مجله الکترونیکی تلویزیون و سینما
مجله الکترونیکی تلویزیون و سینما

آرشیو کامل مطالب و تصاویر از فیلمها
   http://jewelintv.blogfa.com
خبرنامه و نظرسنجی
برای اطلاع از اضافه شدن مطالب جدید به مجله می توانید در خبرنامه عضو شوید .

کد خبرنامه:بــــــــزودی

کد نظرسنجی:بــــــــــزودی

آرشيو ارتباط با همکاران
گالري عكسهاي جديدهنرمندان
متن-شعر-عکس و...
نوین تصویر
خانه ی هنرمندان
هواداران لیلا اوتادی
کلوپ هواداران امین حیایی
بهرام عاشق عصیان
هزاران عکس و بیوگرافی خصوصی هنرمندان
جیغــــــــو
بازیگران ایران
هواداران مهدی سولوکی
..::نقد کوتاه::..
تحلیل سریال جواهری در قصر
فقط عکس(مطمئنا" ارزش دیدنش رو داره)
هواداران دو اتیشه پوریا پورسرخ
بانوی سینمای ایران
"گروه بزرگ هر چه می خواهی"
اینجا سرد است(نوشته های بابک طاهررفتار)
هنر هفتم
فيلم DVD قيمت کمتر از 750
تخصصی کارگردانی و بازیگری
پلنگ صورتی
سفيرسيمرغ(حميد)عكس هاليودوباليودو......
خبرگزاری سینمایی پرشین استار
وبلاگ رسمی استاد امین تارخ
موزیک تیتراژ های تلویزیونی
همه چیز درباره سینما،تلویزیون و تئاتر
"فیلم وسینما"
irancute
وبلاگ بهروز وثوقی
چیزی شبیه روزنامه
دانلود آنونس وفیلم سینمایی
عكسهاي بدون سانسور
عكسهاي ورزشي روز
قـــــــــــدیمیها
(نوید)love korea
بیست و دو
کابلو
بیوگرافی هنرمندان
افسانه شجاعان و عقابهای مبارز
فروش کارتنهای ژاپنی
●•¤*korean pics gallery*¤•●
عکس-موزيک-امپراتور دريا-تاجرپوسان جومانگ
قورقور(وبسایت بین المللی نقاشی کودکان و نوجوانان)
سریال امپراطوری باد ها
بهترین ها از کره
یــــــــــــاســــی
هر آنچه كه شما از دنياي سينماي هاليوود نيازمنديد
ارشد های میلادنور
کامل ترین وبلاگ درباره ی یانگوم
سونگ ايل گوك
Stars AlBum
سايت رسمي امپراطوردريا
اینجا سرزمین من است .!.!.!i
خرید کارتون و انیمه
بی خوابی(فیلم)
سریالهای امریکایی(امیر)
پنج گیگ هاست رایگان +دانلود فیلم 2009
اس ام اس بازان حرفه ای
سایت دانشجویان ایران
سریالها و کارتونها

پرطرفدارترین موضوعات

اخبار کوتاه


لــوگوی همکاران

آمار مـــجله

  

Google PageRank 
		Checker - Page Rank Calculator

free online visitor stat counter

:
Google Pagerank Checker

جدول فروش فیلمهـــا



«««« تبليغات »»»»





٭مجله الکترونیکی تلویزیون و سینما آماده همکاری متقابل با همه وبهای تلویزیونی و سینماییست٭


به مناسبت تولد استاد شجریان
سلام.امیدوارم حالتون خوب باشه.فردا تولد استاد آواز ایران یعنی استاد شجریان هست.

بیوگرافی ایشون رو در ادامه مطلب میتونید بخونید...

                     



ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : شنبه سی و یکم شهریور 1386 |

عکسهای راه بی پایان
سلام.عکسهای راه بی پایان رو میذارم.امیدوارم خوشتون بیاد...

         



ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : شنبه سی و یکم شهریور 1386 |

به هیچ کس اعتماد نکن

به هیچ کس اعتماد نکن

 

 

 

«تهاجم» ساخته اولیور هیر شبیگل فیلمساز تحسین شده آلمانی در 3 روز اول نمایش عمومی خود در سینماهای امریکا 6 میلیون دلار فروش کرد.صدرنشین جدول هفتگی فروش همچنان «ساعت شلوغی 3» بود تهاجم از تولیدات 2007 است که هفته گذشته اکران عمومی شد.«تهاجم» با مضنون ضد جنگ خود،لقب فیلم جنجالی هفته را گرفت. فیلم با بازی نیکول کیدمن و دانیل کریگ (جیمز باند جدید سینما) یک درام اکشن علمی-خیالی و دلهره آور است که بازگشت کیدمن را بعد از یک سال دوری از پرده سینما به نمایش می گذارد. این فیلم ترسناک،طی هفته ای که گذشت بحث انگیز ترین اثر سینمایی روی پرده سینما ها بود.فیلمنامه فیلم بر اساس قصه کتاب جک فینی نوشته شده و با شعار تبلیغاتی «به هیچ کس اعتماد نکن،هیچ احساسی از خودت نشان نده و مواظب باش خوابت نبرد» اکران عمومی شد.جرمی نورتام،جکسن باند،جفری رایت و ورونیکا کارترایت هم در فیلم حضور دارند.

 

 

قصه

زندگی روی کره زمین وضیت عادی خودش را دارد و مردم آن مشغول گذران زندگی روزمره

هستند اما این وضعیت بزودی دستخوش یک تغییر و تحول اساسی می شود و آن زمانی است که یک اپیدمی خطرناک و مرموز بخشهای مهمی از دنیا را در خود می گیرد.کابول بنل(با بازی کیدمن) یک دکتر متخصص است که در شهر واشنگتن زندگی می کند. او با مشکلات خاص زندگی شخصی و روحی و روانی خود درگیر است  و با این حال تلاش  دارد که در حرفه خود

به درستی کار کند.کارول یکی از اولین کسانی است که متوجه ظهور این اپیدمی خطرناک می شود .وی در محل خود با علایم عجیب و غریبی روبه رو می شود و بعد از یک بررسی و تحقیقات همه جانبه،متوجه خطری می شود که جان ساکنین کره خاکی را تهدید می کند. کارول حتی متوجه مبنای اصلی این تهدید هم می شود.در حقیقت منبع اصلی خطر،نه یک گروه تروریستی (یا چیزی شبیه آن) که به کرات دیگر و موجودات ماوراء زمینی برمیگردد.در شرایطی که کارول سعی دارد خطر بزرگی را که برای نوع بشر پدید آمده برای روسای خود توضیح دهد،متوجه می شود پسر کوچکش هم به این بیماری واگیردار مبتلا شده است. بن دریسکول(با ابزی کریگ)جزو معدود کسانی است که حرفهای کارول را باور و قبول می کند.

او به کارول کمک می کند تا بتواند دارویی برای حل درمان (و حل این مشکل بزرگ) پیدا کند اما آنها فرصت کم و محدودی دارند و باید قبل از آنها که زندگی در روی کره زمین از بین برود و همه مردم آن کشته شوند،به حل این مشکل بپردازند.آیا کارول و بن می توانند جان مردم جهان و پسر کارول را نجات دهند؟

 

 

 

نقد

در یکی از صحنه  فیلم تاکر(با بازی نورتام)همسر سابق دکتر کارول،تلاش می کند او را متقاعد کند پسرشان اولیور را با داروهای موجود واکسینه کند.تاکر هم مثل هزاران نفر آدم دیگر،تحت تاثیر ویروس ناشناخته ای قرار گرفته که به دلیل سقوط و برخورد یک سفینه فضایی با کره زمین

در زمین پخش شده است.تاکر برای همسر سابق خود توضیح می دهد که با کار شانس زنده ماندن آنها بیشتر می شود.شاید بخشی از تماشگران فیلم هم با دیدگاه تاکر موافق باشند اما در آن صورت

دیگر قصه فیلم«تهاجم»ادامه پیدا نمی کرد و این فیلم بدون خلق هیچ هیجانی به پایان خود میرسید!

واکسنی که تاکر و اطرافیانش به خود زده اند،آنها را از هر نوع حس و احساسی تهی می کند و دیگر جایی برای احساسات انسانی باقی نمی گذارد.در چنین شرایطی،دیگر زندگی روی کره زمین

چه معنی و مفهومی خواخد داشت؟دکتر کارول هم به همین دلیل است که می خواهد راه حلی برای

مردم کره زمین پیدا کند که روحیات انسانی را از آنها نگرید.قصه فیلم برای این که تلاش سخت او جهت پیدا کردن درمان این بیماری را توجیه کند،فرزند وی را نیز مبتلا به ویروس ناشناخته میکند

حالا برای تماشاچی فیلم تلاشهای کارول منطقی و قابل قبول است،زیرا او می خواهد فرزندش را هم از خطر بزرگی که کل زندگی اش را تهدید می کند نجات دهد.




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : جمعه سی ام شهریور 1386 |

نقدی بر مجموعه راه بی پایان
سلام.امیدوارم که خوب باشید.نقد  راه بی پایان رو تقدیم می کنم.امیدوارم مفید

باشه...

                  



ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 |

تنها فیلم منتخب هفته

TinyPic image

تیغ آفتاب

«تيغ آفتاب» به كارگرداني والترسالس، قابل توجه‌ترين فيلم سينمايي سيما در روزهاي پنج‌شنبه و جمعه محسوب مي‌شود كه از سينما چهار پخش خواهد شد. والترسالس كه در ايران با فيلم‌هايي چون «ايستگاه مركزي»، «آب تيره» و «خاطرات موتور سيكلت» شناخته مي‌شود، «تيغ آفتاب» را در سال 2001 كارگرداني كرد. اين فيلم درام كه اختلاف خانوادگي بر سر تصاحب زمين را به تصوير مي‌كشد. شير طلاي كوچك ونيز را تصاحب كرده است. سینمایک نیز تا پایان ماه مبارک رمضان پخش نخواهد شد .

 




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 |

«کوارتت» با بازی باران کوثری و آتیلا پسیانی از امشب بر روی صحنه می رود
با سلام خدمت شما.این بار هم من با خبر اومدم.فقط قبلش یه چیزی بگم.از این ه بعد منبع رو

ذکر می کنم تا شما فکر نکنید ما همه ی مطالب رو از وبسایتهای دیگه بر میداریم.تا به حال

هم اشتباه می کردم این کار رو نمیکردم.ولی فکر می کردم وقتی خبر رو همه میگن و توی

سایتهای مختلف هم درج میشه دیگه لازم نیست من منبع بگم.از همین جا ازتون عذر میخوام.

      

سینمای ما ـ امیر کاظمی : کوارتت نام نمایشی است به کارگردانی امیر رضا کوهستانی که از امروز ( سه شنبه ٬ ۲۷ شهریور ) بر روی صحنه می رود . این نمایش با بازی آتیلا پسیانی ( مهمان از گروه بازی ) ٬ حسن معجونی ( مهمان از گروه لیو ) ٬ باران کوثری و مهین صدری هر شب به مدت ۸۰ دقیقه در تالار اصلی مولوی ٬ اجرا می شود . کوارتت کاری است از گروه تئاتر مهر ( شیراز ) . گروه تئاتر مهر روز گذشته در یک اجرای خصوصی برای عکاسان بر روی سن رفتند . این اجرا با ۵۵ دقیقه تاخیر آغاز شد . کوارتت یک نمایش ۴ بعدی است . در حالی که چند خبرگزاری و روزنامه معتبر خبر از پیش فروش بلیط های این نمایش داده بودند ٬ بلیط ها پیش فروش نشدند و گیشه هر روز از ساعت ۱۷ برای فروش بلیط مربوط به همان روز باز است .
کوارتت در مورد زندگی دو زن و دو مرد است که قصه ی زندگی آنها به موازات هم پیش می رود . اجرای این نمایش به حسن حامد ( نمایش نامه نویس ) تقدیم می شود .

منبع:سینمای ما




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 |

« همیشه پای یک زن در میان است » تا پایان ماه رمضان آماده نمایش می شود
 امیر کاظمی : « همیشه پای یک زن در میان است » جدید ترین ساخته ی کمال تبریزی در مقام کارگردان ٬ تا پایان ماه مبارک رمضان آماده نمایش می شود . محسن علی اکبری ( تهیه کننده فیلم ) در گفتگو با سینمای ما گفت : « مراحل فنی فیلم همچنان ادامه دارد . تدوین فیلم مدتی است که توسط حسین زند باف به پایان رسیده است و هم اکنون در مرحله ساخت موسیقی به سر می برد . « همیشه پای یک زن در میان است » قطعا ً تا پایان ماه مبارک رمضان آماده نمایش می شود »
موسیقی « همیشه پای یک زن در میان است » را آریا عظیمی نژاد می سازد . علی اکبری در رابطه با اکران « همیشه پای یک زن در میان است » گفت : « سعی گروه بر آن است که فیلم قبل از جشنواره فیلم فجر اکران شود و اصراری به شرکت فیلم در جشنواره ندارم . » علی اکبری سال گذشته با فیلم « پاداش سکوت » در جشنواره فیلم فجر حضور داشت .
مهران مدیری ٬ گلشیفته فرهانی ٬ رضا کیانیان ٬ حبیب رضایی ٬ آهو خردمند، اسماعيل خلج ، حسن معجونی حبيب الله حداد، ،شبنم مقدمی ، صبا کمالی ٬ مژگان جودی ، سياوش چراغی پور و هنگامه صالحي از جمله بازیگران این فیلم هستند . به يك خيابان باريك پر از ترافيك دقت كنيد، به اكثر قهرها و دعواي همسايه‌ها، هم محله‌ها و خانواده‌ها توجه كنيد به خيلي از جنگهاي تاريخي نگاه كنيد، حتي دعواي هابيل و قابيل را دوباره مرور كنيد، هميشه پاي يك زن درميان است!




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 |

پاچینو و دنیرو پشت صحنه فیلم
                               پاچینو و دنیرو پشت صحنه فیلم

اولین عکس‌ها از پشت صحنه فیلم «قتل عادلانه» که یک تریلر هیجان انگیز با بازی آل پاچینو و رابرت دنیرو  است در این‌جا دیده می‌شود. این فیلم را جان آونت می‌سازد و فیلمبرداریش تا ماه آینده به طول خواهد انجامید. در این فیلم خواننده گروه رپ «50 سنت» هم در نقش یک پخش‌کننده مواد حضور دارد. فیلمنامه را راسل گرویتز نوشته که پیش از این فیلمنامه «مرد نفوذی» را برای اسپایک لی نوشته بود. گفته می‌شود مارتین اسکورسیزی هم در مقابل دوربین حضور پیدا خواهد کرد. این فیلم که با بودجه‌ای 60 میلیون دلاری و به صورت مستقل ساخته می‌شود در تاریخ 15 می 2008 به نمایش عمومی درخواهد آمد.

بقیه عکسها در ادامه ی مطلب.در ضمن لطفا" نظر بدید....


ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 |

روزی که شنبه گریه کرد ....

در پی برنامه جالب و تاثیر گذار امشب "ماه عسل" :

 

روزی که شنبه گریه کرد ....

 

مطابق ماه رمضان های سال پیش ، شبکه سه برنامه ای با عنوان جدید " ماه عسل " را دقایقی قبل از اذان مغرب و وقت افطار راهی آنتن تلویزیون ها کرد.برنامه ای که در ابتدا چند سال پیش فرزاد حسنی آن را پایه ریزی کرده بود و می شد گفت ، این برنامه که هر سال نام آن عوض میشود، در ادامه کوله پشتی ساخته شده بود.

اما بنا به دلایلی فرزاد حسنی ، باز هم از این برنامه کنار گذاشته شد و احسان علیخانی جای او را گرفت و از آن به بعد سری های بعدی آن برنامه را احسان خان اجرا می کرد.

اما فرزاد حسنی کجا و احسان علیخانی کجا.....!!؟؟

اما امروز ، برنامه احسان علیخانی و اجرایش کمی با روزها و ماه رمضان های قبل تفاوت داشت.و دلیلش هم شاید حضور جواد رضویان به عنوان مهمان برنامه بود.کسی که همه به خاطر سادگی و قلب پاکش دوستش دارند ....

همه چیز برنامه امشب عالی بود .... از جواب های بانمک جواد رضویان به سوال های گاه بی مورد و گیرهای بی خود علیخانی گرفته . . . تا خاطره با نمک  خواستگاری اش ، وقتی که سن و سال زیادی نداشته .... گزارش کوتاهی از کارها یی روزانه رضویان ... اجرای قابل قبول علیخانی و در پایان ... اشک های جواد رضویا ن ... چه کسی فکرش را می کرد سید جواد رضویان(یا همان شنبه خودمان) روزی  در یک برنامه زنده تلویزیونی برای ظهور امام زمان گریه اش بگیرد ...  این چیزی بود که شاید تا مدت ها تکراری برایش وجود نداشته باشد ...

به غیر از برنامه امشب ، برنامه های قبلی " ماه عسل " خیلی خوب و قابل قبول تر از سال های قبل از آب در آماده ، به طوری که وقتی برنامه شب قبل " ماه عسل " را می دیدم ، وقتی احسان خان از همکاران پشت صحنه اش خواست که یکی از آنها که اجاره نشین است به نمایندگی از بقیه به جلوی  صحنه بیاید و از وزیر مسکن سوالاتش را در مورد وام مسکن بپرسد .... نا خوداگاه یاد اجراهای جسورانه ی فرزاد حسنی افتادم....

چیزی که معلوم است این است که از این به بعد، و تا پایان ماه مبارک رمضان ،  باید  منتظر برنامه های جذاب تر و زیباتری از این مجموعه باشیم...

 

 

 




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 |

گفت وگو با «ناتالى متى» بازيگر فرانسوى سريال «مدار صفردرجه»
گفت وگو با «ناتالى متى» بازيگر فرانسوى سريال «مدار صفردرجه»
سينماى ايران را دوست دارم
                                                            
هر دوشنبه شب زمانى كه «مدار صفردرجه» روى آنتن مى رود، دخترى فرانسوى را در ميان شخصيت هاى داستان مى بينيم كه به فارسى حرف مى زند و در خيابان تهران قديم راه مى رود، او يكى از ۲ شخصيت اصلى اين سريال پر بيننده است كه بار روايى داستان را به دوش مى كشد. سارا آستروس نام اين شخصيت بوده و «ناتالى متى» آن را بازى كرده است. ناتالى متى ۲۹ سال پيش در رم به دنيا آمده است. او مادرى ايتاليايى و پدرى هلندى دارد. اين خانواده از ۴ سالگى ناتالى در پاريس اقامت كرده اند. زندگى در پايتخت فرهنگى جهان موجب شده تا وى به بازيگرى علاقه مند شود و در رشته تئاتر دانشگاه سوربن تحصيلاتش را به پايان برساند. او البته در كنار تحصيل آكادميك مدت ۶ سال هم در هنرستان بازيگرى (اكتورز استوديو) دوره بازيگرى گذرانده است. حاصل اين پيگيرى هم بازى در بيش از ۲۰ فيلم كوتاه، ۶ نمايش صحنه اى و يك فيلم سينمايى در فرانسه بوده است. نكته جالب در اين بازيگر فرانسوى ازدواج با يك ايرانى اهل هنر به نام عماد دهكردى است، شايد همين اشتراك فكرى موجب شده باشد كه ناتالى متى بتواند سختى هاى حضور در اين سريال را به مدت ۲ سال (۳ ماه مجارستان، ۲ هفته پاريس و چند ماه در ايران) تحمل كند. متى اين روزها مشغول بازى در كار جديد خود در روستاى دورافتاده اى در ايتاليا بود و امكان گفت وگوى حضورى برايمان فراهم نشد. اما به واسطه امكانات مدرنى مانند تلفن و اينترنت گفت وگويى با اين بازيگر انجام داده ايم كه حاوى نكات خواندنى است.
خانم متى، لطفاً بفرماييد چطور شد كه براى بازى در سريال «مدار صفردرجه» دعوت شديد؟
كاملاً اتفاقى بود. من پيش از بازى در سريال «مدار صفردرجه» به ايران آمده بودم تا در طرح ديگرى به ايفاى نقش بپردازم، اما به دلايلى اين امكان به وجود نيامد، به دلايلى مانند مشكلات زمانى و اين طور مسائل. مدتى از اين ماجرا گذشته بود كه به وسيله عبدالله اسكندرى [طراح چهره پردازى سينما] به گروه سازنده سريال معرفى شده بودم. بنابراين وقتى كه حسن فتحى، ايرج رامين فر و همكاران ديگر براى ديدن لوكيشن هاى سريال و انتخاب بازيگر به پاريس آمده بودند با آنها آشنا شدم و همه چيز آنقدر با سرعت گذشت كه متوجه نشدم دوباره در ايران هستم و خودم را در تهران پيدا كردم.
* فكر مى كنم به واسطه ازدواج تان با يك ايرانى پيش از حضور در اين سريال با آداب و فرهنگ ايرانى آشنا بوديد، اما مى خواهم بدانم براى بازى در اين نقش چقدر در باره ايرانى ها تحقيق كرديد؟
من در دوران تحصيل با يك دختر ايرانى دوست بودم و درباره ايران اطلاعاتى داشتم. از طرف ديگر با فرهنگ و آداب و رسوم ايران باستان در دوران دانشگاه آشنا شده بودم. همچنين ازدواجم با يك ايرانى دليلى شد كه بيشتر درباره ايران علاقه مند شوم و درباره اين كشور كهن اطلاعات به دست بياورم. همانطور كه گفتم پيش از بازى در اين سريال به ايران آمده بودم و شناخت كلى درباره آن داشتم.
* شما پيش از بازى در اين سريال تجربه بازى در فيلم هاى كوتاه سينمايى و حتى تئاتر را داشته ايد، بازى «مدار صفر درجه» در مقايسه با كارهاى ديگرتان چگونه تجربه اى بود؟
خب اين سريال يك تجربه كاملاً موفقيت آميز براى من بود. اين كار ويژگى هاى خاصى داشت مثلاً من بايد خودم را با شرايط و فرهنگ متفاوتى از آنچه خودم داشتم تطبيق مى دادم. البته به عنوان يك كار تلويزيونى اين نخستين تجربه ام بود. سريال «مدار صفردرجه» زمان فيلمبردارى طولانى داشت و در طول ۲ سال ضبط چند ماهى بين كار ما فاصله افتاد، مثلاً دو سكانس پى در پى را ما در عرض يك سال فيلمبردارى كرديم. سختى اين كار براى ما نگاه داشتن يك حس و بازى يكسان و تكرار آن در يك مقطع زمانى طولانى بود. به هر حال اين كار براى من به عنوان يك بازيگر تجربه موفقيت آميزى بود.
آيا بازى در نقش يك دختر يهودى برايتان تجربه تازه اى بود؟ منظورم اين است كه آيا پيش از اين سريال چنين نقشى بازى كرده بوديد يا نه، بفرماييد كه سارا با نقش هاى قبلى شما چقدر تفاوت داشته است؟
راستش براى نخستين بار بود كه در يك طرح تاريخى بازى مى كردم. همانطور كه مى دانيد داستان سريال در بين سال هاى ۱۹۳۵ تا ۱۹۴۵ اتفاق مى افتد، يعنى زمانى كه نازى ها به فرانسه حمله و شروع به كشتن يهودى ها مى كنند، ترس و نگرانى فضاى شهر پاريس را گرفته و شرايط سختى براى شهروندان فرانسه ايجاد شده است. در اين ميان من به عنوان بازيگر نقش دختر يهودى بايد اين ترس و نگرانى را در تمام حركاتم، لحن صحبت كردن و بازى ام در آن قسمت از داستان نشان مى دادم، علاوه بر اين من نقش يك دختر جوان را در ۷۰-۶۰ سال پيش بازى مى كردم كه مدل راه رفتن، نگاه كردن، غذا خوردن و تمامى حركات او با يك دختر جوان امروزى فرق داشت. اين موضوع كار مرا مقدارى سخت مى كرد.
                         
