بگم كه همه آتيشا زير سر سيروسه و مسلما جهان هيچ ارتباطي با سيروس نداره

سيروس:
يه آدم ضد انقلابي كه چون دستش به اتابك نميرسه تلافيشو سر ستايش در مياره واتابك بعد از پيدا شدن گردنبند و عكس تو خونه يلدا(دختر سيروس) به اون مشكوك ميشه كه نكنه سيروس ستايشو….

در ضمن من حدس ميزنم كه زن دكتر زند كه مرده ستايش واقعي بوده و فكور صبور فقط واسه رد گم كردنه
حالا يه سوال؟؟؟
چرا يلدا كه مشخصه از سيروس متنفره… آمار اونو به هيچكي نميده؟؟؟!!!

شایان: به نظر من ستایش پیش اتابکه خارج.اتابک فقط امده پولا رو بالا بکشه.بهزاد یلدا رو طلاق میده یا باهاش میمونه.مهتاب با اون دکتره ازدواج میکنه چون خیلی با این خواهره قاطی اه(خواهره دکتره که کوره).مامانه مهتاب وقتی مهتاب با دکتره ازدواج میکنه خلاص میشه میپره میمونه رامینو اون خواهره مهتاب که با هم ازدواج کردن هیچ.جهانم با زنش مشکل پیدا میکنه تا پای طلاق میرن.بهزاد مادرشو میکشه.جهان بهزادو.رامین زنشو مهتاب خواهر کوره رو شوهره مهتابم میمیره بابایه کوره مهتابو میکشهبعد با تیر خودشو خلاص میکنه اتابک هم خودشو از بالای میلاد میندازه پایین میمیره.ستایشم میره قدیم تو هیروشیما میمیره
این شد یه فیلم ایرانی درستو حسابی البته اگه کسی جا موند نمرد من واقعا عذر میخوام از دستم دررفت
پایان فیلمو یه ملت داغون شده

مرده شور: جهان پیروز میشه چون ریش داره مهتاب اسگل هم زن دکتر می شه یلدا ادم خوبیه عموش چیزه بهزاد دوباره عاشق یلدا می شه روشنک هم با رامین ازدواج می کنه مادر شکوه هم می می ره ستایش پیدا نمی شه

نیلوفر: بهزاد با زنش يلدا مهربان مي شود و تا آخر عمر به خوبي و خوشي زندگي مي كنند.
روشنك و رامين با راهنمايي هاي مهتاب مشكلات بين خودشان را حل مي كنند و كم كم دست از ذفتارهاي بچگانه خود برمي دارند.
مهتاب با فرهاد زند ازدواج مي كند.
ستايش گمشده همان الهام زند مي باشد.
منصور به قتل پدر يلدا يعني سيروس اعتراف كرده و به چنگ قانون گرفتار مي شود.

مینا: اخرسریال از اهنگ تهش معلومه .نرسیدنه.ستایش فک کنم دختر نابیناست.خیلی بیخد میشه اگه یلدا و بهزاد خواهر وبرادر باشن. اینطور که معلومه جهان باید بیگناه باشه.فقط میتونم بگم خدا الهی اقای استخری رو حفظ کنه و بهش سلامتی بده با بازی نسبتا خوبش ابروی سریال رو خرید بقیه بازیگرهای جوون این سریال خوب بازی نمیکنند.بازیگر نقش یلدا هم بد نیست هر چند که اگه طبیعی تر بازی میکرد بهتر بود ما که بخیل نیستیم خدا ایشالا به ایشونم سلامتی بده از بقیه بهتر بود.خیرابی مزخرف بازی میکنه.کاش اخر فیلم بهزاد ویلدا به هم برسن.بازم میگم از ته قلبم خدا شاهرخ خان رو حفظ کنه وسلامتی بده ابرو داری کرد.’

ادامه در بخش بعدی پرونده




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : جمعه پانزدهم آبان 1388 |

مطالب گذشته مجــــله

منوی اصلی

نویسندگان مجله

بـــایگانی موضوعی مجله
ss501
دکتر هاوس
ملکه سوندوک
Lee Joon Ki
Kim Sun Ah
Hyun Bin
Han Ye Seul
شب به شب
Sung Yu Ri
دلنوازان
جواهری در قصر
مدار صفردرجه
یادی از گذشته
راه بی پایان
پزشک دهکده
دایی جان ناپلئون
سریالهای غیر سیما
قیصر
سنگ.کاغذ.قیچی
نقاب
پنجره
حوادث فیلمی
بزودی می آید
پرستاران
معرفی فیلم
امروز تولد کیه؟
اخبار سینماوسیمای ایران
اخبار سیما
برنامه هفتگی فیلمهای سینمایی
معرفی مجلات
سنتوری
سری فیلم هری پاتر
سیندرلا
پارک وی
اخبار هنرمندان
فراخوان دعوت به همکاری
محاکمه
فراخوان نامگذاری
کوله پشتی
چارخونه
شرک
هری پاتر
مرد عنکبوتی
هانیکو(داستان زندگی)
سوته دلان
کاریکاتور
تخیلی_فانتزی
ارباب حلقه ها
سینمای وحشت
امپراطوردریا
ارتش سری
کمیسر رکس
بدون شرح
راتاتوله(کارتون)
تن تن
گل یا پوچ
تام و جری
مسابقه تصویر شناسی
افسانه شجاعان
زندگی در مریخ
هشدار برای کبرا11
بررسی پرونده کاری کارگردانان
ماموران مخفی پلیس
بیوگرافی بازیگران
ماتریکس
"آن در گرین گیبلز"
فیلم هفت(سون)
رابین هود
والت دیزنی
فیلمهای منتخب هفته
جشن ها و جشنواره ها
سریال ها و برنامه های ماه رمضان
گالری عکس
حلقه سبز - ابراهیم حاتمی کیا
اخباروبررسی فیلمهای هندی-بالیوود
گل بارون زده
کمیسر لسکو
دانلود
درخواست های دوستان
بی صدا فریاد کن
بابالنگ دراز
فیلم های ترسناک
ساعت شنی
جدول فروش فیلمها
روزگار قریب
بیداری
معرفی کارگردان
جومونگ
سریالهای مناسبتی ماه محرم
اخبار و عکسهای هالیوود
نقدفیلمها وسریالها
گفتگوباهنرمندان
برنامه های نوروزی
مرگ تدریجی یک رویا
اطلاعیه ها
دانلود آنونس فیلمها
سه در چهار
تاجر پوسان
معرفی هنرمندان
معرفی کارتونهای قدیمی
معرفی سریال جدید
گـــاهنامه وب
معرفی کمپانیهای فیلمسازی
سینمای پیش از انقلاب
هوانگ جین یی
معرفی سریالهای قدیمی
گـــالری عکس بازیگران
افسران پلیس
بازیگران و فیلم و سریال های کره ای
سریال امیلی در نیومون
زنان کوچک
یی سان
امپراتوری بادها
خانواده دکتر ارنست
همیشه پای یک زن در میان است!!
دختری با گوشواره مروارید
قصه های جزیره
به سوی جنوب
نقاش باد
مستربین
حاشیه های سینمایی
لاست(گمشده)
موزیک تیتراژ و کلیپ
اموزش زبان کره ای
هیروز(قهرمانان)
سريالهاي امريکايي
مقالات آزاد
پریسون بریک(فرار از زندان)
پسرانی فراتر از گل
دریافت سریال

بــــایگانی ماهانه مجله

Copy Right © http://jewelintv.blogfa.com .:. قالب ساخته شده توسط: : گروه طراحی مجله الکترونیکی تلویزیون و سینــــما