 با توجه به اين كه بازيگران مجارى، لبنانى و شما در كنار بازيگران ايرانى به ايفاى نقش مى پرداختيد، فكر مى كنم به زبان اصلى خودتان ديالوگ ها را بيان كرده ايد و اينجا روى صداى شما به فارسى دوبله شده است. اما به نظر مى رسد در برخى از صحنه ها به فارسى ديالوگ ها را بيان كرده ايد، آيا همين طور است؟
بله. من گرچه با زبان فارسى آشنايى داشتم اما سعى كردم به خاطر اين سريال فارسى يادبگيرم و خيلى دوست داشتم كه خودم به فارسى حرف مى زدم ولى چون كه صداى سرصحنه گرفته نمى شد، كارگردان ترجيح داد كه من و ديگر هنرپيشه هاى خارجى بازبان اصلى خودمان ديالوگ هارا بيان كنيم.
* خانم متى، همانطور كه مى دانيد «مريم شيرزاد» گوينده با سابقه ايرانى روى صداى شما به فارسى حرف زده است، در اين باره چه نظرى داريد؟ اصلاً چه احساسى از شنيدن صداى فرد ديگرى روى صورت خودتان داريد؟
من وقتى در ايران بودم يك بار ايشان را در استوديو ديدم و فكر مى كنم كه كار ايشان خيلى سخت بوده است. چون كه من متن ديالوگ ها را به زبان فرانسه بيان مى كردم كه به لحاظ تركيبى جملاتى ساده تر هستند و كلمات كمترى نسبت به زبان فارسى دارند، بنابراين دوبلور من ناچار بوده كه ديالوگ ها را به سرعت بگويد. در مورد احساسم از شنيدن صداى يك فرد ديگر روى تصوير خودم بايد بگويم، احساس مى كنم خيلى عجيب است كه يك نفر ديگر بازبان ديگرى روى صورت من حرف بزند. بويژه براى نخستين بار كه شنيدم خيلى برايم عجيب بود، ولى با تمام ايرانى هايى كه برخورد كرده ام گفته اند كه از اين صدا خيلى خوششان مى آيد و من هم از اين اتفاق خيلى راضى هستم.
* بازى در مقابل بازيگران ايرانى و خارجى چطور بود؟
جالب بود و تمركز زيادى لازم داشت. بازيگران اين سريال از چند كشور مختلف آمده بودند و در طول فيلمبردارى بازبان هاى مختلفى مانند انگليسى، عربى، ارمنى، فرانسوى و فارسى حرف مى زدند. هركسى به زبان خودش بازى مى كرد و سعى مى كرد حسش را منتقل كند. بازى در كنار تمام هنرپيشگان خارجى و ايرانى تجربه خوبى براى من بود.
* در مقابل شهاب حسينى كه نقش حبيب پارسا را بازى مى كرد چطور؟ شما بيشترين بخش بازى تان در مقابل اين بازيگر جوان ايرانى مى گذشت.
خوب بود. ايشان در طول كار كمك هاى زيادى به من كردند.
* كار با حسن فتحى به عنوان كارگردان چه؟ در اين باره هم لطفاً توضيح بدهيد.
ايشان خيلى صبر و حوصله به خرج داد، هر جا كه متوجه نقش، بازى يا ديالوگ هايم نمى شدم به من خيلى كمك مى كرد، جاهايى كه صحنه عوض مى شد با حوصله آن را توضيح مى داد و من در طول كار خيلى آرام بودم و تجربه راحت و خوبى را از سر گذراندم.
* آيا سريال را ديده ايد؟ نظرتان درباره بازى خودتان چيست؟
نه، من نمى توانم سريال را در فرانسه تماشا كنم. البته چند قسمت آن را از طريق اينترنت تماشا كردم كه البته كيفيت خيلى بدى داشت. اميدوارم بتوانم نسخه كامل آن را خيلى زود ببينم.
* آيا با آثار تلويزيونى ايران يا سينماى ما آشنايى داريد؟
مدتى كه در ايران بودم به دليل رشته تحصيلى ام سعى كردم با سينماى ايران آشنا شوم. در اين مدت فيلم هاى زيادى ديدم و بايد بگويم سينماى ايران را خيلى دوست دارم. به سينماى عباس كيارستمى علاقه مندم و به خاطر رئاليسم (واقع گرايى)، ژرف انديشى، سادگى و آرامش فيلم هاى ايشان را دوست دارم. البته فيلم هايى از جعفر پناهى، داريوش مهرجويى، بهرام بيضايى، محسن مخملباف و خيلى از فيلمسازان ايرانى را ديدم و واقعاً دوست دارم كه در يك فيلم سينمايى ايرانى بازى كنم. از بازى هنرپيشه هاى ايرانى تا آنجا كه فيلم هاى ايرانى را تماشا كردم از بازى ليلا حاتمى و گلشيفته فراهانى خيلى خوشم آمد.



+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 |

نگاهی به فیلم هفت
سلام.امروز میخوام یکم مفصل تر درباره ی هفت صحبت کنم.ولی قبلش اینو بگم که این

پست واقعا" منو خسته کرد تا آپ شد.حداقل برا خسته نباشیدم که شده نظر بذارید...

         



ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 |

شیرشاه
شیرشاه


در این کارتون بی نظیر که در میانه دهه 90 ساخته شد، قبیله ای از شیرها در آفریقا زندگی می کنند که سلطان آنها شیری است مهربان و مقتدر. او صاحب فرزندی می شود به نام سیمبا. برادر سلطان، شیر حسودی است به اسم اسکار که با کفتارها - رقیب دیرینه شیرها - دوستی دارد و بالاخره به کمک آنها، برادرش را به کشتن می دهد و قلمرو او را تسخیر می کند.

اما سیمبا به شکل معجزه آسایی نجات می یابد و بعدها که بزرگ می شود به سرزمین خود برمی گردد و قبیله اش را از ظلم و ستم نجات می دهد. ترانه ها و موسیقی این کارتون در حد شاهکار هستند و با تم آفریقایی ساخته شده اند.

هانس زیمر آهنگساز آن و التون جان سازنده ترانه «شیرشاه» هردو برای این فیلم، اسکار گرفتند. این انیمیشن، موفقیت تجاری عظیمی به دست آورد و به سراسر دنیا سفر کرد.




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 |

گوژپشت نتردام
گوژپشت نتردام

 



این داستان معروف درباره کازیمودو، گوژپشتی است که در خدمت اربابی مستبد روزگار می گذراند و روزی دل به دختری کولی به نام اسمرالدا می بندد. همزمان یک نظامی جوان به نام فیوس و ارباب کازیمودو نیز در این دام گرفتار می شوند.

داستان ماجرای این چند نفر است که از روی رمان معروف ویکتور هوگو اقتباس شده است. موسیقی زیبا و صداهای قوی و مناسب و طراحی نرم و انعطاف پذیر آن از تسلط سازندگانش، گری تروسدیل و کرگ وایز، حکایت می کند.صداهای کازیمودو توسط تام هالک، اسمرالدا توسط مور و فیوس به وسیله کوین کلاین گفته می شود. شاید این نسخه کارتونی کمپانی دیزنی از نسخه های سینمایی آن دیدنی تر باشد




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 |

گاوچرانی که دنیای غرب را به هجو کشید

 

به انگیزه‌ی 61 سالگی «لوک خوش شانس»
لوک؛ گاوچرانی که دنیای غرب را به هجو کشید

 

بیش از نیم قرن است که لوک خوش شانس سوار بر اسب باهوش و باوفایش چالی‌جامپر در غرب وحشی برای برقراری عدالت مبارزه می‌کند. این گاوچران مهربان سریع‌ترین هفت تیرکش، ماهرترین سوارکار و بهترین یار قانون است.

لوک خوش شانس با به طنز و هجو کشیدن دنیای وسترن - این بزرگترین اسطوره آمریکایی - تصویری موثر و ماندگار از این اسطوره با تمام جزییات و عناصر تشکیل دهنده آن نظیر شهرها، آداب ورفتار، دکورها و شخصیتهای مثبت و منفی ارائه می‌کند.

*****

لوک خوش‌شانس - گاوچرانی که سریع‌تر از سایه‌اش هفت تیر می‌کشد - برای نخستین بار در قالب شخصیتی کمیک در سال 1964 در صفحات مجله هفتگی اسپیرو ظاهر شد.

خالق این شخصیت موریس دو بور، نقاش بلژیکی است. در ابتدا موریس هم نویسنده و هم طراح داستان‌های لوک بود، اما پس از چند جلد اول کار نگارش داستان‌ها را به نویسنده‌ای فرانسوی به نام رئه گویسنی واگذار کرد و نتیجه کار این تیم دو نفره شگفت آور بود و چنان پختگی و ظرافتی به لوک خوش شانس بخشید که به سرعت آن را به یکی از محبوب‌ترین قهرمانان داستان‌های مصور در دنیا بدل کرد.

پس از مرگ گوسینی در سال 1977 موریس کار تصویرگری لوک خوش شانس را به کمک نویسندگان دیگر و گاهی به تنهایی ادامه داد. دوران همکاری موریس و گوسینی طلایی‌ترین عصر داستان‌های لوک خوش شانس به شمار می‌رود. پس از مرگ موریس، آچده - هنرمند فرانسوی - سری جدید لوک خوش شانس را طراحی کرد که نتوانست موفقیت سرعت قبلی را تکرار کند.

*****

سری کتاب‌های کمیک لوک خوش شانس، یکی از پر فروش‌ترین کتاب‌های کمیک در تاریخ است که فروش فوق‌العاده بالایی در سرتاسر دنیا داشته و به اکثر زبانهای دنیا نیز ترجمه شده است.

موریس و گوسینی در این سری داستان‌ها، شخصیت‌های زیادی را به تصویر می‌کشند که بعضی از این شخصیتها در ادامه، اهمیت و محبوبیتی هم اندازه لوک به دست می‌آورند. از آن جمله می‌توان به برادران دالتون و ران تان پلن - و یا همان بوشفک - اشاره کرد.

*****

علاوه بر کتاب‌های کمیک، مجموعه‌های تلویزیونی و سینمایی متعددی بر مبنای شخصیت لوک خوش شانس ساخته شده است. تا کنون سه فیلم سینمایی انیمیشن و یک سریال تلویزیونی انیمیشن با نام لوک خوش شانس ساخته شده است. این سریال انیمیشن 26 قسمتی در سال 1983 توسط موریس و استودیو هانا - باربرا تولید شد. در سال 1991 نیز 26 قسمت دیگر از این مجموعه تولید شد. در سال 2001 کمپانی «زیلام» سری جدید 52 قسمتی با نام «ماجراهای جدید لوک خوش شانس» تولید کرد.

در اوایل دهه نود نیز دو فیلم سینمایی با هنرنمایی «تونسل هیل» در نقش لوک ساخته شد و در سال 2004 فیلم دیگری با نام «دالتون‌ها» با بازی «ژان دوژقدین» در نقش لوک ساخته شد.

*****

برادران دالتون (جو، جک، ویلیام و آوریل ) در اکثر داستانهای لوک به عنوان دشمنان اصلی لوک خوش‌شانس ظاهر می‌شوند. این برادران که به ترتیب یکی از دیگر بلند قدتر و کودن‌تر هستند، به عنوان پسر عموهای دالتونهای واقعی - که از مخوف‌ترین تبهکاران تاریخ آمریکا به شمار می‌روند - قصد گرفتن انتقام از لوک را دارند. این شخصیتها به سرعت به محبوبیتی عظیم دست پیدا کردند.

از جمله شخصیت‌هایی که در همه داستانهای لوک حضور دارند، می‌توان به جالی مامپر - باهوش‌ترین اسب دنیا - و ران تان پلن - کودن‌ترین سگ دنیا - اشاره کرد.

جالی جامپر با اعمال شگفت‌آوری که انجام می‌دهد، همیشه کمکی بزرگ برای لوک محسوب می‌شود. از جمله توانایی‌های جالب «جالی» شطرنج بازی کردن، دویدن در خواب، زورآزمایی و مچ انداختن بالوک، آشپزی و شستن لباس است.

اما در نقطه مقابل ران تان پلن و یا همان «بوشفک» حتی از سایه خود نیز احمق‌تر به نظر می‌رسد و با حماقت خود خواننده را به خنده می‌اندازند. محبوبیت ران تان پلن در بین خوانندگان، گوسینی و موریس را بر آن داشت تا یک سری داستان درباره خود ران تان پلن به رشته تحریر درآورند.

*****

درباره طراح:

موریس دو بور ملقب به موریس، تصویرگر و خالق «لوک» در اول دسامبر 1923 در کودته بلژیک به دنیا آمد. وی کار خود را با طراحی برای استودیوی انیمشین‌سازی «بلژ دو اکچوالیتیز» آغاز کرد و پس از جنگ به کشیدن کاریکاتور برای مجله اسپیرو مشغول شد. وی با خلق شخصیت لوک در سال 1946 به شهرتی فوق‌العاده دست یافت. در سال 1948 موریس جهت تحقیق درباره غرب وحشی به آمریکا سفر کرد و در آن جا با رنه گوسینی آشنا شد و کار نوشتن داستانهای لوک را به وی سپرد. گروه دو نفره موریس و گوسینی لوک را به یکی از ماندگارترین شخصیت‌های کمیک تبدیل کرد.

موریس از معدود تصویرگرانی به شمار می‌رود که در سراسر دوران حرفه‌ای خود تنها به یک شخصیت پرداخته است. در قسمت‌های اولیه، لوک همیشه سیگاری گوشه لب داشت، اما در سال 1983 موریس ساقه یونجه‌ای را جایگزین آن کرد که این عمل او مورد تقدیر سازمان بهداشت جهانی قرار گرفت.

از جمله افتخارات موریس می‌توان به دریافت جایزه گراند پریکس جشنواره سنت میشل بلژی در سال 1972 و جایزه مخصوص بیستمین سالگرد جشنواره کمیک آنگولم فرانسه اشاره کرد.

موریس در 16 ژوئیه 2001 در سن 77 سالگی در گذشت.

*****

درباره نویسنده:

رنه گوسینی در 14 اوت 1926 در پاریس به دنیا آمد. در دو سالگی با پدر و ماردش به آرژانتین رفت. پس از پایان تحصیلاتش، ابتدا در آرژانتین و بعد در ایالات متحده به نقاشی روی آورد اما موفقیتی کسب نکرد. او در آمریکا با موریس آشنا شد و در بازگشت به فرانسه و بلژیک به عنوان طنزنویس به ویژه در داستانهای مصور آغاز به کار کرد. ثمره کار او نگارش تعداد پرشماری داستان و همکاری با بسیاری از تصویرگران نامی عرصه کاریکاتور در داستانهای مصور بود. او در سال 1955 نوشت. این قلم گوسینی بود که شخصیتها وما جراهای لوک خوش شانس را به جا افتادگی و توفیق جهانی رساند.

او علاوه بر نگارش داستان‌های مصور، در خلق شخصیتهای ماندگاری نظیر آستریکس و واوبلیکس، نیکلاکوچولو، بوشفک و دالتونها نیز همکاری داشته است.

گوسینی همچنین سردبیری مجله پیلوت و نگارش سناریوی کارتونهای سینمایی و تلویزیونی را نیز در سابقه حرفه‌ای خود ثبت کرده است. از جمله افتخارات وی می‌توان به کسب جایزه بهترین هنرمند کمیک استریپ دنیا از جشنواره آدامسون سوئد در سال 1974 اشاره کرد. همچنین در سال 2005 نام گوسینی در تالار افتخارات ویل اسینر آمریکا ثبت شد.

گفتنی است از سال 1996 هر سال، جایزه رنه گوسینی در جشنواره کمیک آنگولم فرانسه به طنزنویسان جوان اهدا می‌شود. رنه گوسینی در 5 نوامبر 1977 در سن 51 سالگی در اثر حمله قلبی در پاریس در گذشت اما نام خود را در آثارش جاودان ساخت.

منبع : harfe-aghbaba.blogsky.com




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 |

تهیه کننده سنتوری: برای اکران سنتوری با وزیر ارشاد مذاکره می‌کنیم
     

تهیه‌کننده فیلم سینمایی "سنتوری" از آغاز مذاکرات خود و داریوش مهرجویی با وزیر ارشاد برای اکران این فیلم خبر داد.
فرامرز فرازمند در این باره گفت:‌ "طبق ماده پنج آئین‌نامه اکران، وزیر ارشاد یا معاون ایشان می‌توانند از اکران یک فیلم جلوگیری کنند، اما من به همراه مهرجویی در تلاش برای جلب رضایت وزیر محترم ارشاد و معاون ایشان هستیم تا هر چه زودتر مشکلات "سنتوری" مرتفع شود."

وی ادامه داد: "بسیار علاقمندیم "سنتوری" را در کشور عزیزمان ایران اکران کنیم تا از این طریق بتوانبم به فرهنگ مبارزه با مواد مخدر کمک کرده باشیم. فیلم مهرجویی تاریخ مصرف ندارد و هر زمان که اکران شود تاثیر خود را بر مخاطب می گذارد، اما امیدوارم مشکل آن هر چه زودتر حل شود."

"سنتوری" آخرین ساخته مهرجویی است که از اکران آن دو روز پیش از نمایش عمومی در سینماها جلوگیری به عمل آمد. به گفته محمدحسین صفار هرندی وزیر ارشاد، این فیلم فعلا غیرقابل نمایش است.



منبع خبر : مهر




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 |

سریال رابین هود
سریال رابین هود

 

 

خبر ساخت مجموعه تلویزیونی رابین‌هود در ماه ژوئیه سال ۲۰۰۵ توسط پیتر فینچمن مدیر شبكه BBC اعلام شد، اما تا ۲۴ اكتبر آن سال مورد تأیید مركز هنرهای نمایشی انگلیس قرار نگرفت.
۱۸ فوریه سال ۲۰۰۶ اعلام شد كه یوناس آرمسترانگ در نقش بازیگر اصلی این مجموعه به ایفای نقش می‌پردازد كه این خبر در روز سوم آوریل مورد تأیید شبكه BBC نیز قرار گرفت. گفتنی است در مجموعه تلویزیونی رابین‌هود كه در سال ۱۹۵۳ از شبكه BBC پخش شد پاتریك تروتون نقش رابین‌هود را بازی می‌كرد.
۲۳ نوامبر سال ۲۰۰۶ ساخت بخش دوم مجموعه آغاز شد كه قرار است سال ۲۰۰۷ به نمایش درآید. فیلم‌برداری بخش دوم مجموعه نیز از ماه مارس سال ۲۰۰۷ آغاز شده است كه بر اساس برنامه زمان‌بندی شده اكتبر سال جاری به روی آنتن خواهد رفت.

 


● عجیب، اما واقعی!
۲۸ آگوست سال ۲۰۰۶ بسیاری از روزنامه‌های انگلیس از دیده شدن چندین نوار ویدیویی حاوی قسمت‌های اصلی این مجموعه از محل اصلی فیلم‌برداری در مجارستان خبر دادند كه احتمال می‌رفت توسط یكی از عوامل و دست‌اندركاران ساخت این مجموعه صورت گرفته باشد. این موضوع مدیران اجرایی تولید برنامه را با مشكلات بسیاری مواجه ساخت.
آنها مجبور بودند بسیاری از صحنه‌های اصلی فیلم را دوباره فیلم‌برداری كنند. سخنگوی شبكه BBC تعیین جایزه یك میلیون پوندی برای بازگرداندن فیلم‌های سرقت شده را تكذیب كرد.
این در حالی بود كه این نسخه‌ها، نسخه‌های اصلی فیلم‌برداری شده بودند و در صورت پیدا نشدن آنها، تهیه كننده هزینه سنگینی را برای فیلم‌برداری مجدد مجموعه متحمل می‌شد كه در عین حال سبب نارضایتی بازیگران و دیگر عوامل تولید می‌شد.
شبكه BBC نیز اعلام كرده بود كه این مجموعه بر اساس جدول زمان‌بندی شده بر روی آنتن خواهد رفت و تغییری در زمان پخش آن ایجاد نخواهد شد. این حادثه و اخبار متفاوتی كه درباره آن مطرح شد، همزمان با آغاز تبلیغات تلویزیونی برای پخش مجموعه داستانی «رابین‌هود» بود كه می‌توانست تأثیرات نامطلوبی را به دنبال داشته باشد و پخش سریال را با عدم موفقیت مواجه سازد.
بنابراین بازیگران مجبور شدند برای پوشش كامل داستان، بخش‌های از دست رفته را مجدداً در مقابل دوربین بازی كنند. پس از اتخاذ چنین تصمیمی، شبكه BBC اعلام كرد كه فیلم‌های سرقت شده، صحیح و سالم بازگردانده شده و سارقان نیز دستگیر شده‌اند.
● شاهزاده دزدان
در نوامبر سال ۲۰۰۶ نسخه اول از سه DVD این مجموعه منتشر شد كه دربردارنده پنج قسمت اول سریال بود. در ژانویه و فوریه سال ۲۰۰۷ نیز به ترتیب نسخه‌های دوم و سوم در دسترس مخاطبان قرار گرفت. این داستان مورد توجه بسیاری از مردم دنیا قرار گرفت و در بسیاری از كشورها از جمله استرالیا، دانمارك، فرانسه، نیوزیلند، لهستان، پرتغال، سوئد و اسپانیا نیز به نمایش درآمد.
در این مجموعه داستان‌های زمان زندگی قهرمان افسانه‌ای روستایی در فضای امروزی و مدرن به تصویر كشیده می‌شود. رابین‌هود یك فرد انگلیسی قرون وسطایی است كه از ثروتمندان دزدی می‌كند تا بتواند به افراد فقیر و نیازمند كمك كند.او پس از گذشت پنج سال به همراه ماوچ همراه همیشگی‌اش از جنگ‌های صلیبی بازگشته و با روی كار آمدن داروغه جوید و تحت فشار قرار گرفتن روستائیان اوضاع ناتینگهام به‌كلی تغییر كرده است.
از سویی دیگر رابین مجبور است از مردم مستمند و نیازمند حمایت كند و همچنین از گروهی از افرادحقه‌باز و حیله‌گر كه در سرقت اموال ثروتمندان با او همكاری دارند مراقبت كند. او در نزد مردم از محبوبیت ویژه‌ای برخوردار است.


● پیامی برای نسل امروز
در این داستان نوجوانان احساس واقعی جسارت و شجاعت را قدم به قدم با رابین تجربه می‌كنند، در حالی كه گفت‌ و گوهای طعنه‌آمیز میان افراد نیز مورد توجه بزرگسالان قرار می‌گیرد و به این ترتیب می‌تواند مورد توجه طیف وسیعی از مخاطبان قرار گیرد. ماریان به رابین هود علاقه‌مند است و مخفیانه با دستیار داروغه مبارزه می‌كند تا نظر داروغه را نسبت به رابین تغییر دهد.
گفت‌وگوی ماریان و دستیار داروغه ناگهان شما را به یاد مذاكرات مطرح شده درباره زندانیان گوانتانامو می‌اندازد و چنین به نظر می‌رسد كه سیاست قصه‌ای است تكراری كه از گذشته تاكنون همراه همیشگی انسانها بوده است.
این داستان تركیبی است از ماجراجویی‌های هیجان‌انگیز و عاطفی كه می‌تواند دربردارنده نكات اخلاقی بسیار مهمی درباره جوانب مختلف زندگی باشد كه در زندگی روزمره به ناچار با آنها مواجه خواهیم شد.
در واقع رابین‌هود بازگشته است تا بتواند نسل جدید مخاطبان برنامه‌های تلویزیونی را نیز با خود آشنا سازد. او در جنگ علیه قدرت برتر شیطانی یعنی داروغه ناتینگهام ما را با خود همراه می‌سازد و با حقه و نیرنگ درصدد است از هر فرصتی برای مبارزه با ظالمان و بازپس گرفتن حق مظلومان استفاده كند.
در قسمت پایانی سریال، در حالی كه رابین‌هود از اینكه برای همیشه ماریان را از دست خواهد داد احساس ناراحتی می‌كند، ناگهان اتفاقاتی رخ می‌دهد كه پایان داستان را تغییر می‌دهد.
● داستان و حكایت رابین‌هود
داستان اصلی رابین‌هود اساسا برای كودكان نوشته شده است كه در آن رابین‌هود و گروهش در غیاب شاه آرتور كه برای حضور در جنگ‌های صلیبی از ناتینگهام خارج شده است، از جنگل شروود در مقابل دسیسه‌های شیطانی شاهزاده جان محافظت می‌كنند.
رابین كه به خاطر تیراندازی با كمان شهرت دارد، وظیفه داشت كه در جریان جنگ‌های صلیبی از شاه آرتور و اقامتگاه او مراقبت كند.
در جریان سه سوءقصدی كه برای از بین بردن شاه آرتور برنامه‌ریزی شده بود، رابین توانست زندگی شاه آرتور را نجات دهد. در حمله سوم كه با آتش‌سوزی همراه بود رابین‌هود به شدت مجروح شد و در نتیجه شاه آرتور علیرغم خواسته رابین برای حضور در جنگ از او خواست به انگلیس بازگردد.
اگرچه اغلب بینندگان و مخاطبان افسانه رابین‌هود را در كتاب‌ها خوانده یا شنیده‌اند اما تصاویر و صحنه‌های زیبا و هیجان‌انگیز این سریال تلویزیونی سبب شده است، مخاطبان بسیاری از گروه‌های سنی مختلف با شخصیت افسانه‌ای داستان همراه ‌شوند.

 

منبع : zoe.blogfa.com




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 |

میکی موس

میکی موس


میکی ماوس نخستین و محبوب ترین شخصیت کارتونی دیزنی است. نخستین فیلم این مجموعه به نام کشتی بخاردیلی در 1928 ساخته شد. امروزه ماسک ها و عروسک هایی که از میکی ساخته شده در عرض یک سال بالغ بر چهل میلیون دلار فروش دارد. میکی یک موش مهربان و دوست داشتنی است که هر وقت لازم باشد تبدیل به یک قهرمان می شود و به آسیب دیدگان کمک می کند.

در سال2003 میکی ماوس هفتادوپنجمین سالگرد تولدش را جشن گرفت و 75 مجسمه بزرگ دو متری از میکی در دیزنی لند و سراسر آمریکا بنا شد. اکنون چهره میکی ماوس تبدیل به نماد شرکت دیزنی شده است.






+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 |

رابین هود
رابین هود

 

کارگردان این کارتون ولفگانگ ریترمن بود. زمانی که والت دیزنی زنده بود، کارتون های کمپانی او کیفیت بالایی داشت که یکی از آنها رابین هود محصول 1947 بود. در داستان قدیمی رابین هود، او و دلاوران جنگل شروود از ثروتمندان می دزدیدند و به فقرا می دادند، اما در این کارتون، همه شخصیت ها حیوان بودند؛ پرنس جان شیر، هیس مار، داروغه و جان کوچولو خرس و رابین هود و ماریان روباه هستند.

 

طراحی این کارتون بسیار زیبا بود و تصاویر جالبی را از قرون وسطی و فقری که دامنگیر توده مردم بود، به نمایش می گذاشت. بخصوص شیرین کاری های رابین هود در مسابقه تیر و کمان و رفتارش با داروغه ناتینگهام و هیس جالب بود. به جای پرنس جان، پیتر یوستینیف معروف صحبت کرده بود.





+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 |

والت دیزنی

والت دیسنی، سلطان رویاساز



در دنیای انیمیشن هیچ کس به شهرت والت دیزنی نرسیده است. او نابغه ای بود که از دهه 1920 به بعد، به دنیای انیمیشن غنای خاصی بخشید. دیزنی صدا را وارد کارتون ها کرد و فیلم های بلند کارتونی ساخت. او مبتکر بسیاری از تکنیک های جهان انیمیشن بود. کارتون هایش سراسر جهان را در نوردیدند و از آنها عروسک ها، آدم ها، لباس ها و محصولات تبلیغاتی فراوانی ساخته شد که سود فراوانی را نصیب دیزنی و شرکتش کرد.

او حتی کارش را آنقدر وسعت داد که با برقراری سیستم های مدیریتی نوینی که ایجاد کرد، پارک ها و مراکز تفریحی و گردشگری اش را به مراکزی نمونه و بی نظیر تبدیل ساخت.  پرداختن به تمام کارتون ها و دنیای شگفت انگیز و رویایی او میسر نیست اما بعضی از انیمیشن های کلاسیک و معدودی از محصولات جدید کمپانی دیزنی معرفی می شود




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 |

تصاویری از سریال آن شرلی
                               

برای دیدن بقیه عکسها به ادامه ی مطلب برید....            

            



ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 |

فیلم سون
                    

فیلم هفت از جمله فیلم هاییست با فضایی متفاوت که به کارگردانی دیوید فینچر ساخته شده است.این فیلم  که داستان قاتلی را روایت می کند که قربانیان خود را بر اساس هفت گناه کبیره ای که مسیحیان به آن اعتقاد دارند به قتل می رساند.فیلم بر اساس کتاب کمدی الهی نوشته دانته ساخته شده و این کتاب به این گناهان اشاره کرده است.صحنه های فیلم که فضاهایی بسته هستند و نوعی ترس و غم را به بیننده ارائه می دهند به وسیله یک ایرانی برداشت شده است.Darius Khondji که یک ایرانی است و تیتراژ فوق العاده زیبای اول فیلم نیز از آثار اوست.در فيلم هفت بازیگرانی چون مرگان فریمن وبرد پیت و کوین اسپیسی به ایفای نقش می پردازند.بازي مرگان فريمن كه مثل هميشه ديدني است ولي به نظر من برد پيت نيز بازي زيبايي از خود باقي گزاشته است.ديويد فينچر كارگرداني فيلم هايي چون باشگاه مشت زني و زودياك رو داشته كه قبل از هفت بيشتر كارگرداني موزيك ويدئو مي كرده است.از ساير نكات بايد گفت كه فيلم بعد از اكران باعث ترس اهالي لوس آنجلس شده و در خواست امنيتي بسيار بالا رفته!فيلم  تا قبل از سكانس آخر در فضايي تاريك و سرشار از خفقان ساخته شده و سكانس آخر با اينكه در فضايي متفاوت ضبط شده ولي اتفاقات فيلم و پلان هاي دور و نزديك فيلم بردار در درون ماشين و كابل هاي برق و همجنين ديالوگ ها و اتفاقات پاياني بيننده را با حالي گرفته راهي خانه مي كند.

در پستهای آینده بیشتر راجع به این فیلم زیبا میگم.

منبع:وبلاگ نقد کوتاه




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 |

لاکی لوک

لاکی لوک

 

 

 

او کسی است که همه نام او را با نام عدالت و مجری قانون عجین میدانند.تنها کسی که برای یک سگ ولگرد و معمولا کثیف و کم عقل ارزش قایل است و تنها گاو چرانی که با اسب خود سخن می گوید بی آنکه جوابی دریافت کند.او تنها گاو چرانیست که در هفت تیر کشی از سایه خود نیز سریع تر است و در آن واحد می تواند از پس چندین تبهکار بر بیاید.

یک گاو چران ...یک سگ ولگرد....یک اسب سخنگو .... و کلی تبهکار و جنایتکار....

 

اینها کسانی نیستند جز شخصیتهای داستنهای لوک خوش شانس.لوک خوش شانس یک شخصیت تمام آمریکایی است ... که از غرب وحشی بر خواسته و مثل خیلی از کمیک استریپ های پر فروش دیگه ... داستانهای او حسابی در دل بقیه جا باز کرده.

 

 

تا حالا چندین سری از روی داستانهای او ساخته شده .... و از قدیم تا به این زمان تحولاتی در داستانهایش که معمولا آمیخته با طنز هم هست ...ایجاد شده.

سرخ پوست ها به داستان اضافه شدند و اینبار تنها جنایتکاران و دزدان بانکها ، برادران دالتون نبودند ....

 

قبلا یک سیگار گوشه لبش بود ... اما بعدا آن سیگار جای خودش را به یک علف داد و به همین دلیل جایزه مبنی بر مبارزه با دخانیات را کسب کرد.

اینکه او خوش شانس است که همیشه پیروز است یا مهارت زیادی دارد ...همه اش پای قضاوت بیننده .

ما که خودمان وقتی بچه بودیم همیشه کارتون های شبکه دو را دنبال میکردیم ... تا شاید لاکی لوک را دوباره بتوانیم ببینیم!!

 




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 |

ملوان زبل

ملوان زبل

 

 

 

شاید انگیزه اصلی ساخت این کارتون این بود که می خواستند به بچه ها بگویند که " اسفناج هم به درد چیزی می خورد "

ملوان زبل یک همسر مهربان و فداکار داشت که همیشه در تربیت فرزندانشان کمکش می کرد...و یا حتی بعضی وقتها جان همسرش را نجات می داد .همه او را با پاهای درازش و هیکل مردانه اش در خاطر دارند.

اما از همه اینها که بگذریم .....

خودمان هم نمی دانستیم که اسفناج اینقدر می توانست در قدرت یک فرد تاثیر داشته باشد. وگرنه چرا ملوان زبل وسیله دوپینگش یا همان قوطی های اسفناج را همیشه همراه خودش این طرف و آن طرف می برد؟

چیزی که در این انیمیشین ساده و قدیمی که این همه هم طرفدار داشت و دارد ... مهم است ...سادگی و روان بودن داستانش است و اینکه هدف اصلی اش یه آموزش ساده بوده به کودکان ، که اگر اسفناج بخورند ، قهرمانی خواهند شد همچون ملوان زبل ، و چه تشویقی بهتر از ساخت یک کارتون با نمک در این باره .

 




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 |

آن شرلی(قسمت دوم)

و اما مختصری در باره ی خود سریال....

 فیلم آن در گرین گیبلز در سال 1985 کلید خورد.کارگردان این سریال کیوین سالیوان است.این فیلم سینمایی ۳ اپیزودهای  است.اژیزود اول در سال ۱۹۸۵ و اپیزود دوم آن در سال ۱۹۸۹ تولید شد.آخرین اپیزود این فیلم مربوط به سال 2000 می شود که البته تلویزیون ایران آنرا به عنوان سری دوم سریال پخش کرده.این سریال محصول کشور کانادا است و لوکیشن های سریال هم در چند شهر همین کشور قرار گرفته اند. بیوگرافی کوتاه بازیگران را در ادامه ی مطلب بخوانید....

                                 



ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 |

می توان همه جا بود

می توان همه جا بود

 

 

 

معلوم نیست تقصیر از کیست؟ حجم بالی تولیدات تلویزیونی،کمبود بتزیگران جوان ،کمبود بازیگر مستعد و یا... هر چه هست عامل یا عواملی باعث شده که برخی بازیگران در تلویزیون زیاد دیده شوند،به هر کانالی که می روید،در هر شبکه ای که سریالی در حال پخش دارد مثلا یک «برزو ارجمند»هم دارد.

 

 

 

 اصلا توانایی برزو ارجمند شکی نیست،این که او تلاش می کند هر نقش را متفاوت از دیگری اجرا کند اما به هر حال برزو ارجمند ،برزو ارجمند است و امضایش پای هر کاری ثابت است. اما همان اول گفتیم که تقصیری متوجه ارجمند نیست،فقط معلوم نیست چرا از این همه کلاس بازیگری،بازیگری که بتوان نقشهای خوب را به او سپرد،بیرون نمی آید.

اوج بازی ارجمند را امسال در فیلم«روز سوم» و پلان اول این فیلم دیدیم. او در سریال«ما چند نفر» هم بازی داشت،اکنون هم در سریال«خواستگاران»هم بوده و هست،در«به همین سادگی» هم هست و... حتی سریال جدید« یک وجب خاک» ....

 




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : جمعه بیست و سوم شهریور 1386 |

آن شرلی
سلام.امروز با مطلبی در باره ی سریال زیبای "آن در گرین گیبلز" اومدم.امیدوارم خوشتون

بیاد.

"آن شرلی" رمانی است که "لوسی ماد مونتگومری" با عنوان "آن اهل گرین گیبلز" یا آن طور که در ایران معروف شده- رویای
سبز آنی- نوشته است."آن" دختر یتیمی است که تحت سرپرستی ماتیو و ماریلا کاتبرت- که خواهر و برادر مسنی هستند- قرار می گیرد و در مزرعه آنها – یعنی گرین گیبلز- بزرگ می شود....

                                      

برای خوندن بقیه مطالب به ادامه ی مطلب برید....



ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : جمعه بیست و سوم شهریور 1386 |

خبر

سلام.من از سفر برگشتم.شکر خدا تو سفر تونستم کلی مطلب جمع آوری کنم

در آینده ی نزدیک براتون این مطالب رو قرار میدم.فعلا" چندتا خبر دارم.امیدوارم خوشتون بیاد.

                               ممنوع الکار شدن تهیه کننده ی"اخراجی ها"

حبيب الله كاسه ساز تهيه كننده سينما و تلويزيون از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ممنوع الكار شد.

شنيده‌هاي خبرنگار ما از منابع موثق حاكي است علت ممنوع الكار شدن كاسه ساز فروختن فيلم      « اخراجي‌ها» به  مديرشبكه‌ ماهواره‌اي طپش « عليرضا امير قاسمي» است. كاسه ساز به عنوان تهيه كننده اين فيلم، اولين فيلم بلند مسعود ده نمكي را به قيمت حدود دويست هزار دلار به اميرقاسمي فروخته بود تا وي، اين فيلم را در امريكا اكران عمومي كند.

كاسه ساز اين روزها در تلاش براي رفع ممنوع الكاري خود است اما هنوز پاسخ اميدواركننده‌اي از سوي مسوولان ارشاد به وي داده نشده است. گفتني است پيش از اين وزارت ارشاد نسبت به همكاري سينماگران با شبكه‌هاي ماهواره‌اي به آنها هشدار داده بود.

 

          «قصه دل‌ها» از چهارشنبه در گروه استقلال اكران شد

 

اين فيلم كه پيش از اين «حشره» نام داشت، در گروه استقلال به نمايش درمي‌آيد.
«قصه دل‌ها» در زمستان سال گذشته بر اساس فيلمنامه‌اي از هوشنگ‌درويش‌پور ساخته شد و در آن حامد ملكي، ليلا اوتادي، مهدي اميني‌خواه، شهرام عبدلي، رحيم نوروزي و بهمن‌دان بازي كرده‌اند.
در خلاصه داستان «قصه‌دل‌ها» آمده است: امير كه به تازگي در رشته مهندسي فارغ التحصيل شده به دليل نبود كار در شهرستان،جواني را بدون هدف سپري مي‌كند،تا اينكه بنا به راهنمايي پدر براي كار در كارخانه‌اي راهي تهران مي‌شود و در آنجا با دختري به نام عسل آشنا مي‌شود،كه اين آشنايي منجر به وجود آمدن حوادث تلخ و شيريني براي او مي‌شود.
اين فيلم سينمايي را منصور حيدري تهيه كرده است و عوامل ديگر آن عبارتند از:مدير فيلمبرداري:محمود اكبري‌پرست، موسيقي:رضا خسروي،دستيار كارگردان:عباس خواجه‌وند،مدير توليد:بيژن درويش پور،طراح گريم:محسن ملكي،جلوه‌هاي ويژه:عباس شوقي،مجري طرح:شركت سينمايي آرين فيلم

 

 




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 |

کلاهی برای باران
کارگردان: مسعود نوابی
بازيگران:رضا عطاران، جواد رضویان، حدیث فولادوند، مهران غفوریان، فتحعلی اویسی، فلور نظری و ...
.................................................. ....
ديگر عوامل:
فیلمنامه: فریدون فرهودی
تهیه کننده: سیدمحسن وزیری
مدیر فیلمبرداری: مجتبی رحیمی
تدوین: آرش معیریان
طراح صحنه و لباس: شیرین شازده احمدی
صدابردار: بابک اخوان

.................................................. ....
خلاصه داستان: بر اثر یک اتفاق دزدی با یک دختر جوانی بنام « باران » آشنا و تصمیم به همکاری نموده، اما حوادث روزگار باعث میشود تا ...
.................................................. ....
يادداشت:« کلاهی برای باران » پس از « قلقلک » سومین فیلم سینمایی مسعود نوابی در مقام کارگردان است. نوابی سریال پرمخاطب « دردسر والدین » را در کارنامه دارد. نوابی اولین فیلم بلندش را با نام « سال های بیقراری » در سال 1376 ساخت.
.................................................. ....
سال ساخت:1385
سال اکران: 1386 - (24 مرداد)
سينماهاي نمايش دهنده: عصرجدید1، فرهنگ2، مرکزی2، کارون2، پردیس تماشا3، کانون، جی3، پارس2، اریکه2، تهران2، صحرا و ایران2



+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 |

نقد کلاهی برای باران
 نقد کلاهی برای باران

 

 

 

در طول سال هاي اخير شاهد حضور گسترده و همه جانبه ي انواع و اقسام فيلم هاي به اصطلاح كمدي در سينماي ايران بوده ايم، كمدي هاي سهل انگارانه اي كه با مطرح ساختن موضوعات پيش پا افتاده و نخ نما شده و نيز تكيه كردن به شوخي هاي تاريخ مصرف گذشته،تنها فتح گيشه ها را هدف قرار داده و به واقع كاركردي جز تنزل و ركود اين گونه ي سينمايي نداشته اند. در اين ميان همواره اين پرسش وجود داشته است كه چرا اين همه قابليت و پتانسيل در قالب فيلمنامه اي قرص و محكم نمي گنجد تا فيلمي واجد قواعد مورد نياز اين ژانر ،روانه ي سينماها گردد؟
اينك به نظر مي رسد بالاحره در "كلاهي براي باران" اين اتفاق افتاده است و فيلمنامه اي قابل دفاع، دستمايه ي ساخت اثري نسبتاً قابل قبول گشته است. فريدون فرهودي فيلمنامه نويس باسابقه و كاربلد سينما و تلوزيون ايران، با بهره جستن از قصه اي امروزي، فيلمنامه اي كم نقص و مجموعه اي از موقعيت ها و شوخي هاي بامزه را تدارك ديده است. در عين حال به نظر مي رسد فرهودي در هنگام نگارش فيلمنامه، بسياري از ويژگي هاي شخصيتي بازيگران مورد نظرش (رضا عطاران و جواد رضويان) را لحاظ كرده و با توجه به توانايي هاي آنها، نگارش فيلمنامه را به پيش برده است.
"رضا عطاران" كه بارها توانايي هايش را (چه در عرصه كارگرداني و چه در زمينه بازيگري) به رخ كشيده است، اين بار نيز پا را از قالب هميشگي خويش فراتر نمي نهد و تلاش چنداني براي متفاوت جلوه كردن نمي كند. در اينجا يكبار ديگر با همان پرسوناي كليشه اي وي ،دزد دغل باز شوخ طبعي كه براي رسيدن به مقصودش از هر راهي وارد مي شود و از ارائه ي هرگونه دوز و كلكي كوتاهي نمي كند، رو به رو هستيم.


رمز موفقيت مسعود نوابي در مقام كارگردان فيلم در آن است كه عطاران را رها مي سازد تا خودش باشد، هماني كه حقيقتاً هست و همگان انتظار دارند. يكي از ويژگي هاي بازي عطاران، خونسردي و آسودگي خاطر ذاتي وي مقابل دوربين است ، مشخصه اي كه از همان نخستين كار مطرح تلوزيوني وي، "ساعت خوش" به چشم مي آمد. گويي وي دوربين را به هيچ مي انگارد و به جاي "بازي" ، "زندگي" مي كند. و اين نكته اي است كه در قالب يكي از ديالوگهاي فيلم، از زبان خود عطاران اينچنين بيان مي شود: "آدم بايد همونجوري باشه كه واقعاً هست!"
اين گونه است كه بيننده كاراكتر وي را باور مي كند و همراهش مي گردد، بطوريكه لحظاتي مي رسد كه خنديدن بي بهانه و نابهنگام عطاران نيز بامزه جلوه مي كند و خنده ي ممتد تماشاگران را در پي دارد.
با اين وجود عطاران ، تنها برگ برنده ي كلاهي براي باران محسوب نمي شود. جواد رضويان، بازيگري كه پس از مهمترين اتفاق كارنامه ي بازيگريش، "پاورچين"، بخت خود را بر روي پرده ي نقره اي آزموده و توفيق چنداني نصيبش نگشته بود، اين بار با حضور قدرتمند خويش، درخشان و اثربخش ظاهر مي گردد و لحظات شيريني را رقم مي زند.
سكانس هاي مشترك عطاران و رضويان ، كه با بحث و جدل ها و مزه پراني هاي آنها همراه است، جالب و پاورپذير از آب در آمده است، بعنوان نمونه شوخي دست دادن آنها با يكديگر كه تكرار چندباره ي آن، تاثيرگذار و خنده دار جلوه مي كند. در اين ميان حضور جواد رضويان در بخش هاي مختلفي از فيلم، با شكل و شمايل متفاوت ( از دختر جوان گرفته تا پيرزن سالخورده) كه با گريم جالب توجه وي همراه است، از نقاط قوت فيلم محسوب مي شود . در حالي كه پرداخت ضعيف و نگاه سطحي به اين موضوع مي توانست فيلم را در دام كليشه هاي آزاردهنده بغلتاند، مسعود نوابي آگاهانه از اين دام مي رهد تا اين موارد پاشنه ي آشيل فيلم محسوب نگردد.
در حالي كه حضور كم اثر فتحعلي اويسي اعتباري به فيلم نمي افزايد ، اين نقش آفريني مهران غفوريان است كه جلب نظر مي كند،كسي كه به نظر مي رسد گزينه ي مناسبي براي تكميل مثلثي متشكل از سه بازيگر موفق عرصه طنزهاي تلوزيوني (عطاران،رضويان و غفوريان) بوده است.
با اين وجود آنچه آزار دهنده مي نمايد حضور ضعيف و كمرنگ بازيگران تازه كار و نوظهور فيلم است كه قادر نيستند همپاي بازيگران اصلي، گام بردارند و در مواردي سبب ساز افت فاحش فيلم مي گردند.
مسعود نوابي كارگرداني كه خاستگاهش تلوزيون بوده و در دو ساخته ي اخير سينمايي اش نيز رويكرد بهره جستن از بازيگران شناخته شده ي تلوزيوني را در دستور كار خود قرار داده است، با ساخت "كلاهي براي باران" به نقطه اي دست مي بايد كه مي تواند تثبيت كننده وي در جايگاه كارگردانان موفق عرصه ي سينماي كمدي ايران باشد، جايگاهي كه همچنان حضور افزونتر و پرثمرتري را مي طلبد!

منبع: روزنامه بانی فیلم




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 |

عکس های ارباب حلقه ها
 ارباب حلقه ها

 




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : سه شنبه بیستم شهریور 1386 |

عکس های ماتریکس
عکس های ماتریکس




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : سه شنبه بیستم شهریور 1386 |

ماتریکس و ارباب حلقه ها
يه سلام گرم به تمام خواننده هاي گل مجله الکترونيکي ما...
من تازه از مسافرت برگشتم و شرمنده از اينکه چند وقتي رو نبودم.براي امروز تعدادي از عکس هاي سه گانه ارباب حلقه ها(که قبلا در مورد مطلب زياد داشتيم) و سه گانه ماتريکس رو آماده کردم که اميدوارم خوشتون بياد و نظر بدين.ما خوشحال ميشيم که نظرتون رو در مورد مطالب آينده وبلاگمون بدونيم.اگه اطلاعات و يا عکس در مورد فيلم يا سريالي ميخوايد از ما بخواين..تا اونجايي که بشه سعي مي کنيم از زير سنگم که شده فراهمشون کنيم.
ممنون از همگي.

 

 

 

 

 




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : سه شنبه بیستم شهریور 1386 |

ترانس آمريکا
ترانس آمريکا Transamerica


نويسنده و کارگردان: دانکن تاکر. موسيقي: ديويد منسفيلد. مدير فيلمبرداري: استيون کازميرسکي. تدوين: پم وايز. طراح صحنه: مارک وايت. بازيگران: فليسيتي هافمن[بري اُزبورن]، کوين زيگرس[توبي]، فيونلا فلانگان[اليزابت]، گراهام گرين[کالوين]، اليزابت پنيا[مارگرت]، برت يانگ[موري]. ١٠٣ دقيقه. محصول ٢٠٠٥ آمريکا. برنده جايزه بهترين بازيگر زن از انجمن منتقدان ونکوور، برنده جايزه بهترين بازيگر زن از جشنواره تريبکا، برنده جايزه بهترين بازيگر زن از انجمن منتقدان ساوت استرن، برنده جايزه بهترين بازيگر زن از مراسم Satellite، برنده جايزه بهترين بازيگر زن از انجمن ملي منتقدان آمريکا، برنده جايزه بهترين فيلمنامه و نامزد جايزه بزرگ ويژه از جشنواره دوويل، برنده جايزه گولدن کلاب براي بهترين بازيگر زن در فيلم هاي درام و نامزد بهترين آواز، برنده جايزه خوانندگان نشريه"Siegessäule" از جشنواره برلين، برنده جايزه بهترين بازيگر زن از انجمن منتقدان دالاس فورت ورث، نامزد اسکار بهترين موسيقي، آواز و بهترين بازيگر زن و ....
بري اُزبورن، ترانس سکشوالي است که در آستانه عمل جراحي براي تغيير کامل جنسيت خويش قرار دارد. او که از مدت ها قبل براي انجام اين عمل پس انداز کرده، ناگهان تلفني از سوي پسري به نام توبي دريافت مي کند که ادعا مي کند ثمره تنها رابطه جنسي اش- زماني که مذکر بوده- است. توبي در زندان است و يک نفر بايستي او را با دادن وجه الضمان آزاد کند. همزمان روانکاو بري نيز به او مي گويد قبل از رويارويي با گذشته اش نمي تواند او را عمل کند. بري ناچار بر خلاف ميل خود به نيويورک مي رود و با دادن پولي که براي عمل جراحي خود پس انداز کرده بود، توبي را آزاد مي کند. نقشه بري سپردن توبي به پدرخوانده اش است، اما در مواجهه با وي کار توبي و او به خشونت کشيده مي شود. بري و توبي ناچار با همديگر همسفر مي شوند. در طول راه کم کم ميان بري- که خود را وابسته به کليسا معرفي کرده- و توبي – که قصد دارد به لس آنجلس رفته و وارد کار سينما شود- رابطه اي شکل مي گيرد. بعد از دزديده شدن اتومبيل شان، بري به اجبار نزد والدين خود مي رود. آنها با ديدن بري در هيبت زنانه ابتدا دچار شوک مي شوند. اما خواهر و پدرش سرانجام وي را در کالبد تازه اش مي پذيرند و به او پول عمل جراحي را قرض مي دهند. اما هنوز توبي –که دوجنس گراست-از هويت بري خبر ندارد و رابطه آنها هر لحظه پيچيده تر مي شود.
سال ٢٠٠٥ براي کساني که از نظر بسياري از جوامع به دليل نوع تمايلات جنسي خود همواره مورد سرزنش و تحقير و حتي ظلم بوده اند، سال خوشي بود. سه فيلم مهم و پر جايزه امسال [کوهستان بروک بک، کاپوتي و ترانس آمريکا] که به زندگي و احساسات چنين انسان هايي- با تمايلات متفاوت- مي پرداخت با برخورد خوب منتقدان و تماشاگران روبرو شد. شخصاً ترانس آمريکا را به خاطر ابعاد پيچيده عاطفي اش و پرداختن اش به مسئله ترانس سکشوال ها بيشتر مي پسندم. چون تا اين لحظه کم و بيش فيلم هايي درباره همجنس گرايان ساخته شده، و دلايل توفيق کاپوتي بيشتر شخصيت واقعي ترومن کاپوتي و کوهستان برو کبک به خاطر جسارت در محور قرار دادن دو شخصيت همجنس گرا در يک فيلم متعلق به ژانر وسترن [معلوم شد آمريکايي هم حافظه تاريخي ندارند، چون چند دهه قبل اندي وارهول در کابوي هاي دلتنگ اين کار را کرده بود] بود. اما ترانس آمريکا، اولين فيلم بلند دانکن تاکر که با سرمايه ناچيز يک ميليون دلار ساخته شده، نمونه کامل و زيبايي از يک فيلم مستقل و جاده اي آمريکايي است. از طرف ديگر نمايش تک نفره فليسيتي هافمن باعث جلب همدلي و همراهي بسياري از مردم در برخورد مسائل مربوط به همجنس گرايان، دوجنس گرايان و ترانس سکشوال شده و اين نشان مي دهد که تاکر موفق به رسيدن به هدف اوليه خود شده است. خوشبختانه ترانس آمريکا تا اين لحظه فقط در آمريکا ٩ برابر هزينه خود را بازگردانده و همين امر ادامه راه را براي تاکر تضمين مي کند. جرات مي کنم و فيلم را به دليل پيچيدگي روابط ميان دو شخصيت، بهتر از کوهستان برو کبک ارزيابي مي کنم. فيلمي که مطلقاً بايد ببينيد و يقين دارم همان گونه که بري و توبي در طول سفر از اين سو به آن سوي آمريکا فرصت شناختن همديگر را مي يابند، شما هم با شناختن آن دو؛ در نوع برخورد تان نسبت به چنين افرادي تغييرات بسيار مثبتي به وجود خواهد آمد. دوستداران بازي هاي خوب نيز از تماشاي بازي حيرت انگيز فليسيتي هافمن غفلت نخواهند کرد.
ژانر: ماجرايي، درام، کمدي




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 |

پول مفت


پول مفت Cool Money

 


کارگردان: گري برنز. فيلمنامه: شلي اوانز بر اساس داستان کوتاه بد شانسي در هتل پي ير از کتاب سيب هاي گنديده نوشته ماروين جي. ولف و کاترين ميدر. موسيقي: جان آبرام. مدير فيلمبرداري: لوک مون پليه. تدوين: گرت سي. اسکيلز. طراح صحنه: ادوارد بونيتو. بازيگران: جيمز مسترز[بابي کامفورت]، جان کاسيني[سامي نالو]، اري مانتي[کارآگاه اد ا ُکانر]، واين رابسون[داک]، رابين بروله[استفاني کامفورت]، جيسون اسکامبينگ[فيل پريس]، مارگوت کيدر[پگي کامفورت]. ٩٠ دقيقه. محصول ٢٠٠٥ آمريکا. نام ديگر سرقت هتل پي ير The Pierre Heist.
سارق جوان و جذابي به نام بابي کامفورت از زندان مي گريزد و بعد از دستگيري بر اثر يک خوش شانسي موفق مي شود نظر مثبت قاضي را جلب و به زندگي عادي بازگردد. اما بازگشت به نزد همسر و پيدا کردن شغلي سطح پايين او را ارضاء نمي کند. مخصوصاً از اين که پسر خاله اي به نام کارآگاه اکانر همواره موي دماغ او و همسرش شده، نا راضي است. تا اين که سرو کله شخصي به نام سامي نالو پيدا مي شود و از بابي مي خواهد تا به هتل هاي ممتاز نيويورک و مسافران ثروتمند آنها دستبرد بزنند. اما اکانر و همکارش فيل پريس که بو برده اند، بابي و دوستانش در اين سرقت ها نقش دارند، قصد به دام انداختن آنها را دارند...

ششمين فيلم گري برنز که با فيلم ميهماني در آشپزخانه توانست توجه منتقدان و تماشاگران را به خود جلب کند. برنز که با فيلم قبلي خود Waydowntownموفق به گرفتن جايزه بهترين فيلمنامه و جايزه تماشاگران جشنواره ونکوور شده بود، اين بار قصه شاد و سرخوشانه يک سارق را در قالب فيلمي تلويزيوني روايت مي کند. اما پول مفت فيلمي فراتر از روايت هاي ساده تلويزيوني است و تماشاگر را تا انتها به دنبال خود مي کشاند. ايده سرقت ازهتل ها و روابط عاطفي شخصيت هر چند چندان تازه نيست، اما طنز حاکم بر صحنه ها و تاکيد بر واقعي بودن قصه بيننده را جذب خود مي کند. انتخاب بازيگران، موسيقي و تدوين فيلم از نکات قوت اين محصول کم هزينه [يک ميليون و هشت صد هزار دلار] است. پيچ هاي قصه چندان زياد نيست و گره انتهايي فيلم نيزباسمه اي به نظر مي رسد، اما اگر از ديدن فيلم هاي سارقاني که در آخرين سرقت خود هدف خيانت رفقا و گلوله پليس ها مي شوند، خسته شده ايد، پول مفت بهترين انتخاب براي فرار از سوژه تکراري اين گونه فيلم هاست.
ژانر: درام.

 

 

 

 

 

 




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 |

شماره جدید همشهری خــانواده منتشــــــــر شد!!!

 

این شماره با بحث اصلی در مورد هری پاتر منتشر شد...

در مورد این شماره در ادامه مطلب همین پست  بخوانید...



ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 |

 

 



ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 |

این بار با گالری تصاویر مجموعه چارخونه همراه ما باشید...

 

برای مشاهده گالری تصاویر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید...



ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 |

مــاموران مخفی پلیس:

 

مــاموران مخفی پلیس:

این بار به سراغ سریال پرطرفدار ماموران مخفی پلیس می رویم.این فیلم در هیچ وب فارسی ای معرفی نشده که ما شروع به معرفیش در مجله الکترونیکی تلویزیون و سینما کردیم و از این نظر  بی نظیر است پس براحتی از دست ندیدش ...فیلمی ارزشمند از کشور استرالیا...

 

 

فیلمی به کارگردانی استیو مان ...فیلم دارای 8 بخش است که ایران....بقیه را در ادامه مطلب بخوانید..

ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 |

مجله فیلم نسخه جدید

 

مجله فیلم نسخه جدید.

 

 مجله فیلم در ماه شهریور با مطالبی خواندنی از فیلم پاداش سکوت و تصویری بر روی جلد از این فیلم به چاپ رسید..

در این ماه مطالبی در مورد فیلم جدید مایکل مور ..فیلم سیکو که در مورد بهداشت در امریکاست هم نوشته شده در ضمن به یاد اینگمار برگمان و آنجلو آنتونیونی فقید نیز مطالبی ذرج کرده است..

شما می توانید در این شماره مطالبی هم  در مورد فیلم عروس فرنگی و سیزده یار اوشن استیون سادربرگ بخوانید...

در قسمت صدای آشنا هم  به دوبله شبح قصصر و پیشگویی قورباغه ها اشاره شده است در ضمن  در مورد مصطفی کرمی عزیز و ماجرای از دست دادن دو دستش و کمک و همیاری از طریق  کمک مالی به این فیلمبردار جوان و خوش آتیه اشاره می کند...و اینکه چقدر بر سر این مرد تا رسیدن و نداشتن پول بیمارستان و عمل جراحی بلا آمده و در جایی دیگر هم به معرفی آسیب دیدگان دیگر در طول سینمای ما پرداخته است افرادی که حتی جان خود را داده اند...




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 |

خبر ازدواجم دروغ است، شکایت می‌کنم /
بهرام رادان:خبر ازدواجم دروغ است، شکایت می‌کنم

روز گذشته رهگذران روی کیوسک‌های مطبوعاتی تیتر درشتی دیدند که از ازدواج بهرام رادان خبر می‌داد. علیرضا باذل ( مدیر برنامه بهرام رادان ) در این رابطه به خبرنگار سینمای ما گفت : « من خودم چون در مطبوعات کار کرده ام ٬ در طول این ۸ سال بار ها و بار ها در برابر این خبرها جلوی بهرام رادان را گرفته ام و نگذاشتم از هیچ روزنامه و یا مجله ای شکایت کند . اما مدتی پیش بهرام به من گفت : « علیرضا این بار هر روزنامه یا مجله ای مطلب دروغ در باره ی من چاپ کند من خودم از آن مجله شکایت می کنم ٬ حال می خواهد شهرام زمانی باشد یا امیر قادری ٬ می خواهد خانواده سبز باشد یا مجله فیلم . » که متاسفانه شهرام زمانی شخصی است که بهرام رادان برای اولین بار می خواهد از او شکایت کند . روزنامه تلاش اگر چه سطح اخبار بالایی نداشت اما هیچ گاه مطلب دروغ نمی نوشت . نکته قابل توجه این است که خبر ازدواج بهرام رادان حدود ۲ ماه پیش در وب سایت رسمی خودش تکذیب شد . حال متن شکایت نامه بهرام رادان هم تنظیم شده و از امروز مراحل قانونی خودش را طی می کند . »




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : یکشنبه یازدهم شهریور 1386 |

بررسی پرونده کاری ابراهیـــم حــــاتمی کیا....(قسمت اول)

بررسی پرونده کاری ابراهیـــم حــــاتمی کیا....(قسمت اول)

 

در این پرونده به بررسی کارهای حاتمی کیا پرداخته می شود ...برای خواندن قسمت اول به ادامه مطلب مراجعه کنید...



ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : یکشنبه یازدهم شهریور 1386 |

بازگشت مرد پرنده
بازگشت مرد پرنده

 

 


براندون روث براي دومين بار سوپر من ميشود.
تهيه کنندگان مجموعه فانتزي و ماجراجويانه "سوپر من" مي گويند فيلمنامه قسمت جديد آن آماده فيامبرداري است.قصه فيلمنامه دنباله اي بر "سوپر من بر مي گردد " است که سال قبل به نمايش عمومي در آمد.
در اين فيلم براندون روث براي اولين بار نقش ابر قهرمان دو شخصيتي (مرد پرنده اي ، و روزنامه نگار بي دست و پايي به نام کلارک)را بازي کرد.
منتقدان و تماشاگران چهره او را با کريستوفر ريو اولين سوپر من صنعت سينما مقايسه کردند و گفتند وي گزينه مناسبي براي ايفاي نقش مرد پرنده است..
مجموعه فيلم سوپر من در سالهاي 1978 تا 1985 ساخته شد ، ريو را در نقش اصلي داشت.
پس از بيماري و مرگ اين بازيگر ،تهيه کنندگان به دنبال جايگزين بودند که نقش سوپر من را به او واگذار کنند.
روث مي گويد آملدگي کامل را دارد که در قسمتهاي زيادي از مجموعه سوپر من بازي کند.
قسمت جديد را برايان سينگر " کارگردان سوپر من بر کي گردد" کارگرداني خواهد کرد.
پيش بيني مي شود اين فيلم تا قبل از2010 آماده نمايش نشود.

 




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : یکشنبه یازدهم شهریور 1386 |

فیلم جدید برادران واچفسکی
فیلم جدید برادران واچفسکی

 

لاري و اندي واچفسکي براي فيلم جديد خود به سراغ مسابقات پر سر و صداي اتومبيل راني رفتند.اين دو برادر لهستاني تبار که با سه گانه ماتريکس خود بحث تازه اي را در دنياي سينما به راه انداختند ، در کار تازيشان مسابقات سرعت ، هم از يک سري جلو ه هاي پيشرفته ي کامپيوتر کمک ميگيرند.
قصه فيلم درباره جوان ماجراجويي است که علاقه زيادي به اتومبيل راني و مسابقات آن دارد.
او مي خواهد تبديل به قهرمان مسابقات شود(يک نيو جديد!!!)نقش اين جوان را در فيلم اميلي هيرش بازي مي کند.ريچارد راندتري بازيگر مجموعه تلويزيوني پر بيننده "شفت"هم در فيلم يک قهرمان اتومبيل راني است که به کاراکتر اصلي قصه کمک مي کند تا در مسابقات حضور يابد.
مسابقات سرعت بر اساس يک کارتون موفق در دهه 60 ميلادي ساخته مي شود.

 


برادران واچفسکي مي گويند با وجود اينکه فيلم آنها يک کار زنده است، اما با حال و هواي کارتوني آن مجموعه تلويزيوني را حفظ خواهد کرد.
فيلمي که براي نمايش عمومي در اواسط تابستان سال آينده آماده مي شود.سوزان ساراندن،ميتو فاکس و کريستينا ريچي را هم در نقش هاي مکمل بازي خواهند کرد.





+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : یکشنبه یازدهم شهریور 1386 |

متاسفانه هیچ کس جواب نداد این عکس جیم کری هست

منتظر مسابقات بعدی باشید




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : شنبه دهم شهریور 1386 |

پلنگ صورتی
پلنگ صورتی

 

پلنگ صورتي مجموعه فيلمهاي پليسي بود که اولين آنها در سال 1964 ساخته شد و با موفقيت آن دنباله هاي زيادي برايش ساخته شد. تيتراژ خاص و استثنايي اين سري فيلمها در نزد کاشناسان و فيلمسازان و عموم مردم طرفداران زيادي پيدا کرد و در همين تيتراژ فيلمها بود که کارکتر پلنگ صورتي معرفي شد. در همين سال نيز انيميشن کوتاه آن به کارگرداني فريتز فرلنگ (Friz Freleng) و هالي پرات (Hawley Pratt) موفق به دريافت جايزه اسکار انيميشنهاي کوتاه گرديد.

اغلب فيلمهاي مجموعه پلنگ صورتي ساخته بليک ادواردز ميباشد و پيتر سلرز هنرپيشه انگليسي نيز نقش بازرس کلوزه فرانسوي را ايفا کرده است. پس از مرگ پيتر سلرز، ادوارد بليک به سراغ روبرتو بنيني کمدين معروف ايتاليايي ميرود و در سال 1993 با فيلم پسر پلنگ صورتي سعي در ادامه ساخت مجموعه ميدهد، اما چندان مورد استقبال قرار نميگيرد.

امسال شاهد اکران نسخه جديدي از مجموعه پلنگ صورتي، با حضور ستارگاني چون استيو مارتين، کوين کلاين و ژان رنو هستيم و با اينکه از اکران آن مدت زيادي نگذشته است، اما فيلم موفقيت تجاري خوبي را کسب کرده و صحبتهايي درباره ساخته شدن قسمت بعدي آن در جريان است، هرچند هنوز بسياري فيلمهاي پلنگ صورتي تنها با بازي پيتر سلرز ترجيح ميدهند.

موزيک متن فيلمهاي پلنگ صورتي بسيار معروف است و چه بسا که خود شما نيز اکنون در حال زمزمه کردن آن باشيد!  اين موسيقي ساخته هنري مانچيني ميباشد. استفاده فوق العاده زيباي هنري مانچيني از گيتار الکتريک و همچنين سازهاي بادي فلوت، کلارينت، ساکسيفون و ترومپت در موسيقي پلنگ صورتي، شيوه اي ابتکاري در ساخت موسيقي فيلم مي باشد . شيوه جازگونه (jazz) مانچيني در قطعه سازي و استفاده خاص او از سازهاي بادي چوبي و بادي برنجي، موسيقي فيلم پلنگ صورتي را به اثري ممتاز تبديل کرده است.




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : شنبه دهم شهریور 1386 |

هادی و هدی
هادی و هدی

دهه 60 و 70 صدا وسيما برنامه هاي عروسکي زيبا و جالبي را براي کودکان و نوجوانان آن سال ها به نمايش در مي آورد.برنامه هايي ساده و کم خرج و در عين حال جذاب.يکي از اين برنامه ها..نمايش عروسکي "هادي و هدي " بود، که تا همين سالها هم عده ي هنوز آنها را به ياد دارند.
هادي و هدي قصه زندگي خواهر و برادري بود که همراه پدر ..مادر ،پدر بزرگ و مادر بزرگ مهربان خود زندگي مي کردند.
هادي و هدي ،زندگي مي کردند...اشتباه مي کردند...تجربه مي کردند و بزرگتر ها نقش راهنما ي آنها را در جاده هاي پر پيچ و خم زندگي هرچند کودکانه يشان بر عهده داشتند.
پدربزرگ که نقش بزرگ خانواده را داشت و حرف او طور ديگري روي هادي  هدي اثر مي کرد يکي از شخصيت هاي دوست داشتني اين قصه بود.
برنامه عروسمي "هادي و هدي"يک نمايش عروسکي ، به سبک عروسکهاي خيمه شب بازي بود ، که آنها رشته اي نخ کنترل مي کردند.خيلي ساده و با دکوري معمولي.البته در آن سالها تنوع در عروسک ها هم کم بود و سازندگان اين مجموعه به همان سبک قديمي خودمان بسنده کرده بودند.
در هر صورت " هادي و هدي" هر چه که بود براي ما خاطره اي شده و براي کوچکتر مثل فصلي از کتاب تاريخ.
 




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : شنبه دهم شهریور 1386 |

خلاصه قسمت 45 جواهری در قصر

شما می توانید تا زمان جواب  به مسابقه تصویر شناسی ما جواب بدهید ژس هنوز هم فرصت دارید در ضمن تصویر های جایزه هم فردا حتما ارسال می شود...از تاخیر بوجود آمده متاسفم

خلاصه قسمت 45 جواهری در قصر

 

شما می توانید خلاصه قسمت 45 جواهری در قصر را که شبکه دو سیما هفته آینده پخش می کند از مجله تلویزیون و سینما این هفته بخوانید در ادامه مطلب



ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : جمعه نهم شهریور 1386 |

عروسک قاتل (عروسک شیطانی )

مقدمه::
این بار قتل....
اما نوع قتل مطرح نیست...
قاتل در این داستان باعث منحصر بفرد شدن فیلم میشه...
قاتل...یک انسان.....نیست....عروسک...بله ..قاتل یک عروسک هست...


داستانی بکر برای یک فیلم ...داستانی که می توان آنرا ادامه داد...


این بار به سراغ عروسک قاتل (عروسک شیطانی ) می رویم ...
فیلمی که در ژانر ترسناک فیلمی معمولا خوش ساخت است...
این فیلم برای اولین بار توسط تام هالند در سال1988 ساخته شد...
که در فرصتی مناسب به بررسی کلا سریهای عروس قاتل می پردازیم...

اما در اینجا می خواهیم به بررسی قسمت چهارم این سری فیلم بپردازیم...
فیلمی که در سال1998 ساخته شد...

 

پوستر این فیلم

عروسک قاتل(عروس مهار نشدنی)::

 

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید



ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : جمعه نهم شهریور 1386 |

مصاحبه با دانیل رادکلیف
 

مصاحبه اي که در زير آمده است.کوتاه شده مصاحبه دانيل رادکليف بازيگر نوجوان انگليسي با سايت خبري سينماي انگليس مي باشد:


در اين فيلم بزرگ شدهاي ، اين کار را با کارهاي قبلي ات چگونه مقايسه مي کنيد؟


خوب ، اين يک امر طبيعي است . فکر مي کنم که دليلش اين است که در ذهنم مشکلي با اين قضيه ندارم.من 6 ماه قبل در يک نمايش صحنه اي ظاهر شده ام که مورد توجه قرار گرفت.مي دانستم که بايد نقشم را خوب بازي کنم و کارم زير ذره بين است.
شنيده ايم که يکي از طرفداران موسيقي راک هستي ، آيا شناخت تو از اين نوع موسيقي ، الهام بخش تو براي شورشي شدن هري پاتر در قسمت پنجم شد؟


تمام جزييات و چيزهايي را که باعث ميشود هري در اين فيلم شورشي شود را دوست دارم.ديويد ياتس کارگردان فيلم ارتش دامبلدور قصه فيلم را با جنبش مقاومت فرانسه در جنگ جهاني دوم مقايسه کرد.اين استعاره اي بود که من آن را پسنديدم تاثي خيلي خوبي روي من داشت.
آيا هيجان زده شده اي که ديويد بکهام در امريکا بازي مي کند؟


طبيعي است که از شنيدن اين خبر هيجان زده بشوم.
درباره اينکه هر قسمت فيلم رشد ميکني و بزرگتر مي شوي صحبت کن.
فکر مي کنم خودم هم متوجه نمي شدم که دارم بزرگ مي شوم.
اين يکي از آن چيزهايي است که به طور طبيعي براي آدم پيش مي آيد.
يک نفر عکس تو را در 10 سالگي نشان ميدهد و تو از ديدن آن وحشت مي کني!!!





+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : جمعه نهم شهریور 1386 |

«با هر ایمیل تنها یک مورد قابل ذکر است»
مسابقه تصویر شناسی شماره ۲

حدس بزنید چهره زیر عکس چه بازیگری است؟؟؟

 

 

جایزه این بار ۲۰ والپیپر از بهترین بازیگران دنیا با بهترین کیفیت به ایمیل شما...

«با هر ایمیل تنها یک مورد قابل ذکر است»




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : پنجشنبه هشتم شهریور 1386 |

زندگی در مریخ
زندگی در مریخ فیلمی است که از شبکه استانی تهران و بعضی شبکه های استانی دیگر پخش می شود

برای خواندن مطالب خواندنی در مورد این سریال و دیدن تصاویری زیبا به ادامه مطلب مراجعه کنید...



ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : پنجشنبه هشتم شهریور 1386 |

افسانه شجاعــان

افسانه شجاعــان

 

 

افسانه شجاعان نام مجموعه داستانیست که حدود دوسال پیش از شبکه اول سیما پخش می شد...

مجموعه ای که با استقبال عمومی مردم واقع شدکه زمینه را برای خرید مجموعه های بعدی شرقی هموارتر ساخت..

 

مبارزات زیبا و تخیلی این سریال از مولفه های محبوبیت این سریال بود برای خواندن مطالب و عکسهای دیدنی از این فیلم زیبا به ادامه مطلب مراجعه کنید...



ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : پنجشنبه هشتم شهریور 1386 |

جواب مسابقه تصویر شناسی1
با سلام..دوستان عزیز  بله جواب هدیه تهرانیست..و این عکس متعلق به سفر پارسال ایشون به اروپاست..

برای ایمیلهای دوستان عزیز سجاد.معصومه رضی.ماهرخ.Majhoolمجتبی فردابه ایمیلتان  ارسال می گردد بازهم از حضور و دادن پاسخ ممنونم منتظر مسابقات بعدی باشید....

 




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : پنجشنبه هشتم شهریور 1386 |

مسابقه تصویر شناسی

مسابقه تصویر شناسی

 

شما با تشخیص بازیگر زیر می توانید به یک فایل جایزه حاوی  40عکس از فیلمهای تلویزیونی و سینمایی زیبا  برسید.....

 

این اولین مسابقه است خیلی راحته پس اگه حدس زدید در قسمت نظرات این پست به ما بگید و جایزه رو ببرید

«با هر ایمیل تنها یک مورد قابل ذکر است»

در ضمن منتظر مسابقات دیگری از این مجله باشید...




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : چهارشنبه هفتم شهریور 1386 |

مجموعه گل یاپــــــوچ

مجموعه گل یاپــــــوچ

 

این مجموعه  کاریست  از شبکه تهران ..که با تاخیر چند قسمته نسبت به شبکه تهران در شبکه های استانی دیگر هم پخش می شود...

مجموعه ای از جواد افشار...

 

 

برای خواندن مطالب خواندنی در موردگل یا پوچ و دیدن تصاویری زیبا به ادامه مطلب مراجعه کنید...



ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : چهارشنبه هفتم شهریور 1386 |

تام و جری
تام و جری

نخستين بار در 1941 در فيلمي به کارگرداني «ويليام هانا» و «جوزف باربرا» شخصيت هاي موش و گربه پديدار شدند؛ گربه اي به نام جاسپر و موشي که نامي نداشت و شخصيتي به نام «مامان دو کفش» که هيچ وقت صورتش را نمي ديديم، و بلکه فقط قسمتي از پاها و کفش هايش را مي ديديم که موش و گربه در زير دست و پايش در حال جست وخيز بودند.

 

بعدها اين کارتون «تام و جري» نام گرفت. تام و جري هفت اسکار را در ظرف 10 سال از 1943 تا 1953 ربودند. تام و جري شخصيت هاي کارتوني پرتحرکي بودند که به شيوه اسلپ استيک ارائه مي شدند. از فيلم هاي مطرح آنها مي توان به اين موارد اشاره کرد؛ «دردسر موش» (1944): درگيري بي پايان موش و گربه؛ آنها با هر چه دم دستشان است از سلاح سرد گرفته تا اسلحه گرم و سلاح هاي پيشرفته به هم شليک مي کنند و در آخر تام منفجر مي شود!«کنسرت گربه» (1947): تام گربه، پيانيست باوقاري است که با اسموکينگ روي صحنه مي آيد، اما جري موشه درون پيانو خوابيده است.

 

وقتي که تام نت ها را مي نوازد، کليدها به جري مي خورد و جري از درون پيانو شروع به نواختن مي کند و کنسرت تام را به هم مي ريزد و سرانجام آنها علنا رودررو مي شوند و ماجراهاي خنده دار و مهيج مي آفرينند. فيلم يکي از شاهکارهاي انيميشن است که برنده اسکار مي شود. «تام و جري» هنوز هم يکي از محبوب ترين کارتون هاي دنياست و نمونه هاي جديدي هم از آن ساخته شده است.

 

 




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : چهارشنبه هفتم شهریور 1386 |

تن تن

تن تن و ميلو، کارتني از سينماي بلژيک

 

ماجراهاي تن تن وميلو ابتدا به صورت کميک استريپ (داستان هاي مصور) چاپ و منتشر شد و سپس به شکل فيلم و مجموعه تلويزيوني به نمايش درآمد. پديدآورنده اين کارتون محبوب، «ژرژ رمي» کاريکاتوريست مشهور بلژيکي بود که با نام مستعار «هرژه» شناخته مي شد. قصه هاي تن تن وميلو به 50 زبان ترجمه شد و تا سال 1996، 200 ميليون نسخه از آن به فروش رسيد. تن تن وميلو در 1929 به دنيا آمدند و نخستين کتابشان «تن تن خبرنگار در کشور روس ها» نام داشت. سپس کتاب «نيلوفر آبي» در 1939 منتشر شد که شرح سفر تن تن به چين است . نخستين کارتون اين مجموعه در سال 1969 در تلويزيون بلژيک ساخته شد.

 

تن تن پسرک نوجواني بود که با خونسردي اش، در مواقع حساس، مي توانست گليم اش را از آب بيرون بکشد. او خبرنگار بود و با اين مجوز مي توانست به هر جاي دنيا سفر کند و با سگ کوچولويش ميلو ماجراهاي زيادي بيافريند. تن تن يک کارتون آموزشي هم محسوب مي شد چون شخصيت اصلي آن طي سفرهايش به نقاط مختلف دنيا، فرهنگ، آداب و رسوم، نوع گويش و غذاي مردم دنيا را از آمريکاي لاتين تا چين و اسکاتلند آموزش مي داد. در 1976 مجسمه برنزي تن تن وميلو در بروکسل نصب شد و در 1979 تولد او را در بسياري از کشورها جشن گرفتند و تمبرهاي يادگاري اش را چاپ کردند.

 

در 1988 در ايستگاه متروي بلژيک، يک پرتره عظيم از ماجراهاي تن تن وميلو برپا شد. استيون اسپيلبرگ نيز به تازگي قصد دارد سه گانه اي براساس ماجراهاي اين قهرمان بسازد. شارل دوگل رئيس جمهور اسبق فرانسه در تمجيد تن تن گفته است؛ «شايد تنها کسي که در جهان شبيه من باشد تن تن است! من و او آدم هاي کوچکي هستيم که قدرت هاي بزرگ ما را نمي ترسانند».




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : چهارشنبه هفتم شهریور 1386 |

دردسر هاي موش آشپز
دردسر هاي موش آشپز

 


پاتن اوسوالت يک بازيگر و کمدين تلويزيوني است که دستي هم در نوشتن دارد.او در محصول جديد مشترک کمپاني والت ديزني و شرکت کامپيوتري پيکسار "راتاتوله"،به جاي کاراکتر اصلي قصه يعني رمي صحبت کرده است.رمي يک موش شيطان و خوش خوراک است که در رستوران هاي شهر پاريس مي گردد و براي خودش غذا فراهم مي کند.در عين حال ، او دوست دارد که سر آشپز يکي از اين رستوران ها مي باشد.
وقوع يکي اتفاق باعث ميشود که وي به آرزوي ديرينه اش برسد.


اين هم خلاصه اي گفتگوي با پاتن اوسوالت:


خودتان قصه اين فيلم را چگونه ديديد؟

خب ، رمي اين موش بازيگوش پايه و اساس تمام ماجراهاي فيلم است.او داراي خانواده است و با جهانگردي به نقاط مختلف جهان براي خودش غذا فراهم مي کند.پس کاري که او و خانواده اش فراهم مي کنند اين است که سفر مي کنند و غذا مي خورند.اين کاراکتر از موش هاي واقعي گرفته شده است.به دنبال يک سري اتفاقات بامزه ،رمي و خانواده اش خودشان را در يک دردسر عجيب مي بينند.
در جريان يک تعقيب و گريز بسيار تماشايي رمي از خانواده اش دور مي افتد و سر از پاريس در مي آورد.حالا او در يک رستوران چهار ستاره است که غذاهاي خيلي خوبي طبخ مي کند.در اين شرايط است که او تصميم مي گيرد سر آشپز شود.
اگر شما هم جاي من بوديد با يک همچين پروژه قشنگ و بانمکي همکاري نمي کرديد؟


در قصه فيلم رمي آرزو دارد که سر آشپز شود ، آيا خود شما هم اين آرزو را داريد؟
فکر مي کنم اين مساله مي تواند آرزوي هر کسي باشد.منظورم تمام کساني است که به تماشاي اين فيلم مي نشينند.در زندگي همه آدما چيزهايي هست که دوست دارند آن را انجام بدهند.
وقتي فيلم نامه را خوانديد براي ايفاي نقش جاي يک موش اولين کاري که کرديد چه بود؟
مي دانيد، فرق بين فيلم انيميشين و فيلم زنده اين است که تا زماني که براي ضبط صدا به استوديو نرفته اي ، فيلمنامه در اختيارت گذاشته نمي شود.آنها فقط ديالوگ هاي خودت را به دستت مي دهند.به همين ديلي من هيچ وقت کل فيلم نامه را نخواندم.و سعي کردم بيشتر روي اشتياق رمي به غذا فوکوس کنم.
و غذا پختن چيزي نيست که جزو علايق يک موش در دنياي واقعي باشد...
دقيقا همينطور است.و به همين دليل است که جذابيت پيدا مي کند.و تماشاچي مي خواهد داستانش را دنبال کند.
قضيه زماني جالب ميشود که ما ميدانيم موشها سخنگو نيستند....
دقسقا، چه اتفاقي مي افتد اگر يک موش مثل من حرف بزند؟فکر مي کنم اگر موش ها اين فيلم را ببينند به خودشان خواهند گفت : "اي بابا ، عجب فيلم مسخره اي.."
..........

 

 


به نقل از جام جم




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : چهارشنبه هفتم شهریور 1386 |

سریال بدون شرح

 

بدون شرح مجموعه نود شبی طنزی بود که می توان موفق ترین کار مهدی مظلومی دانست..کاری که با حضور درخشان امیر جعفری در کنار فتحعلی اویسی که با حضور در این سریال طرف طنز خود را به خوبی نشان داد...

 

برای خواندن مطالب خواندنی در موردبدون شرح و دیدن تصاویری زیبا به ادامه مطلب مراجعه کنید...



ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : چهارشنبه هفتم شهریور 1386 |

راتاتوله
راتاتوله

 

خلاصه داستان:
يک موش صحرايي به نام ريمي علاقه فوقلاده اي به اشپزي دارد ( داستان فيلم در يم دنياي زير زميني در دنياي موشها در فرانسه ميگزرد)
او هر روز پيش بهترين اشپزها ميرود و اموزش هايي ميبيند او در اين راه دوستان زيادي پيدا ميکند
ارزوي او بهترين اشپز فرانسه و معروف شدن است ولي خانواده ي او کاملا با اين امر مخالفند...............
در باره ي اين انيميشن حرف و حديث هاي زيادي زده شده که ميتواند جاي شگفت انگيز ها را بگيرد
ببينيم چي ميشه...

سبک:
انيميشن ...اکشن....کمدي.......خانوادگي
تاريخ انتشار:
June 29th, 2007

کمپاني پخش کننده:
Buena Vista Pictures Distribution

صداپيشگان:
Patton OswaltLou ....... RomanoJaneane...... GarofaloIan .......HolmBrian Dennehy

کارگردان:
Brad Bird




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : چهارشنبه هفتم شهریور 1386 |

نیمه شعبان

امروز مصادف است با 15 شعبان..تولد یگانه منجی عالم بشریت...حضرت مهدی است..ابتدا این روز را بر تمام شیعیان جهان تبریک می گوییم...

 

در ضمن به مناسبت امروز  پستهای ویژه داریم که طی این دوسه روز برای شما عزیز می گذاریم...

با تشکر...گروه مجله تلویزیون و سینما...


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : چهارشنبه هفتم شهریور 1386 |

این پت و مت دوست داشتنی
این پت و مت دوست داشتنی.

در چک، فيلم هاي عروسکي از نقاشي متحرک، معروف ترند چون ريشه در يک سنت قديمي و تئاتر عروسکي دارند که به قرن هجدهم مي رسد. گفته مشهوري است که «چکسلواکي در گهواره نمايش عروسکي اروپا قرار دارد». در سينماي عروسکي چک، هميشه نام سه نفر مي درخشد؛ يرژي ترنکاف کارل زمان و براتيسلاو پويار. اينها دست به ابتکارات فراواني در زمينه کارتون هاي عروسکي زدند و عروسک ها را جان بخشيدند.


    کي از نمونه هاي امروزين انيميشن چک، کارتون معروف «پت و مت» يا «همينه» است. اين عروسک ها در پراگ ساخته شدند، اما پخشي جهاني پيدا کرد.و با استقبال زيادي مواجه شد.
آنها دو آدم نادان هستند که در خانه اي سبز رنگ زندگي مي کنند و هميشه دست به خرابکاري مي زنند.
آن دو به جاي اينکه کارها را به خوبي انجام دهند ،به نوع خاصي و بسيار مفتضحانه دست به خرابکاري ميزنند.مثلا به جاي اينکه صبر کنند تا يک مرغ يخ زده ، يخش آب شود و بعد آن را کباب کنند..خيلي ناشيانه مرغ را در جوجه گردان فر ميگذارند و آنقدر قضيه را کشش ميدهند تا اينکه کل مرغ جزقاله ميشود و تمام زحماتشان به هدر ميرود.


اين دو شخصيت جالب و در عين حال دوست داشتني ..در ايران هم کلي طرفدار دارند.به گونه اي که ميتوانيم آهنگ کارتون همينه را روي بسياري از گوشي هاي همراه پيدا کينم.
!!!ويا دوستاني که "حتي به غلط"همديگر را پت...يا مت مينامند
يا موقع اشتباه انجام دادن کاري به شوخي اداي آن حرکت معروف پت و مد را در مي آورند (منظورم همان حرکت دستان آنهاست!)

 نويسندگان اين مجموعه؛ لوبوميربنش و ولاديمير ژيرانک هستند. به تازگي مجموعه اي جديد از ماجراهاي پت و مت ساخته شده که شامل اپيزودهاي 7 دقيقه اي است. اين بار پت و مت در يک مجتمع مسکوني و جدا از هم زندگي مي کنند، گاهي به هم کلک مي زنند و گاهي هم دعوا مي کنند و خلاصه داستان هاي آنها متفاوت از گذشته است.





+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : چهارشنبه هفتم شهریور 1386 |

مردان کبرا 11 همیشه پیروزند .
مردان کبرا 11 همیشه پیروزند .
 
 اکشن ، کمدی ، جنایت ، درام ، هیجان و سرعت سرسام آور اینها مشخصات این سریال هستند . ساخت کبرا 11 از سال 1996 آغاز شد و با استقبال مردم آلمان مواجه گشت . پس از آن سری های مختلف این فیلم به صورت سینمایی و یا سریال های تلویزیونی ساخته شدند و با فروش آن به کشورهای دیگر این فیلم جهانی گشت .دو شخصیت اصلی فیلم یعنی (سمیر گرکان ) و همکارش ( تام کرانیش ) پلیس های اتوبان چابک و باهوشی
هستند که با زرنگی همیشه پیروز می باشند . نقش آن ها را اردوگان آتالای ( سمیر گرکان ) و رنه اشتینک بازی می کنند . در قسمت هایی از فیلم ، (کریستین اولیوار ) جانشین رنه اشتینک شد و در نقش (یان رایتر) همکار جدید سمیر ظاهر گشت . بازیگر رییس گروه، خانم انگل هارت (شارلوت شواب ) است و ( کارینا ویس ) هنرپیشه نقش آندره آشافر می باشد . ( گاتفرید ولمر ) و (دیترهان ) به ترتیب نقش های بونراد و هرزبرگر را بازی می کنند . این دو همکار قدیمی گاهگاهی خنده بر لب تماشاگران می نشاند .
    
    اردوگان آتالای بازیگر نقش سمیر
    
    (اردوگان آتالای ) 22 سپتامبر سال 1966 در شهر هانوور آلمان متولد شد . پدر او اهل ترکیه و مادرش آلمانی است . داستان بازیگری او از سال 1984 آغاز شد . زمانی که بعد از گذاراندن کلاس بازیگری در مدرسه موسیقی و هنرهای نمایشی نقش کوچکی به عنوان چراغ جادو در فیلم علا الدین به او محول شد .
    پس از آن در فیلم های تلویزیونی و سریال های مختلفی به عنوان هنرپیشه میهمان بازی کرد . از جمله شخصیت (جکو ) در فیلم (ذره ذره موسیقی ) نقش( کمال آزگان )در فیلم (ماموریت لوبگ)(صبری ) در فیلم (اسپرلینگ و دوست بد) و ایستگاه پلیس و دلقک .
    اردوگان در کنار بازیگری در فیلم ها در چند نمایشنامه رادیویی هم به ایفای نقش پرداخته است . او به همراه چند هنرپیشه دیگر آلمانی برنامه ای با عنوان (ما همه مثل هم هستیم )را ساختند در این برنامه اردوگان آتالای برضد نژاد پرستی صحبت کرد . او در سال 2003 به طور افتخاری در دو فیلم بازی کرد که عواید آنها به یونیسف رسید . در یکی از این فیلم ها با کریستن اولیور هم بازی بود . 

 


    بالاخره در سال 1996 بود که او را برای شخصیت اصلی فیلم هشدار برای کبرا 11 ( پلیس اتوبان ) یعنی نقش ( سمیر گرکان ) که یک کارآگاه پلیس زبده می باشد انتخاب کردند . قرار داد اروگان با سازندگان فیلم تا ماه مارس سال 2005 می باشد ولی ممکن است باز هم ادامه یابد . اردوگان آتالای برای بازی در این سریال خیلی زحمت کشید . او قبل از شروع فیلم برداری مدت ها همراه پلیس های اتوبان با ماشین گشت می زد و حمله ها و زد و خوردها را تماشا می کرد . او همچنین تیراندازی رابه طور کامل فرا گرفت .
    همسر اردوگان هنرپیشه دیگر آلمانی به نام( آشترید آن ماری پلمان) است. آشترید تابه حال در دو قسمت از سریال کبرا 11 به عنوان هنرپیشه میهمان حضور داشته است . یک بار در اپیزودی به نام کیش و مات در نقش یک پزشک و یک بار در اپیزود سقوط بزرگ به نقش یک راهبه بازی کرد . او در فیلم نهایت سرعت نیز با همسرش همکار بود. آنها در 22 نوامبر 2002 صاحب دختری به نام (آمیرا پولت ملیسانده ) شدند . اردوگان عاشق ورزش است و همیشه در ورزش های اسب سواری شمشیر بازی ، آکروبات ، تیراندازی ، شیرجه و چتر بازی فعالیت می نماید و یک مادیان 28 ساله به نام (بابود ) دارد .
    
    رنه اشتینک و نقش تام کرانیش
    
    (رنه اشتینک ) در 16 نوامبر سال 1963 متولد شد . او در مدرسه نمایش ارنست بوش در برلین تحصیل کرد . در کنار این تحصیلات مدرک مهندسی ارتباطات نیز گرفت و همچنین مدتی راننده آمبولانس بود او بعد از ورود به عالم بازیگری در فیلم ها و سریال های مختلفی ایفای نقش کرد از جمله فیلم عشق پرنسس و قاتل را بگیرید اوج بازیگری او نیز همچون اردوگان در فیلم هشدار برای کبرا 11 است او از سری اول ساخت فیلم در نقش تام و همکار سمیر ظاهر شد این دو در کنار هم لحظات جالب و نفس گیری را خلق کردند ولی در اواسط کار تام از گروه بیرون رفت و یان رایتر جای او را گرفت که نقش او را کریستین اولیور بازی می کند اما اخبار جدید حاکی از این است که تام کرانیش بازی هم بر می گردد .
    

    کبرا 11 محبوب آلمانی ها
    
    طبق آمار گرفته شده در آلمان کبرا 11 بیش از 6 میلیون بیننده دارد و درسال 2003 این تعداد به بیش از 8 میلیون نفر هم رسید. وقتی کبرا 11 روی صفحه تلویزیون می آید همه منتظر صحنه های برخورد بزن بزن سرعت و در نهایت انفجار در اتوبان های اطراف فرانکفورت هستند و فیلم پر از هیجان و دسیسه است بهترین بدلکاران هالیوود برای این فیلم کار می کنند.

    اتفاقات فیلم گاهی خیلی جالب و گاهی خنده آور هستند ولی در نهایت تمام قسمت های این سریال به یک صورت تمام می شوند .دشمن خود را نشان می دهد، زد و خوردهایی صورت می گیرد ، قهرمانان طبق معمول سروقت در محل حاضر می شوند، دشمن ضربه می زند ، قهرمانان دشمن را تعقیب می کنند و در آخر این تعقیب و گریز به انفجارهای وسیع و وحشتناکی منتهی می گردد و همیشه نیز پلیس های چابک و فرز در آخرین ثانیه ها از این خطرات جان سالم به در می برند .
    دسیسه ها و اتفاقات فیلم همیشه تقریبا به یک صورت تکرار می شوند و بیشتر دقایق فیلم در اتوبان ها و خیابان ها و دورن اتومبیل است. با این وجود کبرا 11 هنوز هم یک فیلم موفق است و ببینندگان را پای تلویزیون میخکوب می کند . توصیه ما به شما این است که اگر علاقمند به اتومبیل های زیبا و کمیاب هستید هرگز این فیلم را تماشا نکنید زیرا با دیدن اتومبیل های زیبا و شیکی که منفجر می شوند و تکه های آن به هوا پرتاب می گردد حتما قلبتان می شکند .
    
    
    
    پیمان‌ ابدی‌ بدل‌ کار ایرانی‌ سریال‌ هشدار برای‌کبری‌ 11
    
    
    در دنیا کم‌ نیستند هموطنانی‌ که‌ بنابه‌ دلایل‌ مختلف‌از کشور مهاجرت‌ کرده‌اند و با سکونت‌ در کشور ی‌بیگانه‌، با سعی‌ و تلاش‌ خود به‌ موفقیت‌ علمی‌،اقتصادی‌، تحصیلی‌ و ورزشی‌ مختلفی‌ رسیده‌اند.شاید شما هم‌ گاه‌ وبیگاه‌ با نام‌ و نشانی‌ از این‌هموطنان‌ در برنامه‌های‌ تلویزیونی‌، روزنامه‌ها،خبرگزاری‌ها... مواجه‌ می‌شوید. هر چه‌ باشد بایداطمینان‌ داشت‌ که‌
    فهرست‌ ایرانیان‌ موفق‌ هیچ‌وقت‌ تمامی‌ندارد .اما آنچه‌ که‌ به‌ بعضی‌ از این‌چهره‌ها اهمیت‌ می‌دهد آن‌ است‌ که‌ برخی‌ ازآنها علی‌رغم‌ موقعیت‌ مالی‌ و اجتماعی‌ خوبی‌ که‌در کشورهای‌ دیگر دارند، هنوز ریشه‌های‌ خود رابا کشور وسرزمین‌ مادری‌ حفظ کرده‌اند و با علاقه‌به‌ این‌ آب‌ و خاک‌ در تلاش‌ هستند تا قدمی‌ مثبت‌برای‌ این‌ کشور بردارند.

     اگر زبان‌ آلمانی‌ بدانید حتما نام‌ او را در عنوان‌بندی‌ سریال‌ (هشدار برای‌ کبری‌ 11)، پلیس‌اتوبان‌ و پلیس‌ موتور سوار دیده‌اید. او سی‌ و سه‌ساله‌ است‌ و علی‌رغم‌ سال‌ها دوری‌ از ایران‌فارسی‌ را به‌ خوبی‌ حرف‌ می‌زند و البته‌ به‌زبان‌های‌ آلمانی‌، ایتالیایی‌، اسپانیایی‌ و انگلیسی‌نیز تسلط دارد. او بیش‌ از بیست‌ سال‌ است‌ که‌ درشهر کلن‌ زندگی‌ و تحصیل‌ می‌کند. در این‌ شهر دررشته‌ روان‌شناسی‌ ورزش‌ تحصیل‌ کرده‌ است‌. این‌رشته‌ یکی‌ از بخش‌های‌ روان‌شناسی‌ می‌باشد که‌سرو کار آن‌ با ورزش‌ کارانی‌ است‌ که‌ به‌ دلیل‌وقوع‌ اتفاق‌های‌ ناخوش‌آیند از ورزش‌می‌ترسند. (ابدی‌) تحصیل‌ در این‌ رشته‌ را تامقطع‌ دکترا ادامه‌ داده‌ و تحصیلات‌ او به‌ همین‌ جاختم‌ نمی‌شود. تحصیل‌ درزمینه‌ سینما و کارگردانی‌هم‌ بخش‌ دیگری‌ از فعالیت‌ اوست‌ تا این‌ جوان‌ایرانی‌ بتواند درخلق‌ و طراحی‌ صحنه‌های‌هیجان‌انگیز مهارت‌ خود را نشان‌ دهد. (ابدی‌)چند ماهی‌ در ایران‌ خواهد ماند و امیدوار است‌بتواند در این‌ مدت‌ کلاس‌هایی‌ را برای‌ آموزش‌بدلکاری‌ در ایران‌ دایر کند. مساله‌ای‌ که‌ سینمای‌ایران‌ شدیدا به‌ آن‌ نیازمند است‌.

 

 

http://behi69.blogsky.com/





+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : چهارشنبه هفتم شهریور 1386 |

نصف مال من،نصف مال تو
نصف مال من،نصف مال تو!!
 
فیلم سینمایی «نصف مال من،نصف مال تو» به كارگردانی وحید نیكخواه آزاد به فروشی نزدیك به ۴۵۰ میلیون تومان در تهران رسید.
به نقل از روابط عمومی فیلمیران، فیلم «نصف مال من،نصف مال تو» متعلق به ژانر كودك-خانواده در تهران فروشی بالغ بر ۲۴۰ میلیون تومان و در شهرستان‌ها نیز جمع فروش فیلم به همین مبلغ رسیده است.
علی سرتیپی مدیر فیلمیران و تهیه‌‌كننده این فیلم ضمن ابراز خوشحالی از میزان استقبال مردم و به خصوص كودكان و خانواده‌ها، اعلام كرد: موفقیت «نصف‌مال من، نصف‌مال تو» نشان می‌دهد كه این فیلم باارزش‌ترین جایزه را از دست مردم گرفته است و در حقیقت، موفقیت این فیلم در اكران عمومی و رونق گرفتن سالن‌ها، بهترین جشن برای سینمای روز ایران است.
محمدرضا شریفی نیا،مریلا زارعی ،شقایق فراهانی ،فرهاد آئیش،شهره لرستانی،مریم امیر جلالی،بهزاد رحیم‌خانی،نادر سلیمانی،ترلان پروانه، آلما اسكویی و روژان آریا منش از بازیگران این فیلم هستند.
 
 



+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : سه شنبه ششم شهریور 1386 |

حضور يانگوم در ايران قطعي شد
حضور يانگوم در ايران قطعي شد




كلهر مشاور هنري رئيس‌جمهور از حضور يانگوم بازيگر سريال جواهري در قصر در ايران خبر داد




اين گزارش حاكي است كه كلهر اين خبر را در بازديدش به همراه احمدي‌نژاد از ايرنا به طور

ضمني و بدون اينكه كسي متوجه بشود به خبرنگار هنري و يا احتمالاً عكاس ايرنا اعلام كرده‌است.


خبرنگار يا عكاس ايرنا نيز در مراسم تقدير از خبرنگاران فرهنگي هنري در حوزه هنري، اين خبر را به خبرنگار ادبي يا فناوري اطلاعات ايسنا گفته‌است.


معاونت سينمايي وزير ارشاد حضور كارگردان اين سريال را در جشن ملي مهرگان تكذيب نكرد..
لي‌يونگ آي، بازيگر نقش اول سريال جواهري در قصر در مصاحبه با روزنامه كره‌تودي، ضمن تكذيب اين خبر از احتمال حضورش در دبي يا امارات خبر داد و اعلام كرد: با احترامي كه به فرهنگ چندهزارساله‌ي ايران مي‌گذارم ولي به دليل پاره‌اي مشكلات خانوادگي از پيشگاه ملت ايران عذر مي‌خواهم و قول مي‌دهم دفعه‌ي بعدي جبران كنم.


پيش از اين به دليل استقبال ايرانيان از سريال جواهري در قصر، ضرغامي رييس صدا و سيما اعلام كرده‌بود: رايزني هاي لازم براي ساخت سري دوم سريال جواهري در قصر با عنوان جواهري در اندروني و با حال و هواي اسلامي-ايراني انجام گرفته است.


همچنين نيکي کريمي با اشاره به حضور گسترده يانگوم در تمامي عرصه هاي علمي و هنري و مطبوعاتي كشور شمّ هنري مردم را سطحي و ضعيف ارزيابي كرده و گفته بود: مردم ايران لياقت ندارند!


اگر چه رييس جديد كميسيون فرهنگي مجلس در گفت و گو با ايرنا از فراهم شدن بسترهاي لازم براي حضور لي‌يونگ آي در ايران خبر داده‌بود ولي يانگوم تنها در گفت‌وگويي كوتاه با با رجال‌نيوز ضمن اشاره به سخنان وزير كشور گفت: علاقه‌مندم اطلاعات خود را درباره موضوع اسلامي ازدواج موقت افزايش دهم.


پي‌گيري خبرنگار گروه فرهنگ وهنر به دليل نزديك بودن هفته دولت و شلوغي اوضاع، از دفتر مشاور رئيس‌جمهور نيز به جايي نرسيد.


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : دوشنبه پنجم شهریور 1386 |

فیلم شاهزاده فارسی

این بار میخوام براتون در مورد یک فیلمی که قرار است در سال آینده ساخته بشه صحبت کنم..

فیلمی تحت عنوان شاهزاده ایرانی ..درست حدس زدید فیلم از روی بازیش سا خته شده و نسخه ی اول از سه گانه پرنس  در هند است ...

جالبست هنوز گروه بازیگر و کارگردانی معلوم نیست و فقط نقس اصلی تعیین شده است...

 

مشخصات فیلم:

 

کارگردان:هنوز معلوم نیست

نویسندگان:جردن مچنر و جفری ناکمونوف

تهیه کننده:کمپانی والت دیزنی

کشور سازنده:امریکا

بازیگران:چارلی کلوزن در نقش پرنس....

 

 

اطلاعات بیشتر و طرجهای اولیه در ادامه مطلب...

 



ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : دوشنبه پنجم شهریور 1386 |

راه بی پایان
امروز میخوام در باره ی سریال راه بی پایان بنویسم.امیدوارم خوشتون بیاد.در آینده عکسها

و نقد این سریال رو هم در اختیارتون قرار میدم....

منصور پوروطن، جوانی که پس از یک شکست عشقی از ایران خارج شده، حالا پس از ۱۰ سال به کشورش

برگشته است. او مهندس پلیمر است و به دنبال پیدا کردن سرمایهگذار خصوصی برای راهاندازی خط تولید پ

روتز در ایران است......

        

برای خوندن مطالب به ادامه ی مطلب برید...

 

 



ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : دوشنبه پنجم شهریور 1386 |

متن شعر فیلم ارباب حلقه ها
 متن شعر فیلم ارباب حلقه ها

 

The Lord Of The Rings

Three Rings for the Elven-kings under the sky,

Seven for the Dwarf-lords in their halls of stone,

Nine for Mortal Men doomed to die,

One for the Dark Lord on his dark throne

In the Land of Mordor where the Shadows lie.

One Ring to rule them all. One Ring to find them,

One Ring to bring them all and in the darkness bind them

In the Land of Mordor where the Shadows lie

 

فرمانروای حلقه ها

حلقه ای سه برای پادشاهان الف در زیر گنبد نیلی

حلقه ای هفت برای فرمانروایان دورف در تالارهای سنگی

حلقه ای نه برای آدمیان که محکوم به مرگ اند و فانی

و یکی از برای فرمانروای تاریکی بر سریر تاریکش

در سرزمین موردور وسایه های آرمیده اش

حلقه ای است از برای حکم راندن . حلقه ای است از برای یافتن

حلقه ای است از برای آوردن و در تاریکی به هم پیوستن

در سرزمین موردور وسایه های آرمیده اش


The Road goes ever on and on

The Road goes ever on and on

Down from the door where it began.

Now far ahead the Road has gone,

And I must follow, if I can,

Pursuing it with eager feet,

Until it joins some larger way

Where many paths and errands meet.

And whither then? I cannot say

.

 

می رود راه پیوسته تا آن سو

می رود راه پیوسته تا آن سو

از دری کو شد رهش آغاز

می رود او تا کجا تا کو

من روان با او کنم آواز

می روم من همره و همپو

تا به دیدار کلان راهی

ره همه این مقصد اما کو

چه بگویم جز نه و آهی؟




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : دوشنبه پنجم شهریور 1386 |

پخش گفت‌وگوی اختصاصی با يانگوم در شبکه دو
                             پخش گفت‌وگوی اختصاصی با يانگوم در شبکه دو

                                  

گفت‌وگوي اختصاصي مجري برنامه «مردم ايران سلام» با بازيگر نقش يانگوم و ديگر عوامل مجموعه تلويزيوني «جواهري در قصر» در ويژه‌برنامه عيد فطر شبکه دو پخش مي‌شود.

به گزارش مهر، شبکه دو سيما چندي پيش گروهي را براي تهيه گزارش و گفت‌وگو با عوامل مجموعه تلويزيوني «جواهري در قصر» به کره جنوبي اعزام کرد. در اين سفر منصور ضابطيان مجري برنامه «مردم ايران سلام» به عنوان گزارشگر با لي هو بازيگر نقش يانگوم و ديگر بازيگران اين مجموعه و کارگردان و عوامل فني گفت‌وگو کرده است.

اين گفت‌وگوها همراه با گزارش‌هايي از علل اقبال عمومي سريال در بين مردم و گفت‌وگو با برخي نمايندگان مجلس در خصوص سريال بخش‌هاي مختلف ويژه برنامه‌اي را تشکيل مي‌دهند که قرار است همزمان با پايان پخش سريال «جواهري در قصر» از شبکه دو سيما پخش شود.

با توجه به اينکه پخش مجموعه «جواهري در قصر» همزمان با عيد سعيد فطر است، اين ويژه برنامه در اين روز مبارک روي آنتن شبکه دو سيما مي‌رود. ويژه برنامه مجموعه تلويزيوني «جواهري در قصر» در سه قسمت 50 دقيقه‌اي تدوين شده که از عيد فطر به مدت سه شب پخش خواهد شد.




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : یکشنبه چهارم شهریور 1386 |

مقدمه ای کوتاه از کتاب ارباب حلقه ها

مقدمه ای کوتاه از کتاب ارباب حلقه ها

 

(قبل از دیدن فیلم یا خواندن کتاب ارباب حلقه ها ..حتما اینو بخونین)

 

 

 

 

مردور زادگاه حلقه ي قدرت است. حلقه يك الف(Elf) مقدس به نام سارون(Sauron) . در زماني كه دنيا در زمانی که هنوز جهان جوان بود یک الف به نام ساورون پی به قدرت حلقه سازان اره گیون(Ere Geon) برد. اره گيون ها براي تمام بزرگان چه از نوع الف و چه از نوع انسان(Men) و يا حتي كوتوله هاي زير زميني (Dwarf)حلقه هايي جادويي ساختند.كوتوله ها حلقه ها را قبول نكردند الف ها قدرتمند تر شدند ولي انسانها بدون هيچ چون و چرا آنها را قبول كردند ...ولي نميدانستند با اين كار يك نفر مي تواند بر آنها تسلط داشته باشدسارون جوان كه ندادن حلقه به او را بي احترامي دانست خواست از همه انتقام بگيرد. او اول سعي در يافتن چگونگي حلقه ساختن اره گيون ها كرد.  ساورون در ابتدا موجود پاکی بود اما قدرت شهوت اراده ی او را به ژرفنای خویش کشید . او پنهان از چشم دیگر الف ها در آتشفشاني  در يك بيابان دور حلقه ای از جنس آتش آن كوه  ساخت که بزرگترين و قدرتمند ترين حلقه بين تمام حلقه ها بود و خود را ارباب حلقه ها(The Lord Of The Rings)نامید .

" ورد هایی که ساورون هنگام ساختن حلقه ی قدرت بر لب راند "

آش نازگ دوربا تولوک

 آش  نازگ گیمباتول

آش نازگ ثرا کاتولوک اگ بورزوم

ایشی  کریمپاتول

آی لوری لانتار لاسی سورین

 ینی آنوتیمه و رمار آلدارون

ینی و لینته یولدار وانیر

آن حلقه فقط به او جواب مي داد. زيرا آن حلقه همان او بود و او همان حلقه..!  او بعد از ساخت حلقه تمام وحشيگري و نفرينها و شرارت و... را در آن حلقه وارد مي كند. سپس او توانست قدرت اره گيون ها را از آن خود كند و بدين ترتيب اره گيون ها نابود شدند. اوتوانست ابر قدرت ها يعني نه پادشاه انسان ها كه حلقه را داشتند تحت كنترل خود بگيرد و مردم به آنها سوار سياه(Nazgûl) خواندند. البته آنها وقتي تحت تسلط او مي شدند كه او حالت فيزيكي نداشته باشد. (يعني قدرت براي جنگ كردن نداشته باشد .) در هنگامی که ساورون حلقه را می ساخت تنها یک نفر او را زیر نظر داشت . کلبورن(Kelborn) فرمانروای لورین(Lurin) همسر گالادریل(Gladrill). کلبورن الندیل فرمانروای انسان ها و پادشاه گاندور (Gondor) شخصي كه دادن حلقه به او فراموش شد بود را از قدرت ساورون مطلع کرد و آنگاه بزرگترین اتحاد بین انسان ها و الف ها شکل گرفت.

سارون كه اينچنين ديد به آن بيابان رفت.ارك ها (Orc) الف هايي بودند كه زير فشارها و جادو هاي سارون تبديل به يك موجودي جديد شدند . ارك ها از سارون مي ترسيدند و به همين دليل با همراه شدند و به ان بیابان رفتند . آتشفشان هنوز مي خروشيد . او آن آتشفشان را كه تنها جاي نابودي خود ميدانست آن را كوه نابودي (Mount Doom) يا كوه هلاكت ناميد.

جادوي او آن سرزمين را سياه ساخت وبين دليل او به آنجا سرزمين سياه مردور (Mordor)

ناميد. او در آنجا موجوداتي پرنده مي ديد . ابتدا فكر ميكرد شايد عقاب يا شاهين هاي غول پيكرند ولي بعد متوجه شد آنها نه عقابند نه شاهين بلكه موجوداتي با هيكل فيل بالهايي ده برابر عقاب هاي غول پيكر و غذاي آنها آتش كوه نابودي بود . او فهميد اينها  اژدهاي باقي مانده از عصر قبل هستند. پس اسم آنها را همان اژدها (Dragon) گذاشت . ارك هايي در مردور بودند كه از دل آتش بيرون مي آمدند ولي ظاهر همان ارك ها را داشتند . او براي تفرقه نيفتن بين اين دو گروه اسم هردو را ارك گذاشت. آنها هر روز زياد و زيادتر مي شدند و بدين ترتيب ارتش سارون در سرزمين مردور تشكيل شد. ارك ها به روستا ها مي رفتند و همه جا را خراب مي كردند . تا اينكه الف ها و انسانها دوشادوش هم در برابر ارك ها و سارون به سوي مردور صف كشيدند . جنگ را در پايين كوه نابودي آغاز كردند. سارون هم براي تحقق آرزوي انتقام به ميدان جنگ رفت. پيروزي الف ها و انسانها حتمي بود ولي  قدرت سارون و حلقه اش نبايد ناديده گرفته مي شد . او هر كه جلويش بود مي كشت كه بعد نوبت انديل رسيد .

الندیل کشته شد و پسرش ایزیلدور Isildur)) پسرش به نزد او مي رود .اوابتدا  مي خواهد با آندرویل(Androil) شمشیر پدررا برداشته و به جنگ برود كه سارون با پاي خود شمشير را مي شكند و سارون در آستانه كشتن ايزيلدور بود كه با شمشير شكسته پدر انگشت ساورون را قطع مي كند .سارون حالت فيزيكي خود را از دست داد ولي هنوز زنده بود چون حلقه زنده بود. الروند (Elrond) فرمانرواي رويندل (Revindel) كه از دانا ترين الف ها بود ايزيلدور

را به كوه نابودي مي برد تا با نابود كردن حلقه براي هميشه سارون را از بين ببرد . ولي قلب ضعيف  ايزيلدور انسان به راحتي مست قدرت سارون شد و او از نابودي حلقه خود داري

مي كند وحلقه ساليان دراز باقي مي ماند . تا اينكه ظلم و ستم ايزيلدور به حدي زياد مي شود كه عده اي او را كشته و به رودخانه مي اندازند و حلقه از گردن او جدا شده و به اعماق رود خانه مي رود . جنگلها و كوهها ديگر روشنايي  چنداني نداشتند تا اينكه دو هابيت(Houbit) با نامهاي اسميگل (Sméagol) و ديگول(Degul) براي ماهي گيري به رودخانه مي روند. ديگول براي گرفتن يك ماهي در رودخانه مي افتد و بعد در آن اعماق حلقه ي قدرت را مي يابد .اسميگل عاشق آن حلقه مي شود و از ديگول مي خواهد تا آن را به او بدهد و ديگول قبول نمي كند و آنها با هم جدال مي كنند .اسميگل دوست صميمي اش را به خاطر يك حلقه مي كشد . حلقه او را نفرين مي كند .او شروع به تغيير ظاهر مي كند .اسميگل تبديل به يك موجود وحشي به نام گالم (Galom) مي شود او به تاريكي كوهها مي رود و حلقه چندين سال نزد او مي ماند . عزيز من (My Precious) اين نامي بود كه گالم حلقه را ناميد.ولي بعد از چند سال حلقه از دست گالم رها شده و به و به كوهپايه مي افتد .اين شانسي بود براي سارون تا حلقه دست انسانها بيافتد.انسانهاي كه با قلب ضعيفشان تسليم حلقه مي شوند. ولي بر خلاف ميل حلقه يك هابيت ديگر با نام بيلبو بگينز (Bilbo Bagins) حلقه را پيدا مي كند . و حلقه به سرزمين هابيت ها يعني شاير (Shair) مي رود و از آن زمان داستان حلقه ی یگانه شروع میشود

 




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : یکشنبه چهارم شهریور 1386 |

ارباب حلقه ها چگونه شکل گرفت...
ارباب حلقه ها چگونه شکل گرفت...


جان رونالد روئل تالکین[ 1973- 1892] که در جنگ جهانی اول و دوم را تجربه کرده است سعی در نمایش نیروهای پلیدی دارد که قدرت و حاکمیت را تنهاراه سعادت خود می دانند . او با خلق شخصیت های داستانی در دنیای خیالی ، حاکمان و قدرتمندان عصرش را به گونه ای به ریشخند می کشد که حتی پس از یک هابیت کوتوله و ساده و یا به قولی روستائی بر نمی آیند.

سارون، شخصیت اهریمنی داستان در برابر فرودوی جوان قرار میگیرد که نا خود آگاه حافظ جان همه ساکنان زمین می شود .فرودو، هابیت کوتوله برای پیروزی بر ارباب تاریکی در جاده بزرگ حوادث به نبرد عقل بر جهل تن می دهد تا مانع نبردی بزرگ شود. که خبر تاریکی ویرانی و نابودی حاصلی ندارد . خیلی ها که زنده هستند ، سزاوار مرگ وعدهای که می میرند سزاوار زندگی هستند تو می توانی زندگی را به مرده ها ببخشی ؟ پس در قضاوت خیلی خوش نباش ئوآنان را به مرگ محکوم نکن. چون عاقل ترین آدم ها نمی توانند آخر کار را ببینند.

اسبان سیاه که رم کرده بودند با وحشت به جلو تاختند و سوارانشان را به داخل سیل خروشان و خشمگین کشیدند همانطور که رودخانه آنان را با خودش می برد فریادهای سوزناک و گزنده شان در صدای وهم انگیز رودخانه محو شد. سپس فرود و احساس کرد ، خودش نیز در میان امواج گرفتار شده است و صدای خروشان و مضارب رودخانه که گوشش می رسد لحظه به لحظه اوج می گرفت او را با دشمنانش بلعیده است و نه چیزی را می بیند و نه صدایی را می شنود.




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : یکشنبه چهارم شهریور 1386 |

این مجموعه حاوی تصاویری زیبا و دیدنی از سریال پرطرفدار پزشک دهکده است ..بهتون پیشنهاد می کنم این پست رو از دست ندید...



ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : یکشنبه چهارم شهریور 1386 |

حضور بازیگران خارجی در فیلمهای ایرانی
                     حضور بازیگران خارجی در فیلمهای ایرانی

رابرت دنيرو و هديه تهراني در فيلم جديد عباس كيارستمي !?

                             رابرت دنیرو

عباس كيارستمي كارگردان شاخص سينماي ايران در حال تلاش است تا براي ساخت فيلم جديد خود از رابرت دنيرو در يكي از نقش‌ها استفاده كند.
در خبرهاي قبلي اشاره شده بود كه كيارستمي با «‌ ژوليت بينوش» بازيگر فرانسوي براي ايفاي يكي از نقش‌هاي فيلم خود مذاكره كرده است. اين فيلم با نام « رونوشت برابر اصل» در ايران و يك شهر اروپايي مقابل دوربين خواهد رفت و كيارستمي تلاش‌هاي زيادي را براي حضور رابرت دنيرو انجام داده است. اين فيلم اين روزها در مرحله پيش توليد قرار دارد و عوامل آن در حال انتخاب هستند. جالب است بدانيد هديه تهراني هم به احتمال زياد در اين فيلم به عنوان دستيار كارگردان حضور خواهد داشت. تهراني در سال‌هاي اخير علاقه زيادي به حضور در كنار كارگردان‌هاي هنري نشان داده و سال گذشته در فيلم بهمن قبادي هم ايفاي نقش كرده است.

دو فيلم هندي سينماي ايران/ آميتاب باچان و سلمان خان در فيلم علي شاه‌حاتمي؟

 

قرار است فيلم‌هاي جديد علي شاه‌حاتمي و قاسم جعفري در هند ساخته شود. قاسم جعفري پنجمين كار سينمايي خود را كه به تازگي پروانه ساخت آن را دريافت كرده است، در شهرهايي از كشور هندوستان جلوي دوربين خواهد برد و اكنون در اين كشور به سر مي‌برد. براساس اين گزارش تمامي لوكيشن‌‌هاي اين فيلم در اين كشور قرار دارد و فيلمبرداري آن به‌طور كامل در اين كشور انجام خواهد شد. قاسم جعفري پيش از اين در مجموعه تلويزيوني «مسافري از هند»، به تصوير كشيدن شخصيت‌هايي از كشور هند را تجربه كرده بود كه از نظر ارتباط با مخاطب، براي او موفقيت‌آميز بود. نام ديگر فيلمنامه «مجنون ليلي» ، «رام و سيتا» است. از طرف ديگر علی شاه‌حاتمی با آمیتاپ باچان و سلمان خان برای حضور در فیلم جدیدش به توافق اولیه دست یافت. شاه حاتمی که چندی پیش برای مذاکره با ستارگان سرشناس سینمای هند به این کشور سفر کرده بود، با این دو بازیگر برای حضور در فیلم جدیدش به توافق اولیه دست پیدا کرد. در مذاکرات انجام شده بین شاه حاتمی و بازیگران هندی، آنان در جریان داستان فیلم قرار گرفتند و سپس فیلمنامه فیلم "قفس" در اختیارشان قرار گرفت. باچان و سلمان خان هم پس از مطالعه فیلمنامه موافقت اولیه خود را برای بازی در این فیلم اعلام کردند. شاه حاتمی پس از انجام مذاکره به ایران بازگشته و در حال رایزنی با بنیاد سینمایی فارابی است تا با همکاری این بنیاد "قفس" را تولید کند. بر اساس اخبار رسیده مذاکرات او با فارابی در حال انجام است و احتمال می رود این بنیاد پیشنهاد شاه حاتمی را قبول کند. پس از مشخص شدن تهیه کننده و سرمایه گذار، شاه حاتمی سفر مجددی به هندوستان خواهد داشت تا مذاکرات خود را با باچان و سلمان خان قطعی کند. در ضمن با اینکه قرار است این دو بازیگر معروف بالیوود در فیلم شاه حاتمی بازی کنند، اما این فیلم هیچ ارتباطی به هندوستان ندارد.





+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : یکشنبه چهارم شهریور 1386 |

زندگی نامه لگولاس

این مطالب جالب رو برای طرفداران سه گانه ارباب حلقه ها اینجا میذارم.مخصوصا برای اونایی که طرفدار لگولاس(یا همون  اورلاندو بلوم) هستن.

 

زندگی نامه لگولاس
-----------------------


نوع : الف ها
تاريخ تولد : ناشناخته
تاريخ ترک سرزمين ميانه : 120 دوران چهارم
محل زندگي : سياه بيشه - ايتيلن
والدين : پدر ؛ تراندويل- مادر ؛ نامعلوم
خواهر و برادر : نامعلوم
همسر : نامعلوم
فرزند : نامعلوم
اسلحه : تيرکمان و يک چاقوي بلند سفيد
اسب : آرود
هديه گالادريل : تيرکمان گالادهيريمی و تيرداني از تيرها

 



جزئيات زندگي نامه :

لگولاس سبز برگ، پسرپادشاه الف هاي سياه بيشه، به عنوان نماينده الف ها در ياران حلقه انتخاب شد.تحمل و پايداري، بينايي دقیق و مهارت او در جنگيدن کمک بزرگي در ماموريت آنها بود ولي وفاداري و صداقت و دوستي و رفاقت او حتي چيز بزرگتري براي همراهانش بود.لگولاس مشتاق هابيت ها بود واوبه آراگون علاقه داشت و او را همراهي مي کرد، ولي عجيب ترين عهد وپيماني که وي بست دوستي با گيملي دورف بود.
چيزهاي کمي درباره اوايل زندگي لگولاس مشخص است، تاريخ تولد او نامعلوم است,بهرحال او برخي اشارات نامعلوم به سنش کرده است :

لگولاس گفت : اينجا قديمي است (فنگورن )، خيلي قديمي. آنقدر قدیمی که دوباره کم و بیش احساس جوانی می کنم، احساسی که از وقتی با شما بچه ها سفر می کنم به من دست نداده بود . دو برج - سوار سفيد - ص 94
لگولاس گفت : پانصد بار برگ هاي قرمز در خانه من در سياه بيشه بر روي زمين افتاده است ولي حتي يک مقدار هم از گذري شدن زمان به نظر ما نرسيده است. دو برج - پادشاه تالار طلايي- ص 111
او گفت : اينها عجيب ترين درخت هايي هستند که من تا به حال ديده ام و من درختان بلوط فراواني از دوران اکورن تا دوران ويراني ديده ام. دو برج - جاده آيزنگارد - ص 152


بر اساس اين تفاسير به نظر مي رسد که لگولاس در دوران جنگ حلقه حداقل چند صد سال داشته است، و حتي چند هزار سال هم ممکن است، ولي يک سن دقيق نمي تواند معلوم باشد. سني که به شخصيت لگولاس در فيلم ارباب حلقه ها به کارگرداني پيتر جکسون مي دهند 2931 سال است; بهرحال، اين حالت نيز اساس و مرجع درستي ندارد.
اين بايد مورد توجه قرار بگيرد که در کتاب داستان هاي گمشده جلد دوم، يک الف به نام لگولاس سبز برگ در سقوط گندولين در دوران اول حاضر بوده است. ولي اين الف يکي از نولدور بود و به تول ارسييا رفت جايي که او همان جا باقي ماند وبدين ترتيب ما مطمئنيم که او همان لگولاس ياران حلقه نيست.
لگولاس یکی از الف های جنگلی از نژاد سینداری بود. پدرش تراندویل یکی از سیندارها بود که، زمانی حدود سال 1000 در دوران دوم از لیندون آمده بود. الف های سیاه بیشه مسلما" از الف های جنگلی بوده اند، و لگولاس هم خودش را یکی از الف های نژاد جنگلی معرفی کرد. اینکه چه کسی مادر لگولاس است نامعلوم است، و بعضی ها فکر می کنند که او ممکن است از الف های جنگلی باشد، ولی هیچ مدرک ماخذی در این باره وجود ندارد.
پدر لگولاس، تراندویل تورین سپر بلوط و همراهانش را زمانی که آنها از سیاه بیشه عبور می کردند تا خود را به تنها کوه برسانند را در سال 2941 زندانی کرد. تراندویل همچنین بیل بو را هم ملاقات کرد، که به او لقب دوست الف ها را داد و او در نبرد پنج سپاه جنگید. این هم معلوم نیست که آیا لگولاس هم درگیر این اتفاقات شده است یا خیر.


در 21 مارچ 3017 ، آراگورن گالم را به سیاه بیشه برد تا آنجا اسیر باشد و درباره تعقیب بیلبو و حلقه یگانه بازجویی شود. گالم روز و شب محافظت می شد، الف ها نسبت به او ترحم داشتند و به او اجازه می دادند که از یک درخت که تنها بود، بالا برود. یک شب در جون 3018 ، او از پایین آمدن از درخت امتناع کرد. الف های جنگلی مورد حمله اورک ها قرار گرفتند و گالم در آن درهم و برهمی فرار کرد.
لگولاس به ریوندل فرستاده شد تا خبر فرار گالم را اطلاع بدهد. در 25 اکتبر، او در شورای الروند حضور داشت، جایی که تصمیم گرفته شد که حلقه یگانه به موردور فرستاده و نابود شود. فرودو بگینز برای این کار داوطلب شد، و لگولاس به عنوان نماینده الف ها در یاران حلقه انتخاب شد تا حامل حلقه را همراهی کند. یاران حلقه در 25 دسامبر 3018 ریوندل را ترک کردند.
یاران حلقه هنگام گذشتن از دروازه شاخ قرمز در کوه های مه آلود به وسیله کولاک متوقف شدند. لگولاس قادر بود که روی برف راه برود و پیش روی کولاک را تشخیص دهد. او به همراهانش خبر داد که بیشتر از آن نمی توانند به حفره کندن در مسیرشان ادامه بدهند.
گاندلف به گروه یک راه پیچ اندر پیچ زیر کوه ها از میان معادن موریا را پیشنهاد کرد. لگولاس مخالف این نقشه بود، هر چند که الف های هولین قبلا" در یک دوره ای با دورف های خزد-دوم داد و ستد داشتند، ولی شیطان در آنجا بیدار شد و موریا حالا یک شهرت شیطانی و شوم داشت. ولی یاران حلقه زمانی که توسط گرگها مورد حمله قرار گرفتند مجبور شدند تصمیم بگیرند. لگولاس بسیاری از آنها را با تیرهایش کشت، و یاران سریع راهشان را به طرف دروازه غربی موریا ادامه دادند.
دروازه غربی زمانی محل بازرگانی بین الف ها و دورف ها بوده است. لگولاس و گیملی هر دو انکار می کردند که مردمشان مسئول شکاف ایجاد شده بین دو نژاد بوده اند. گاندالف اصرار کرد که الف و دورف همچنان دوست باقی بمانند چون او به کمکشان احتیاج دارد.
سفر از میان موریا چندین روز طول کشید. در 15 ژانویه در تالار مازاربول، آنها آرامگاه بالین را پیدا کردند، کسی که یک گروه را سی سال پیش به موریا هدایت کرده بود ولی آنها به سرنوشت شومی دچار شده بودند . بعد از آن یاران مورد حمله اورک ها قرار گرفتند. لگولاس به گلوی دو تا از آنها تیر زد، و همه همراهان سیزده نفر را کشتند. اورک ها عقب نشینی کردند و یاران فرار کردند. لگولاس مجبور شد تا گیملی را بکشاند تا او را از مقبره پادشاهش بالین دور کند.
بر روی پل خزد – دوم ، لگولاس یک موجود از سایه و آتش دید که نزدیک می شود و فهمید که آن یک بالروگ است. گاندلف به دیگران گفت که فرار کنند و او با بالروگ جنگید تا زمانی که هر دو به درون مغاک سقوط کردند.
یاران راهشان را به طرف جنگل های لوتلورین ادامه دادند. لگولاس فهمید که فرودو و سام عقب ماندند، و آنها توقف کردند تا زخمهای هابیت ها را درمان کنند. به هر حال آنها به مرزهای طلا بیشه رسیدند. لگولاس هرگز در لوتلورین نبوده است، ولی او شنیده بود که الف هایی که هنوز آنجا زندگی می کنند بوسیله یک نیروی مخفی محافظت می شوند.
در نیمرودل، لگولاس یک آواز الفی خواند که نهر نامیده می شد. سپس او شروع کرد به بالا رفتن از یکی از درختان مالورن تا به دنبال جان پناهی برای همراهانش باشد، ولی یک صدای صحبت کردن به زبان الفی از بالای شاخه ها او را متوقف کرد. الف ها نگهبانان مرزهای لوتلورین بودند، و آنها صدای آواز خواندن لگولاس را شنیده بودند و او را به عنوان یکی از همنوعان شمالی شان شناخته بودند. آنها از او تقاضا کردند که همراه فرودو به بالای سکوی چوبی یا فلت بیایند.
فرمانده خودش را هالادیر معرفی کرد و لگولاس به او گفت که همراهانش چه کسانی بودند. هالادیر وقتی که شنید یکی از آنها دورف هستند راضی نبود. بعد از سوال کردن از لگولاس او قبول کرد که گیملی می تواند بماند، ولی به شرطی که لگولاس مراقب او باشد.
روز بعد گیملی امتناع کرد که تنها فرد گروه باشد که زمانی که از میان درختان عبور می کنند چشمانش بسته باشد. دورف گفت که او قبول خواهد کرد اگر لگولاس هم چشمانش بسته باشد، و الف پاسخ داد " امان از دست این دورف ها و کله شقی آنها ! ". سرانجام آراگورن آنها را قانع کرد که توافق بکنند و تمام یاران با چشمان بسته رفتند، با وجود این لگولاس خوشحال نبود.
لگولاس گفت: " افسوس که چه روزگار پر حماقتی است ! " اینجا همه دشمنان یک دشمن هستیم، آن وقت من باید با چشمان بسته راه بروم، در حالی که آفتاب سرزمین جنگلی ، زیر برگ هایی از طلا دل آدم را از شادی پر می کند. یاران حلقه – لوتلورین – ص 362
روز 17 ژانویه در کاراس گالادهون، یارن قبل از ارباب و بانوی طلا بیشه به آنجا برده شدند. یاران برای یک ماه در لوتلورین باقی ماندند. الف های لوتلورین برای گاندلف سوگواری کردند، ولی لگولاس آنها را برای دیگران ترجمه نکرد چون او هنوز از ازدست دادن جادوگر اندوهگین بود. لگولاس بیشتر وقتش را در میان الف ها می گذراند، او همچنین گیملی را همراه خودش می برد و آن دو شروع کردند به محکم کردن پیوند دوستی بین خودشان که همراهانشان را بسیار متعجب کرد.
در 16 فوریه یاران لوتلورین را ترک کردند. لگولاس یک کمان گالادهیریمی و یک تیر دان پر از تیر از بانو گالادریل دریافت کرد. آنها به طرف آندوین پایین رفتند، و لگولاس یک قایق را با گیملی شریک شد. دورف به خاطر جدا شدن از گالادریل اشک ریخت و متحیر شد که چرا به دنبال این ماموریت آمده است. لگولاس دوستش را دلداری دارد.
" افسوس بر همه ما! بر همه آنها که در این روزگاران پسین پا به عرصه گیتی می گذارند. زیرا اسم این روزگار چنین است: یافتن و از کف دادن، به مانند کسانی که ساحل را از قایق شناورشان در رودخانه می بینند. ولی من تو را نیک بخت می شمارم گیملی پسر گلوین: زیرا از کف دادن تو ، به اراده خود تو است و فرصت انتخابی دیگر را داشتی. ولی تو همراهانت را رها نکردی و کمترین پاداشت خاطره لوتلورین است که همیشه شفاف و بی خدشه در قلبت خواهد ماند و رنگ نخواهد باخت و طراوتش را از دست نخواهد داد. " یاران حلفه – وداع با لورین – ص 395
در شب 23 فوریه، اورک ها به یاران حلقه از طرف ساحل شرقی تیر انداختند. سپس یک سایه بزرگ از بالای سر آنها عبور کرد، ستاره ها ناپدید شدند، و ترس به درون قلب های یاران نفوذ کرد. لگولاس به طرف سایه تیر اندازی کرد و سپس یک صدای جیغ از آسمان به پایین افتاد. الف نمی دانست که چه چیزی را زده است، ولی فرودو احساس کرد که آن چیزی که از بالای سر آنها پرواز کرده است یکی از نزگول ها بوده است. آن طور که بعدا" معلوم شد، لگولاس یکی از اژدها هایی را که توسط نزگول ها به عنوان مرکب استفاده می شده است را زده است، با وجود این سوار آن زنده ماند. در 26 فوریه در آمون هن، وقتش بود که راه بعدی شان را را انتخاب کنند. فرودو تنهایی رفت که تصمیم بگیرد چه کار کند. لگولاس حدس زد که آنها با همراهی با او به او کمک خواهند کرد، گفت که او به رفتن به میناس تریت رای می دهد، ولی در نهایت او به هر کجا که فرودو انتخاب کند خواهد رفت. " بدرود گفتن اکنون نشانه بی وفایی است. "
ولی بعدا" برومیر به آنها گفت که او و فرودو مشاجره کردند و بعد فرودو ناپدید شد. اعضای یاران حلقه به مسیرهای مختلف رفتند تا به دنبال او بگردند. لگولاس و گیملی در میان درختان با اورک ها روبه رو شدند و بسیاری از آنها را کشتند، ولی بعدا" آنها صدای شیپور بزرگ برومیر را شنیدند. آنها بسیار دیر به کمک او آمدند، چون او در حال دفاع از مری و پی پین کشته شده بود. آراگورن حکم کرد که فرودو و سام به طرف موردور رفته اند و مری و پی پین به طرف آیزنگارد برده شدند. او تصمیم گرفت که آنها باید اورک هایی را که دو هابیت جوان را اسیر کرده اند تعقیب کنند. لگولاس گفت که آنها نباید جسد برومیر را برای لاشخورها رها کنند، بنابراین آنها جسد او را در یک قایق به طرف پایین آندوین فرستادند.


آنها با گامهای سریع و چابک به دنبال آنها رفتند و 45 فرسنگ را در زمین های روهان در کمتر از چهار روز طی کردند. لگولاس احتیاجی به خوابیدن ندارد، و او به استراحت و توقف میلی نداشت. او به همراهانش اصرار می کرد که به سوی جلو بروند. می گفت: " فکر آنکه آن بچه های شاد را مثل بره به زور می برند، دلم را آتش می زند.
چشمان تیز لگولاس قادر بودند که دنباله دشمنانشان را از یک مسافت بسیار زیاد از میان زمین ها ببیند. در صبح چهارمین روز، او یک گروه از مردان سواره را از پنج فرسنگی دید که نزدیک می شوند. آنها سواران روهان بودند که توسط ائومر فرماندهی می شد، ارتشبد سوم چابک سوار، که خواستار دانستن ماموریت آنها شد. زمانی که گیملی و ائومر نزدیک بود که سر توهین به گالادریل بینشان دعوا شود، لگولاس سریعا" به دفاع از دوستش پرداخت، ولی آراگورن مداخله کرد.
آراگورن خود را به عنوان وارث ایزیلدور معرفی کرد، و به نظر لگولاس رسید که یک شعله سفید بر روی پیشانی آراگورن مانند یک تاج می درخشید. ائومر به داستان آنها گوش داد وبه آنها اسب هایی داد که حرکت آنها را در مسیرشان تسریع ببخشد. لگولاس بدون زین و افسار سوار بر آرود شد، و گیملی هم با ناراحتی در پشت او نشست.
ائومر گفت که سوارانش همه اورک ها را کشته اند، و سپس سه شکارچی به کپه سوخته شده لاشه ها در نزدیک مرز فنگهورن رسیدند، آنها هیچ نشانی از هابیت ها پیدا نکردند. آن شب آنها یک پیرمرد عجیب نزدیک محل اقامتشان دیدند، و بعد اسب هایشان فرار کردند. لگولاس گفت که اسب ها نترسیده بودند ولی گویا که یک دوست قدیمی را ملاقات کرده بودند.
صبح روز بعد، رد هابیت ها آنها را به درون جنگل فنگهورن هدایت کرد. لگولاس افسانه هایی در میان مردمانش شنیده بود که اونودریم ها یا انت ها از زمان قدیم آنجا زندگی می کرده اند. جنگل احساس قدیمی بودن به او می داد و پر از خاطره. او فهمید که درختان شیطانی نبودند با وجود این تکه هایی از تاریک هم وجود داشت، ولی یک حس هشیاری و عصبانیت وجود داشت، که جنگل به آن تن داده بود.
لگولاس در یک نظر کوتاه متوجه پیرمردی شد که در شنلی خاکستری در میان درختان قدم می زند. آنها اول فکر کردند که او سارامون است، ولی بعد پیرمرد شنلش را درآورد و لگولاس او را به عنوان گاندلف تشخیص داد. جادوگر از جنگش با بالروگ و بازگشتش به عنوان گاندلف سفید را به آنها گفت. او پیغام هایی از جانب گالادریل آورده بود، که به لگولاس گفته بود:
" لگولاس سبز برگ، ای که در زیر درختان دیر زمانی به شادی زیسته ای. مراقب دریا باش! اگر فریاد مرغان نوروزی را در ساحل بشنوی دیگر دلت را در جنگل آرامشی نخواهد بود. " دو برج – سوار سفید – ص 106
لگولاس زمانی که گاندالف به آنها گفت که مری و یی پین با یک انت به نام چوب ریش در امان هستند و انت ها می خواهند بر علیه سارامون قیام کنند شگفت زده شد، سارامون کسی بود که درختان زیادی را در جنگل نابود کرده بود. گاندلف شتاب داشت. وقتی که شدوفکس به ندای گاندلف پاسخ داد، اسب های دیگر آرود و هاسافل هم با او آمدند چون شدوفکس سردسته آنها بود و این او بود که لگولاس صدایش را شنیده بود که آنها را به ملاقات در شب دعوت کرده بود.


در ادوراس، گاندالف شاه تئودن را متقاعد کرد که برای جنگ با سارامون بتازد. لگولاس در زره با سواران روهان به صف در آمد و با آنها تازید. در نبرد هلمز دیپ در شب 3- 4 مارچ، ارتش ده هزار نفری سارامون اقدام به یک یورش به روهیریم ها کردند. لگولاس با کمانش و چاقوی بلندش حسابی سرش شلوغ بود. در پایان او چهل و یک اورک را کشته بود، ولی گیملی با یک عدد از او جلوتر بود.
سرانجام گاندلف با ارکنبراند و هزار سوار رسید. نگاه کنید، لگولاس شگفت زده شده بود که جنگلی در یک شب در دره ظاهر شده است. اورک ها به درون جنگل فرار کردند و دیگر هرگز دیده نشدند. بعدا" زمانی که لگولاس از میان درختان به طرف جاده آیزنگارد می تاخت، او یک خشم بزرگی را از جانب درختان احساس می کرد – که بعدها او فهمید که آنها هورن های فنگورن هستند – و زمانی که برگشت و عقب را نگاه کرد او چشمانی را در میان شاخه ها دید. او تقریبا" بازگشت ولی بوسیله گیملی و گاندلف متوقف شد. هنوز هم لگولاس امیدوار است که روزی به فنگهورن برود، و گیملی هم قبول کرد که با او برود به شرطی که لگولاس هم به دیدن غارهای درخشان که در پشت هلمز دیپ قرار دارد برود.
در 5 مارس سه صیاد با مری و پی پین در آیزنگارد یکی شدند، و همچنین لگولاس با چوب ریش ملاقات کرد. مذاکراتی با سارامون صورت گرفت و گاندلف عصای آن خیانت کار را شکست و او را از فرقه جادوگران بیرون کرد.
روز بعد، آراگورن تصمیم گرفت که راه جاده مردگان را به طرف ساحل جنوبی در پیش بگیرد، به خاطر این که او به پلانتیر اورتاک نگاه کرده بود و او کشتی های دزدان دریایی را که میناس تیریت را تهدید می کردند دیده بود.
لگولاس تصیم گرفت که او را همراهی کند، گفت که او از مرگ نمی ترسد. آرود از رفتن به درون در تاریک امتنا می ورزید، ولی لگولاس اسب را تسکین داد و او را به داخل هدایت کرد. گیملی هم خیلی ترسیده بود ولی او دوستش را دنبال کرد.


بر روی تپه سنگ ارخ، آراگورن مردگان را صدا زد تا سوگندشان را تکمیل کنند، و آنها به طرف پلارگیر پیش رفتند جایی که سپاه مردگان کشتی های دزدان دریایی را به تصرف در آوردند. آنجا لگولاس صدای مرغان دریایی را شنید، به هر حال او هنوز دریا را ندیده بود. او یک احساس اشتیاق و هوس به دریا پیدا کرد همان طور که گالادریل آن را پیش گویی کرده بود. برای یک لحظه او جنگ را فراموش کرد، ولی او سریعا" به تعهدی که داده بود بازگشت و به پیش رفت.
لگولاس و گیملی همراه با آراگورن به طرف بالای آندوین قایق راندند و در روز 15 مارس در هنگام جنگ دشت های پله نور به میناس تریت رسیدند. بعد از پیروزی در نبرد، الف و دورف به درون شهر رفتند تا اینکه به دنبال مری و پی پین بگردند. لگولاس به این نکته اشاره کرد که باغ های بیشتری نیاز است و این در گروی آن است که آراگورن تاج گذاری بکند و در آن صورت مردمش درخت ها و پرنده های بسیاری به این جا خواهند آورد. زمانی که لگولاس شاهزاده ایمراهیل از دول آمروس را ملاقات کرد، به او تعظیم کرد چون در ایمراهیل خون مردم نیمرودل از لوتلورین از زمان های بسیار قدیم تشخیص داده بود.


فرماندهان غرب تصمیم گرفتند که به طرف دروازه سیاه پیش روی کنند و در یک تلاش دشمن را به خودشان مجذوب کنند تا به اندازه کافی حواس سائورون پرت بشود تا حامل حمله ماموریتش را تکمیل کند. لگولاس، هم به عنوان نماینده الف های سیاه بیشه و هم به خاطر علاقه زیاد به آراگورن تصمیم گرفت که با آنها برود. سپاه غرب در روز 25 مارس به دروازه سیاه رسیدند و آنها با نیروهای سائورون در نبرد مورانون جنگیدند تا اینکه حلقه نابود شد و سلطنت سائورون خاتمه یافت.
یاران حلقه در جشن وپایکوپی بر روی زمین های کورمالن دوباره به هم ملحق شدند و لگولاس در جنگل های ایتیلن با خوشحالی سرگردان شد. او تصمیم گرفت اگر تراندویل به او اجازه بدهد در آنجا با تعدادی از مردمش ساکن بشود بدهد.
آراگورن در روز 1 می به عنوان پادشاه تاج گذاری کرد و یاران حلفه تا روز ازدواج او با آروئن در روز وسط سال در میناس تریت باقی ماندند. یاران در روز 19 جولای میناس تریت را ترک کردند. زمانی که آنها به هلمز دیپ رسیدند، لگولاس همان طور که قول داده بود همراه با گیملی به غارهای درخشان رفت و الف از آنچه دیده بود هیچ سخنی نمی توانست بگوید. در آیزنگارد گیملی و لگولاس با همراهانشان وداع کردند و به دیدن فنگورن رفتند.
لگولاس الف هایی را از قلمروی درختان به ایتیلن آورد، و سرزمینی که زمانی در اثر غفلت کردن به درون سایه موردور افتاده بود دوباره در اثر مراقبت آنها به کمال زیبایی رسید. ولی آیا لگولاس هرگز صدای دریا را که از رودخانه بزرگ بالا می آمد را شنید ؟ زمانی که آراگورن در سال 120 دوران چهارم فوت کرد، لگولاس تصمیم گرفت که به دنبال دلش و آن چه در قلبش است برود. او یک قایق خاکستری ساخت و به طرف پایین آندوین قایق راند. گفته می شود که دوست بزرگ او گیملی، او را همراهی کرده است، و آن دو آخرین اعضای یاران حلقه سرزمین میانه را ترک کردند و از روی دریا به طرف غرب پیش راندند


منبع:سرزمین قدسی




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : یکشنبه چهارم شهریور 1386 |

فرودوی ارباب حلقه ها فوتبال بازی میکند
ستاره اصلی مجموعه فیلم فانتزی «ارباب حلقه ها» در فیلم جدید خود به سراغ یك مضمون واقعی و اجتماعی رفته است.
به نوشته BBC ، الیجا وود در «خیابان گرین» در نقش یك بازیكن فوتبال ظاهر شده است. او دانش آموزی است كه علاقه اش وی را به سمت دنیای فوتبال می كشاند. این بازیگر جوان می گوید برای بازی در این نقش تحقیقات زیادی انجام داد و حتی برای مدتی به عضویت یكی از تیمهای فوتبال درآمد. در این مدت انرژی فراوان دوستداران مسابقات فوتبال ، تاثیر خیلی زیادی بر وی گذاشت.لكسی آلكساندر كارگردان فیلم ، پیشتر فوتبالیست بود. این فیلمساز از خشونت در باشگاه آلمانی خود یاد می كند و می گوید سعی كرد در فیلمش تمام مسائل مربوط به این ورزش را به نمایش بگذارد. الیجا وود كه در سه گانه «ارباب حلقه ها» نقش فرودو را بازی كرد در «خیابان گرین» نقش جوانی را دارد كه به شهر لندن نقل مكان می كند و در این محل تحت تاثیر دوستداران فوتبال قرار گرفته و به جمع آنان می پیوندد.
 



+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : یکشنبه چهارم شهریور 1386 |

با توجه به مسئله فیلتر..موضوع هفته به سریالهای قدیمی تلویزیون تغییر یافت


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : شنبه سوم شهریور 1386 |

فیلمهای غیر اخلاقی.خود ارضایی در سینما

موضوع این هفته در مورد فیلمهای غیراخلاقی.و موضوع خود ارضایی در جوانان و حتی سنین بالاتر هست...

حتما این مقاله رو بخونید ..خیلی مطالب جالبی درونش هست ..و در آخر از شما دوست گرامی خواهشمندم نظر خودتونو در مورد  خود ارضایی و فیلمهای غیر اخلاقی و سانسور بگید خیلی ممنون

 

معضلی که جامعه سخت درگیر اون شده...

معضلی که قبل از انقلاب به صورت آشکارا و حالا با مسائلی به شکل فیلتر و صافی در رسانه ها و  مجامع مطرح میشه....

معضلی که نابود کننده ی جوامع کوچک و بزرگ است و در جامعه هنوز راهکاری برای از بین بردن آن وجود ندارد..این بحث منحصر به کشور ایران نیست بحثی است که از خیلی وقت پیش در کشورهایی مانند چین.هند.ژاپن و حتی روسیه و امریکا مطرح شده...

 

 

معضل یا راهکاری به نام ســانسور؟!!!

 

 

تــاریخچه سانسور در ایران...

نخستين سانسور در ايران، همزمان با نخستين نمايشهاى عمومى فيلم اتفاق افتاد. زمانىکه نمايشدهندگان فيلم اهداف سياسى خود را دنبال مىکردند؛ بهطور مثال صحافباشى که نمايشهاى عمومى آغازين را در ايران در آبان ۱۲۸۳ ترتيب داد، چون طرفدار مشروطه بود، نمايشهايش را به نيت ايجاد اگيزهٔ ترقىخواهى جهت مىداد. روسىخان نيز دو سال بعد همين روش را در جهت تبليغ مرام روسىها با نمايش مستمر فيلمهاى خبرى اعمال کرد. اينها در واقع نوعى سانسور را بنا گذاردند که بعدها به اشکال مختلف ادامه يافت. گروه بعدى که شم اقتصادى خوبى داشتند براى کسب درآمد بيشتر با شناسايى و توجه به محروميتها و کمبودهاى تماشاگران، از ميان فيلمهاى وارداتى به انتخاب دست مىزدند و روى نمايش آثار مشخص نظير فيلمهاى عشقي، تفريحى و ماجرايى تأکيد مىکردند. هيچگونه کنترلى روى فيلمها در آن زمان وجود نداشت و استقبال از اينگونه نمايشها، موجب تداوم نمايش اين آثار مىشد و سپس بهتدريج اعتراضاتى در جرايد مطرح مىشد. ادامهٔ اعتراضات نهايتاً فکر و پيداش رسمى سانسور را شکل داد و موجب تنظيم لايحهٔ نمايشها و سينماها از جانب انجمن بلديهٔ تهران گرديد. تصويب اين لايحه در مهر ۱۳۰۹ صورت گرفت و مديران سينما ملزم شدند تا پيش از نمايش هر فيلمى جواز نماش دريافت کنند و آن را قبلاً در سالن غيرعمومى به نمايندهٔ معارف بلديه ارائه دهند تا در صورت لزوم تعديل شود.

اما اين آييننامه بسيار کلى بو و بسته به سليقه اعمال مىشد و بزودى سانسور تحت تأثير روابط طرفين واقع شد و باز فيلمها بدون تعديل و تغيير مستقيماً روى پرده مىرفت. سپس بعد از مطالعات و گفت و شنودها، وزارت داخله رفتهرفته مقررات و آييننامههاى مشروح و بروزى را درخصوص رشتههاى مختلف سينما تهيه کرد. پس از تصويب اين آييننامه اداره کل شهربانى عملاً کنترل فيلمهاى وارداتى را بهعهده گرفت. پس از تصويب اين آييننامه اداره کل شهربانى عملاً کنترل فيلمهاى وارداتى را بهعهده گرفت؛ اما در اجراء بههمان شيوهٔ بلديه عمل مىکرد و کنترل عملاً کنترل سياسى بود، در نتيجه روال نمايش و کنترل فيلمها تغييرى نکرد. پس از شهريور ۱۳۲۰ و حضور متفقين در ايران، بررسى و کنترل تازهاى از ديدگاه کشورهاى اشغالگر به دلت ديکته شد و بنابراين هيچ کنترلى از نظر مذهبي، ملي، اخلاقى و سنتى صورت نمىگرفت. تا اينکه در ۲۴ اسفند ۱۳۲۵ رسيدگى به امور فيلم و نمايش به وزارت کشور واگذار شد که تا ۱۳۴۴ و ايجاد وزارت فرهنگ و هنر ادامه يافت.

مهمترين اقدام وزارت کشور وضع مقررات ويژه و ايجاد تشکيلاتى براى کنترل کمى و کيفى تالارهاى نمايش، سينماها، فيلمنامهها، نمايشها، نمايشنامهها و فيلمها بود که در خرداد ۱۳۲۹ بهتصويب رسيد. در اين سالها سانسور با شدت و وسعت انجام مىشد. در سال ۱۳۳۷ سانسور وسعت بيشترىگرفت که بيشتر شامل توليدات سينماى ايران مىشد، تا هر آنچه مخالف مصالح مملکت بنظر رسد و نشانى از عدم پيشرفت و آبادانى داشته باشد، با آن به شدت برخورد شود. نمونههاى سانسورزدگى اين سال فيلمهاى روزنه اميد (سردار سالگر)، چشمبراه (عطاءا... زاهد)، قاصد بهشت نمونههاى سانسورزدگى اين سال فيلمهاى روزنه اميد (سردار سالگر)، چشمبراه (عطاءا... زاهد)، قاصد بهشت

وزارت کشور بهدليل آشفتگى و هرج و مرج موجود، دکتر محمدعلى سميعى را که بهتازگى از امريکا برگشته بود به رياست کميسيون اداره نمايش برگزيد؛ اما او نيز طرفدار شدت عمل سانسور بود. وى در پى انتقادات مستمر از نحوهٔ عملکردش در کمتر از دو سال جايش را به احمد سرادى داد. انتخاب او با استقبال و خشنودى محافل هنرى و سينمايى روبرو شد. او از همان ابتدا خود را آمادهٔ شنيدن صريح مسائل سانسور و با هدف اصلاح آن نشان داد. اما براى بار دوم سرادى کار رفت. (يکبار در سال ۱۳۳۵ در اين کميسيون رياست را بهعهده داشت و ناچار به استعفا شد) و محتشم دورهٔ جديد فعاليتش را (در فروردين ۱۳۴۱) آغاز کرد. وى ضمن ادامهٔ فعاليتهاى قبلى خود، مجمعى تحت عنوان شوراى عالى ايجاد کرد. تصميمات اين شورا آغاز خوبى براى سالمسازى فضاى آلودهٔ سينما بود. اما کوششهاى او بىحاصل ماند و پس ازمدت کوتاهى مجدداً همان روند تاريخى و آشنا، حاکم بر سرنوشت امور فرهنگى کشور شد. در فروردين ۱۳۴۲ ايرج نبوى جاى او را گرفت و با شور و تحرک و با نقشه و تدابير مختلف فعاليتش را آغاز کرد ولى راه بجايى نبرد و او که آخرين مسئول کميسيون نمايش بود، در ابتداى سال ۱۳۴۴با تفويض اختيارات کنترل توليد و نمايش به وزارت فرهنگ و هنر از کار کنار رفت. دکتر هوشنگ کاوسى به مديريت اداره کل نظارت و نمايش برگزيده شد و با تنظيم آييننامههاى نظارتى در مرداد ۴۴ وزارت فرهنگ و هنر صاحب تصويبنامهٔ هيئت وزيران در زمينهٔ کنترل توليد فيلم، سينماها و نمايش فيلم گرديد. او هرگز نفس سانسور را نفى نمىکرد ولى به عملکردش معترض بود. کاوسى در تابستان ۱۳۴۶ از اين سمت کنار رفت و سيد ابراهيم صالح بجاى او قرار گرفت. او صاحبنظر و طرح خاصى نبود. در دورهٔ تصدى وى که تا ۱۳۵۷ بهطول انجاميد دو شوراى بدوى و عالى عهدهدار نظارت بودند. در آغاز تصدى صالح، کارها روال سابق را داشت. اما کمکم سانسور و ادارهٔ کل نظارت و نمايش حکم مجرى امور ادارى و تشريفاتي، پيش از نمايش‌‌هاى عمومى را گرفته بود.

 

حوزهٔ وظايف ادارهٔ نظارت و نمايش چند مادهٔ مشخص حفاظت از مبانى سلطنت و ممانعت از تبليغ عقبماندگى يا بىنظمى را داشت و چيزى نگذشت که توليدکنندگان و واردکنندگان با ترويج خشونت و برهنگى به جلب تماشاگر پرداختند و اگر هم نظارتى بر ساير مواد صورت مىگرفت تنها در بعضى مقاطع بود ولى دوباره روان سابق از سر گرفته مىشد و کمکم اين روال براى حذف ارزش، اخلاق و فرهنگ از جامعه ادامه يافت. و بعد نخستين جرقهها جوانان حقيقت جو را بهسوى آيين، ارزش، اخلاق و فرهنگ اصيل خود سوق داد. به اين ترتيب سياستهاى ضد فرهنگى حکومت به شکست انجاميد.

 

 

 

و اما سانسور در بعد از انقلاب....

 

با پیروزی انقلاب اسلامی سیاست گذاری ها تغییر کرد..کمی بعد از انقلاب هم فیلمهایی با بازیگران زن  غیر محجبه و بدون روسری در سینما ظاهر شدند اما پس از اندک مدتی سیاستها بر حجاب اجباری در جامعه تبدیل شد و از بازیگران خانم درخواست محجبه شدن شد ..عده ای مانند ثریا قاسمی و مادرش خانم حمیده خیرآبادی یا شهلا ریاحی این موضوع را پذیرفتند و عده ای هم این موضوع را خلاف آزادی دانستند و کشور را ترک کردند از جمله مرجان.ژاله.فروزان و ارغوان که حاضر به حضور در ایران با حجاب نشدند...

سانسورهای پس از انقلاب بیشتر از دسته  سنسورهای موقعیتی و سانسورهای احساسی فیلم و ایجاد شده در موقعیت هستند...

سانسورها بیشتر موقعیتهای  غیر اخلاقی و نادرست مذهبی را شکار می کنند ..و در بسیاری مواقع افراط بیش از حد  در حذف صحنه ها  موجب  از دست دادن صحنه ی مهمی از فیلم که باعث درک بهتر فیلم می شده,می شود...

 

البته این نوع سانسورها در همه ی برنامه ها اجرا می شود حتی بازی فوتبال....

به همین دلیل است که بازی پخش شده از سیمای جمهوری اسلامی با 2 الی 3 ثانیه دیرتر پخش می شود تا اگر مشکلی در بین تماشاگران وجو داشته باشد سریعا حذف کنند البته سرعت سانسورچی ها قابل تقدیر است...!!!

دیگر نوع سانسورها ی پس از انقلاب اسلامی سانسورهای سیاسی بود که بدون  طرفداری باید بگویم که متاسفانه این نوع سانسور در قبل از انقلاب خیلی کمتر بوده است..و با اینکه دم از آزادی مسبوعات زده می شود دست و پای مطبوعات بسته شده به خبرهای  ورزشی و خبرهای استانی عادی و روزنامه ها خالی از جنجال شده اند و اجازه درج خبرهای سیاسی و انتقادی خیلی کمی را دارند...

این مسئله را بارها و بارها در تذکرات به کارگردانانی  مانند مهران مدیری به وضوح دیده ایم...مخصوصا در سریال شبهای برره که  قسمتهای زیادی از این سریال در روز بعد تکرار نشد!!!

 

سانسور  البته چیز بدی هم نیست در مورد مسائل غیر اخلاقی ر بسیاری از موارد تحسین بر انگیز است ولی در مواردی هم می توان خرده گیری کرد فیلمی مانند دارو دسته نیویورکی ها با حذف شخصیت زن این فیلم,فیلم را نصفه کرد...

البته در مورد لباسها..سانسورچی ها با ایجاد لایه ای همرنگ لباس بر روی منطقه ی عریان بدن آن قسمت را میپوشانند تا موردی نباشد که این مسئله هم در نوع خود در جهان بی نظیر است...

 

در مورد سانسور سیاسی هم می توان به فیلم سینمایی مارمولک و مکس اشاره کرد دو فیلمنامه از پیمان قاسمخانی...که هردو با استقبال زیادی مواجه شد و البته پس از مدتی و بدون اعلام از پرده سینما خیلی سریع برداشته شد..فیلم مارمولک که جنجال آفرینی زیادی کرد و حتی به سینماهای مشهد و قم راه پیدا نکرد و موجب تلخ کامی عده ی زیادی شد...

سانسور در محافل خبری و اطلاعاتی به نام فیلتر یا صافی درآمده است...که در این مورد به طور اختصاصی صحبت می کنیم...

 

مسئله فیلمهای غیر اخلاقی و خود ارضایی مسئله ای جدید نیست ولی در پیش از انقلاب اسلامی با آزادی و باز بودن جامعه (یا به قول برادران بسیجی ولنگ و واری و فساد ) این مسئله هضم شده بود و معضل به شمار نمی آمد ولی از ابتدا معضلی شدید بود...مسئله ای که در وبلاگ دوستم جناب دکتر به بیان مواردی از تاثیرات این مشکل (خود ارضایی) در فرد و جامعه پرداخته است البته من با همه تاثیرات بر فرد که رد این وب گفته شده موافق نیستم اما مضرات فروانی برای خودفرد دارد و گناهی بس بزرگ و عظیم هست ..حالا وارد مسائل دینی و پزشکی نمی شویم و همین به بحث سینماییش می پردازیم...

اینکه این سانسورها یا فیلتر ها برای جلوگیری این نوع مشکلات است اما این معضل با فیلتر و شبکه ملی قابل حل شدن نیست روزانه میلیونها فیلتر شکن و سایتهای غیراخلاقی باز  می شود و تنها صدها هزار از این وبها بسته می شود  حالا بگوییم این وبها کلا فیلتر بشوند ولی راهکاری برای فرار از آن ایجاد میشود پس این راه اصلی نیست..

راهکار دیگری در بخش سینما و فیلم باید ایجاد شود تا خود فرد به این سو نرود و از این موارد پیش نیاید آیا شما به این مورد برخورده اید که یک روز به دنبال وب یا در به در دنبال سی دی یا فیلم غیر اخلاقی (یا در زبان عام مردم فیلم س ک س ی) بگردید...

در  همین هفته بیشتر در مورد این معضل و سینمای غیر اخلاقی صحبت می کنیم سینمایی که در ایران به سینمای سیاه  یا سینمای قاچاق معروف است

 

 

تا همین جا برای شروع بحث  در مورد فیلمهای غیر اخلاقی و  سانسور و معضل خود ارضایی فکر کنم بس باشه هرچند مطالبی رو می تونیم باهم در قسمت نظرات مطرح کنیم که دوست داشتم بگم  اما خطرناکه  چون در اینجا موجب سانسور و فیلتر شدن  همین جا هم می شود...

پس منتظر نظرات شما در مورد فیلمهای غیر اخلاقی و سانسور هستیم...


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : شنبه سوم شهریور 1386 |

کمیسر رکس

سلام.من از یه سفر سه روزه و بسیار خسته کننده برگشتم.امیدوارم منو فراموش نکرده

باشید

امروز میخوام اطلاعاتی در باره ی سریال رکس یا همون کمیسر و رکس قرار بدم.حتما" این

سریال زیبا رو دیدید.چون همین چند وقت پیش شبکه ی ۳ این سریال رو دوباره پخش کرد...

                                    

برای دیدن مطالب و عکسها به ادامه ی مطلب برید...



ادامه مطلب


+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : شنبه سوم شهریور 1386 |

خلاصه قسمت 44 جواهری در قصر

در همین صفحه



+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : جمعه دوم شهریور 1386 |

سریال ارتش سری..

سریال ارتش سری..

 

نام یک سریال تلویزیونی معروف از محصولات شبکه بی.بی.سی در سال ۱۹۷۷ است. این سریال به فارسی نیز دوبله و در ایران مورد استقبال فراوانی قرار گرفت.

داستان‌های سریال توسط جرارد گرایستلر، تهیه کننده در شبکه بی بی سی که زمانی خلبان بوده بر پایه رویدادهای واقعی آفریده شده‌است.

شناسنامه سریال:

کارگردان:روجر چولی.روجر ینگیس

نویسنده:مایکل جی.برد,مایکل چمپمن

تهیه کننده:جرارد گرایستلر

بازیگران:برناردهپتون.آنجلا ریچاردز.کلیفورد رز و...

تاریخ ساخت:1977

کشور سازنده:انگلستان..شبکه بی بی سی

تعدادقسمت:42 قسمت 50دقیقه ای

 

خلاصه داستان:

داستان «ارتش سری» مربوط به دوران جنگ جهانی و فعالیت‌های یک گروه نجات در بلژیک است. فعالیت‌های این گروه بیشتر به فراری دادن خلبان‌های بریتانیایی است که هواپیماهایشان در بلژیک سقوط می‌کند. اعضای گروه در بروکسل رستورانی دارند و ظاهراً مهماندارانی گرم برای افسران گشتاپو هستند که بروکسل را در اشغال خود دارند. شماری از اعضای گروه در جریان عملیات و همچنین بمباران‌های زمان جنگ کشته می‌شوند. پس از جنگ مردم شهر با این تصور که گردانندگان رستوران، خودفروخته و دوست افسران گشتاپو بوده‌اند آنها را مورد آزار قرار می‌دهند.

 

اطلاعات آپدیت می شود...(آلبوم عکس این سریال بزودی)




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : پنجشنبه یکم شهریور 1386 |

بوي خوش موفقيت
بوي خوش موفقيت
 

در بين سه هنرپيشه اصلي سري فيلم‌هاي هري پاتر، تنها دانيل رادكليف، هنرپيشه نقش هري پاتر سابقه حضور كوتاهي در مقابل دوربين در فيلم خياط پاناما (جان بورمن) را داشته است و اميلي واتسون و روپرت گرينت تنها در نمايشنامه‌هاي مدرسه نقش‌هايي را ايفا كرده بودند.

 هر سه اين هنرپيشه‌هاي انگليسي تقريباً‌ هم‌سن هستند هر چند كه روپرت گرينت متولد 1988 و دو نفر ديگر به ترتيب متولد 1989  و 1990 هستند. هر سه هنرپيشه قراردادهايي را براي بازي تا پايان قسمت هفتم به امضا رسانده‌اند هر چند كه مبلغ اين قراردادها تا كنون فاش نشده است .

  دانيل رادكليف : حضور تا پايان قسمت هفتم

  •  شخصيت هري در اين فيلم به مراتب تيره‌تر از فيلمهاي گذشته است و شما با مسائل تازه زيادي مواجه مي‌شويد.

- تصور مي‌كنم كه زندگي هري پاتر مثل هر نوجوان ديگري افت و خيزهاي فراواني دارد و البته او در زندگي شخصي‌اش با مشكلاتي مواجه بوده كه شايد كمتر نوجواني با آن دست به گريبان بوده است. از سوي ديگر او در ذهنش در حال حاضر با مشكلات متعددي درگير است كه رويارويي او با اين مشكلات قطعا براي همه تماشاگران جذاب خواهد بود.

  •  آيا در حين فيلمبرداري قسمتهاي مختلف كتاب را بازخواني مي‌كنيد؟ آيا آگاهي از وقايع آينده هري در بازي شما موثر است؟

- خير، چون در زندگي واقعي هيچ كس نمي‌داند كه در آينده چه واقعه‌اي رخ خواهد داد و اگر هم با اين معلومات در اين نقش بازي كنم در واقع خلاف روند طبيعي عمل كرده‌ام. زمان اصلي خواندن كتابها براي من در مراحل پيش توليد فيلم است و پس از اينكه فيلمنامه نهايي به دست من مي‌رسد با توجه به آنچه كه از كتابها در ذهنم مانده است با تيم فيلمنامه‌نويسي جلساتي را داريم تا هر بخشي از فيلمنامه كه بنا به دلايلي پرداخت خوبي نداشته اصلاح شود.

  • در مورد روند همكاري با ديويد يتس كه كارگردان  اين فيلم بوده چه نظري داريد؟

- ديويد يكي از دلايلي است كه من در اين فيلم  با روند خوبي در حين توليد مواجه بودم. او با درك كاملي از توانايي‌هاي من درخواست‌هاي منطقي را در حين كار مطرح مي‌كرد و البته من هم با توجه به تجربه بازي در فيلمهاي قبلي ديگر مشكلات فيلمهاي قبل را نداشتم و ديويد نيز از اين نكته نهايت استفاده را برد.

  • آيا شما تا پايان اين سري فيلمها حضور خواهيد داشت؟

- ما اخيراً در اين مورد قراردادي را امضا كرديم كه تا پايان فيلم هفتم در اين سري فيلمها حضور خواهيم داشت.

روپرت گرينت : دست يافتن به نقشي جديد

  • اين پنجمين فيلم شما در اين سري است آيا هنوز از بازي در اين نقش لذت مي‌بريد؟

-هميشه در تمام فيلمهاي هري پاتر فضاي خوبي بر صحنه حكمفرما بوده و شايد بخشي از  دليل حضور من و ساير هنرپيشه‌ها در اين فيلم همين نكته باشد، البته در اين فيلم تغييرات زيادي صورت گرفته بود و نويسنده و كارگردان تازه‌اي داشتيم ولي همه اين‌ها در جهت ارائه قالبي تازه براي اين فيلم بوده است.

  • شيوه كار ديويد يتس را تا چه حد با ساير كارگردانها متفاوت مي‌دانيد؟

- او در مقايسه با مايك نيوئل كارگردان  قسمت چهارم كاملا متفاوت است و ديويد در مقايسه با او فردي بسيار خونسردتر بود.

  • آيا در اين  فيلم از بدلها استفاده زيادي شد؟

- در برخي از صحنه‌ها از بدل استفاده شد و  البته در صحنه‌اي كه مربوط به سواري با تسترال مي‌شود به طور كامل از بدل استفاده شد.

  • آيا دوست داريد كه در صحنه‌هاي خطرناك مربوط به شخصيت‌تان از بدل استفاده نشود؟

- بستگي دارد كه اين صحنه‌ها چه باشد، اگر اين صحنه‌ها واقعاً خطرناك باشد ترجيح مي‌‌دهم كه از بدل در آنها استفاده شود.

  • براي آن صحنه درگيري چند بار به ديوار كوبيده شديد؟

- اين صحنه چند برداشت داشت، ولي پس از اولين برداشت ديگر به آن عادت كرده بودم.

  • شنيده‌ايم كه شما به عنوان مدل يك بازي كامپيوتري انتخاب شديد؟

- بله درست است، براي من خيلي جذاب بود كه خودم را در يك بازي كامپيوتري ببينم. من علاقه زيادي به اين بازي دارم و زياد با آن بازي مي‌كنم.

  • آيا به‌جاي شخصيت‌ها در اين بازي صحبت كرديد؟

- خير، البته حالا از اين بابت متاسف هستم چون بازي با صداي خود ما مي‌توانست بسيار جذاب‌تر باشد.

اميلي واتسون: دست نيافتني‌ترين رقيب

  • با توجه به اينكه در پنجمين فيلم از اين سري بازي مي‌‌كنيد آيا نقش براي شما تكراري نشده است.

 ديويد يتس چهارمين كارگرداني بود كه ما در اين سري با او كار مي‌‌كرديم و اين تعدد كارگردانها و سليقه‌ها باعث شده تا ما در فيلمهاي مختلف با فضاهاي مختلفي مواجه شويم و كار چندان براي ما تكراري نباشد.

  • با توجه به اكران پنجمين فيلم آيا احساس مي‌كنيد كه شخصيت هرميون بر شما تأثير‌گذار بوده است، يا اينكه شما بيشتر بر او تأثير گذاشته‌ايد؟

- همه در اين مورد از من سؤال مي‌كنند چون من امتحاناتم را با نتايج خوبي پشت سر گذاشتم و حتي برخي به شوخي ديگر مرا هرميون صدا مي‌كنند. اما گذشته از اينها هرميون براي من يك الگو بوده است و در فيلمهاي هري پاتر هيچ كس نمي‌تواند با او رقابت كند.

  • آيا كارگردان فيلم براي اين قسمت خواهان شرايط جديدي در بازيگري بود؟

- ما پيش از آغاز فيلمبرداري چندين جلسه مشترك با ساير هنر پيشه‌ها داشتيم و به نظر مي‌‌رسيد كه براي او بسيار مهم است كه ما سه نفر در نقش سه شخصيت اصلي فيلم هماهنگي خوبي داشته باشيم. البته اهميت شخصيت‌ها در اين فيلم بيش از سابق شده بود و ديويد (كارگردان فيلم) هم براين مسئله تاكيد داشت.

  • آيا بجز اين سري فيلمها كار ديگري را در نظر داريد؟

- در مورد چند فيلمنامه صحبت‌هايي انجام شده ولي هنوز هيچ چيز قطعي نيست.

  • زماني كه جي‌كي‌رولينگ بر روي صحنه آمد آيا شما با او ديدار كرديد؟

- متأسفانه من در آنجا نبودم ولي در تولد ملكه با او ملاقات كردم  و ما مكالمه خوبي داشتيم.

  • آيا او درباره آينده هرميون چيزي به شما گفت؟

- خير.

 

منبع : همشهری آنلاین




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : پنجشنبه یکم شهریور 1386 |

ماجراجويي‌هاي تازه هري پاتر
ماجراجويي‌هاي تازه هري پاتر
 

پنجمين سال حضور در مدرسه هاگوارتز براي هري پاتر و همشاگردي‌هايش با گذشته تفاوت‌هاي زيادي دارد.

 آنها ديگر نوجوان نيستند و ناگهان خود را با  فراز و نشيب‌هاي دوران جواني و عواقب آن مواجه مي‌بينند. هري نيز از اين قاعده مستثني نيست و بايد با اتفاقاتي از جمله بازگشت لرد ولدرموت و مرگ دوستش سدريك ديگوري روبه‌رو شود و همين حوادث باعث شده تا او زودتر از سايرين  مسئوليت‌هايي را بپذيرد كه هرگز انتظارشان را نداشته است.

كارگردان اين قسمت از سري  فيلم‌هاي هري پاتر ديويد يتس بود كه براي اولين بار در فيلمي از اين سري حضور پيدا مي‌كرد. او درباره اين تجربه تازه مي‌گويد: براي من هيجان‌انگيز بود كه اين قصه در دوران گذار دانش‌آموزان از نوجواني به جواني اتفاق مي‌افتد.

اين فيلم درباره شورش و درك محدوديت‌ها و امكانات تازه دوره جواني است و من خوشحالم كه در اين زمان براي ساخت فيلمي از اين سري انتخاب شدم. ديويد هيمن يكي از تهيه‌كنندگان اين سري فيلم‌ها  در مورد انتخاب ديويد يتس براي اين فيلم مي‌گويد: ديويد قبل از اين بابت كار در تلويزيون از چند جشنواره بين‌المللي جوايزي دريافت كرده بود و ما مطمئن بوديم  او به‌راحتي از عهده اين كار برخواهد آمد و او با كار فوق‌العاده‌اش در اين فيلم اين نظر ما را تاييد كرد.

مهم‌ترين نكته در مورد داستان اين فيلم پي بردن هري به رازي قديمي است؛ اين‌كه والدين او در كنار مولي و ارتور وسلي، رموس لوپن و سيريوس بلك در بين اعضاي اصلي محفل ققنوس بوده‌اند. گري اولدمن هنرپيشه نقش سيريوس بلك در فيلم هري پاتر و زنداني ازكابان در مورد اين حقيقت تازه مي‌گويد: سيريوس از اين‌كه به غلط متهم شده و براي سال‌ها در ازكابان زنداني شده است به‌شدت آزرده‌خاطر است و هنوز هم در توهم سال‌هاي نخستين تشكيل محفل به‌سر مي‌برد. روابط او با هري نيز ريشه در گذشته دارد چرا كه او را به ياد جيمز- پدر هري- مي‌اندازد.

اما چيزي كه براي همه علاقه‌مندان فيلم‌هاي هري پاتر تازگي خواهد داشت، توافق هري براي تدريس وردهايي است كه دانش‌آموزان براي مقابله با هنرهاي تيره بايستي بياموزند. دانيل رادكليف درباره اين موضوع مي‌گويد: هري در ابتدا تمايلي به اين موضوع ندارد اما به اصرار هرميون راضي به اين كار مي‌شود و به نوعي استاد ارتش زيرزميني دامبلدور است كه سعي در آموزش دانش‌آموزان براي يادگيري نحوه مبارزه دارد و اين چهره جديد هري براي تماشاگراني كه تابه‌حال تنها او را در حال يادگيري ديده بودند تازگي خواهد داشت.

در كنار اين مسائل موجوداتي تحت عنوان تسترالز در اين قسمت به دنياي فيلم‌هاي هري پاتر وارد شده‌اند. اين موجودات كه تركيبي از اژدها و اسب هستند قادر به پرواز هستند و تنها افراد در شرايطي قادر به استفاده از آنها هستند كه شاهد عيني مرگ شخصي بوده باشند و البته هري كه شاهد مرگ دوستش سدريك بوده است امكان استفاده از آنها را دارد. او به همراه دوست جديدش لونا از آنها براي انتقال ارتش دامبلدور به ميدان مبارزه در اولين جنگ بزرگشان استفاده مي‌كنند.

اما اوج داستان در نبرد بزرگ ارتش دامبلدور و ولدرموت  خواهد بود. ديويد هيمن درباره اين نبرد بزرگ مي‌گويد: اين در واقع نبردي بر سر روح هري است و در اين ميان هري كه در آغاز راه فردي منزوي و تنها بوده اكنون درمي‌يابد كه استعدادي شگرف در اختيار او قرار داده شده است كه از آن بايد براي كمك به ديگران استفاده كند.

دانيل رادكليف نيز در اين مورد مي‌گويد: هري درمي‌يابد كه ممكن است ولدرموت و دوستانش داراي قدرت باشند اما او هرگز از وفاداري‌اي كه دوستان هري نسبت به او دارند بهره‌مند نخواهد شد.

والدين و دوستان هري چيزي به او اعطا كرده‌اند كه ولدرموت هرگز به آن دست نخواهد يافت و آن چيزي به‌جز دوست داشتن نيست. 

همشهری آنلاین




+ | نويسنده : حامد(مدیر مسئول) در تاريخ : پنجشنبه یکم شهریور 1386 |

مطالب گذشته مجــــله

منوی اصلی

نویسندگان مجله

بـــایگانی موضوعی مجله
سریالهای ایرانی
ابراهیم حاتمی کیا
ss501
دکتر هاوس
شبکه فـــارسی1
مهران مدیری
جواهری در قصر
یادی از گذشته
پزشک دهکده
حوادث فیلمی
بزودی می آید
پرستاران
معرفی فیلم
امروز تولد کیه؟
اخبار سینماوسیمای ایران
اخبار سیما
برنامه هفتگی فیلمهای سینمایی
معرفی مجلات
سنتوری
سری فیلم هری پاتر
سیندرلا
اخبار هنرمندان
فراخوان دعوت به همکاری
محاکمه
فراخوان نامگذاری
کوله پشتی
چارخونه
شرک
هری پاتر
مرد عنکبوتی
هانیکو(داستان زندگی)
سوته دلان
کاریکاتور
تخیلی_فانتزی
ارباب حلقه ها
سینمای وحشت
امپراطوردریا
ارتش سری
کمیسر رکس
بدون شرح
تن تن
تام و جری
مسابقه تصویر شناسی
افسانه شجاعان
زندگی در مریخ
هشدار برای کبرا11
بررسی پرونده کاری کارگردانان
ماموران مخفی پلیس
بیوگرافی بازیگران
ماتریکس
"آن در گرین گیبلز"
فیلم هفت(سون)
رابین هود
والت دیزنی
فیلمهای منتخب هفته
جشن ها و جشنواره ها
سریال ها و برنامه های ماه رمضان
گالری عکس
اخباروبررسی فیلمهای هندی-بالیوود
گل بارون زده
کمیسر لسکو
دانلود
درخواست های دوستان
بی صدا فریاد کن
بابالنگ دراز
فیلم های ترسناک
ساعت شنی
جدول فروش فیلمها
روزگار قریب
بیداری
معرفی کارگردان
جومونگ
سریالهای مناسبتی ماه محرم
اخبار و عکسهای هالیوود
نقدفیلمها وسریالها
گفتگوباهنرمندان
برنامه های نوروزی
مرگ تدریجی یک رویا
اطلاعیه ها
دانلود آنونس فیلمها
تاجر پوسان
معرفی هنرمندان
معرفی کارتونهای قدیمی
معرفی سریال جدید
گـــاهنامه وب
معرفی کمپانیهای فیلمسازی
سینمای پیش از انقلاب
هوانگ جین یی
معرفی سریالهای قدیمی
گـــالری عکس بازیگران
افسران پلیس
بازیگران و فیلم و سریال های کره ای
سریال امیلی در نیومون
زنان کوچک
یی سان
امپراتوری بادها
خانواده دکتر ارنست
همیشه پای یک زن در میان است!!
دختری با گوشواره مروارید
قصه های جزیره
به سوی جنوب
نقاش باد
مستربین
حاشیه های سینمایی
لاست(گمشده)
موزیک تیتراژ و کلیپ
هیروز(قهرمانان)
سريالهاي امريکايي
مقالات آزاد
پریسون بریک(فرار از زندان)
پسرانی فراتر از گل
دریافت سریال

بــــایگانی ماهانه مجله

Copy Right © http://jewelintv.blogfa.com .:. قالب زمستان89 ساخته شده توسط: : گروه طراحی مجله الکترونیکی تلویزیون و سینــــما